کلمه جو
صفحه اصلی

strains

انگلیسی به فارسی

فشارها، نژاد، زور، کشش، تقلا، کوشش، کشیدگی عضله، صفت موروثی، خصوصیت نژادی، درد سخت، اسیب، اصل، خوی، خیل، در رفتگی یا ضرب عضو یا استخوان، زور زدن، مشمئز شدن، خسته کردن، زودبکار بردن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، سفت کشیدن


پیشنهاد کاربران

فشار . کوشش. کش دادن. پافشاری کردن

The sound of some music

سویه ها

فشارها


کلمات دیگر: