کلمه جو
صفحه اصلی

studded

انگلیسی به فارسی

خیره کننده


خیش


انگلیسی به انگلیسی

• dotted or decorated with studs or nailheads
something that is studded is decorated with studs or things that look like studs.

جملات نمونه

1. a crown studded with jewels
تاجی که با جواهر آذین شده است

2. The door was studded with brass nails.
[ترجمه ترگمان]در با ناخن های برنجی باز شده بود
[ترجمه گوگل]درب با ناخن های برنجی خیس شده بود

3. Elaine looked up at the black, velvety sky studded with tiny, twinkling stars.
[ترجمه ترگمان]الین به آسمان سیاه و مخمل گون نگاه کرد که پر از ستاره درخشان و درخشان بود
[ترجمه گوگل]ایلین نگاهی به آسمان سیاه و خیس، با ستاره های کوچک و پر زرق و برق دار کرد

4. The ham was studded with cloves.
[ترجمه ترگمان]ژامبون پر از میخک بود
[ترجمه گوگل]ژامبون با میخک پر شده بود

5. The sky was clear and studded with stars.
[ترجمه ترگمان]آسمان صاف و پر از ستاره بود
[ترجمه گوگل]آسمان با ستارگان روشن و خیره شد

6. The new studded boots gave his players poise and confidence and were a vital factor in their 3-1 win.
[ترجمه ترگمان]چکمه های studded جدید به بازیکنان خود آرامش و اعتماد به نفس داد و یک عامل حیاتی در برد ۳ - ۱ خود بودند
[ترجمه گوگل]چکمه های جدید نارنجی به بازیکنان خود و اعتماد به نفس و یک عامل حیاتی در پیروزی 3-1 خود بودند

7. She wears a pink suede jacket with a studded fringe which she takes great care to hang.
[ترجمه ترگمان]کت مخمل صورتی رنگی با حاشیه دوزی دوزی بر تن دارد که از آن به خوبی مراقبت می کند
[ترجمه گوگل]او یک ژاکت جیر صورتی با یک حاشیه خالدار پوشانده است که او به مراقبت های زیادی نیاز دارد

8. Arthur Abraham, dressed in heavy studded black leather, reviews a recent technical paper on encryption.
[ترجمه ترگمان]آرتور آبراهام در حالی که با چرم مشکی رنگ پوشیده شده بود، یک مقاله فنی جدید را در مورد رمزنگاری مورد بررسی قرار داد
[ترجمه گوگل]آرتور آبراهام، که در چرم سیاه و سفید مشکی پوشانده شده، یک مقاله فنی جدید را در مورد رمزنگاری بررسی می کند

9. Two fifteenth-century icons set in beaten silver, studded with amethyst and quartz.
[ترجمه ترگمان]دو شمایل قرن پانزدهم در نقره مورد استفاده قرار گرفته بودند که از amethyst کوهی و کوارتز تشکیل شده بود
[ترجمه گوگل]دو آیکون قرن پانزدهم در نقاشی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با آهستگی و کوارتز پر شده است

10. I can taste the rich meat of venison studded with ripe apples and sweet Texas onions.
[ترجمه ترگمان]من می توانم گوشت و گوشت گوزن of که با سیب های رسیده و پیاز شیرین تگزاس پر شده است را بچشم
[ترجمه گوگل]من می توانم گوشت غنی از عنابی را با سیب رسیده و پیاز تگزاس تند بخورم

11. The red velvet background of the reliquary is studded with precious gems and valuable ornaments donated by her grateful clients.
[ترجمه ترگمان]پس زمینه مخمل قرمز of با جواهرات گران قیمتی و زیورآلات با ارزش که به وسیله مشتریان سپاسگزار وی اهدا شده است، تزئین شده است
[ترجمه گوگل]پس زمینه قرمز مخملی این گلدان با سنگهای گرانبها و زیور آلات ارزشمند اهدا شده توسط مشتریان دلسوز او پر شده است

12. It is mounted on a rectangular panel, studded with 24 lights.
[ترجمه ترگمان]آن بر روی یک قاب مستطیلی سوار شده و با ۲۴ روشن تزئین شده است
[ترجمه گوگل]این یک پانل مستطیلی است که دارای 24 چراغ است

13. The island is studded with white sand beaches.
[ترجمه ترگمان]این جزیره با سواحل شنی سفید تزئین شده است
[ترجمه گوگل]این جزیره با سواحل شنی سفید پوشیده شده است

14. The ground they travelled over was studded with boulders buried in snow-covered moss.
[ترجمه ترگمان]زمینی که آن ها به آن سفر کرده بودند، با تخته سنگ های پوشیده شده در خزه پوشیده از برف آراسته شده بودند
[ترجمه گوگل]زمینی که آنها با آن سفر می کردند با تخته سنگ هایی که در خزه های برف پوشانده بودند، پر شده بود

پیشنهاد کاربران

Full off
Replete with


کلمات دیگر: