مردم کشور
country people
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
معانی: هموطنان، هم میهنان، شهروندان، مردم روستایی
Definition = افرادی که در یک کشور زندگی می کنند. /مجموعه شهروندان یک دولت یا کشور/فرادی که در یک محیط روستایی پرورش می یابند یا زندگی می کنند/
مثال:
The songs of countrypeople and of sailors delight me.
ترانه های مردم روستایی و ملوانان مرا به وجد می آورد.
Definition = افرادی که در یک کشور زندگی می کنند. /مجموعه شهروندان یک دولت یا کشور/فرادی که در یک محیط روستایی پرورش می یابند یا زندگی می کنند/
مثال:
The songs of countrypeople and of sailors delight me.
ترانه های مردم روستایی و ملوانان مرا به وجد می آورد.
کلمات دیگر: