کلمه جو
صفحه اصلی

devised

انگلیسی به فارسی

طراحی شده، تدبیر کردن، درست کردن، تعبیه کردن، اختراع کردن


پیشنهاد کاربران

اختراع شده

Inventer ساختن. . طراحی کردن

طراحی شده
ایجاد شده
Development

برنامه ریزی شده

طراحی شده

ساخته شده


کلمات دیگر: