پشت سر آمدن، دنبال رفتن، ماندن
stay back
پیشنهاد کاربران
Phrasal verb :
جلو نیامدن
به سمت جلو حرکت نکردن
عقب ماندن
به عنوان مثال :
I stayed back and let the others go home
جلو نیامدن
به سمت جلو حرکت نکردن
عقب ماندن
به عنوان مثال :
I stayed back and let the others go home
کلمات دیگر: