کلمه جو
صفحه اصلی

sprout


معنی : شاخه، جوانه، فرزند، سبز شدن، جوانه زدن
معانی دیگر : رستن، روییدن، شاخه درآوردن، غنچه کردن، شکفتن، بردمیدن، تندیدن، (به سرعت) رشد کردن، پیشرفت کردن، رونق گرفتن، نوشاخه، ترکه، ستاک

انگلیسی به فارسی

جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: sprouts, sprouting, sprouted
(1) تعریف: to start to grow, as a shoot or bud.
مشابه: burgeon, rise

(2) تعریف: to send forth one or more shoots or buds.
مشابه: burgeon

(3) تعریف: to grow rapidly.
مشابه: burgeon, germinate, mushroom, rise, spring

- His children sprouted like weeds.
[ترجمه ترگمان] بچه هاش مثل علف سبز شدن
[ترجمه گوگل] بچه های او مانند علف های هرز زاده شد
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to grow (something) or cause (something) to grow.

- Do you expect me to sprout wings and fly?
[ترجمه ترگمان] انتظار داری که من بال بزنم و پرواز کنم؟
[ترجمه گوگل] آیا من انتظار دارم که بال بالایی بشوم و پرواز کنم؟
- He sprouted the beans in a large jar.
[ترجمه ترگمان] در ظرف بزرگی لوبیا سبز شد
[ترجمه گوگل] او لوبیا را در یک شیشه بزرگ پرورش داد
اسم ( noun )
(1) تعریف: a shoot or bud of a plant.
مشابه: germ

(2) تعریف: a new growth from a seed, bulb, or rootstock.
مشابه: germ, outgrowth, top

• sprig, shoot; lad, young man (slang)
bud; bloom; burst forth; grow quickly; cause to sprout, grow
when plants or vegetables sprout, or when they sprout new shoots, leaves, or roots, they grow or produce them.
if things sprout, or if something sprouts them, they suddenly appear and spread rapidly.
sprouts or brussels sprouts are vegetables like very small cabbages.

مترادف و متضاد

شاخه (اسم)
grain, wing, horn, branch, arm, tributary, limb, bifurcation, bough, sprout, branch line, embranchment

جوانه (اسم)
chrysalis, tiller, offshoot, bud, sprout, seedling, gemma, youngling

فرزند (اسم)
issue, root, progeny, offset, child, produce, son, sprout, offspring, daughter, scion, shoot

سبز شدن (فعل)
grow, green, germinate, sprout, shoot

جوانه زدن (فعل)
grain, tiller, branch, nip, leaf, bud, erupt, peep, germinate, sprout, burgeon, shoot

develop


Synonyms: bud, burgeon, germinate, grow, push, shoot, shoot up, spring, take root, vegetate


Antonyms: die, shrink, shrivel


جملات نمونه

1. the seeds will sprout in a few days
ظرف چند روز تخم ها جوانه خواهند زد.

2. The seeds will sprout in a few days.
[ترجمه ترگمان]دانه ها ظرف چند روز جوانه خواهند زد
[ترجمه گوگل]بذر چند روزه رشد می کند

3. The seeds will sprout in 3 days after they are sown.
[ترجمه Adel Chaichian] دانه ها در عرض سه روز پس از بذرافشانی جوانه خواهند زد.
[ترجمه ترگمان]دانه ها ظرف سه روز پس از are کاشته خواهند شد
[ترجمه گوگل]دانه ها پس از کاشت در 3 روز رشد می کنند

4. Leaf-shoots were beginning to sprout on the hawthorn.
[ترجمه ترگمان]جوانه های برگ شروع به جوانه زدن در the کرده بودند
[ترجمه گوگل]شاخه های برگ شروع به زالزالک کردند

5. Trees were starting to sprout new leaves.
[ترجمه ترگمان]درختان شروع به جوانه زدن برگ های جدید کرده بودند
[ترجمه گوگل]درختان شروع به رشد برگ های تازه کردند

6. I wished I could just sprout wings and fly away.
[ترجمه عادل چایچیان] ایکاش بال درمی آوردم و پرواز می کردم.
[ترجمه ترگمان]آرزو کردم که ای کاش می توانستم بال بزنم و پرواز کنم
[ترجمه گوگل]من آرزو داشتم که بالهایم را بشکنم و پرواز کنم

7. The seeds sprout into small, hairlike seedings.
[ترجمه ترگمان]دانه ها جوانه می زنند، hairlike seedings
[ترجمه گوگل]بذر جوانه ها را به ساقه های کوچک و مویی می رساند

8. I wish I could sprout wings and fly away.
[ترجمه ترگمان]ای کاش میتونستم پرواز کنم و پرواز کنم
[ترجمه گوگل]من آرزو می کنم که بتوانم بال بالایی بسازم و پرواز کنم

9. New antlers began to sprout again.
[ترجمه ترگمان]شاخ های جدید دوباره شروع به جوانه زدن کرد
[ترجمه گوگل]سینه های جدید دوباره شروع به رشد کردند

10. When do deer first sprout horns?
[ترجمه ترگمان]اولین بار کی شاخ ها دارن؟
[ترجمه گوگل]وقتی گوزن اولین شاخۀ بوته ای می شود؟

11. You can sprout the seeds fast by soaking with warm water.
[ترجمه عادل چایچیان] شما می توانی دانه ها را در آب ولرم بخیسانی تا زودتر جوانه بزنند.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید با جذب آب گرم، دانه ها را به سرعت جوانه بزنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید دانه ها را با آب گرم خیس بخورید

12. The onions are beginning to sprout .
[ترجمه ترگمان]پیاز شروع به جوانه زدن می کند
[ترجمه گوگل]پیاز شروع به رشد می کنند

13. When the seedlings sprout, uncover the tray.
[ترجمه عادل چایچیان] وقتی دانه ها جوانه زدند، پوشش روی سینی را بردارید.
[ترجمه ترگمان]وقتی که جوانه جوانه، سینی رو باز کنید
[ترجمه گوگل]وقتی جوانه های نهال را پیدا می کنید، سینی را کشف کنید

14. A chemical sprout inhibitor should be used for long term storage.
[ترجمه ترگمان]یک مانع جوانه زدن شیمیایی برای نگهداری بلندمدت باید مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]برای نگهداری طولانی مدت بایستی یک مهار کننده ی زنجیره ای شیمیایی استفاده شود

The seeds will sprout in a few days.

ظرف چند روز تخم‌ها جوانه خواهند زد.


پیشنهاد کاربران

جوانه

جوانه زدن،
Give off shoots
The process in which seeds begin to grow

look like a worthless bunch sprouted around you again
بنظرمیاد یه گروه بی خاصیت دیگه دورت جمع شدن

جوانه زدن - سبز کردن/شدن
verb
1 : to produce new leaves, buds, etc.
[no obj]
◀️seeds sprouting in the spring
◀️Potatoes will sprout in the bag if kept in a warm place.
[ obj]
◀️The garden is sprouting weeds.
◀️The tree is already sprouting leaves.
2 : ( to grow or develop ( something
[ obj]
◀️He sprouted a beard since the last time I saw him.
◀️She dreamed that her boss had sprouted horns.
[no obj]
◀️Hair sprouted on his face.
3 [no obj] :
to appear suddenly and in large numbers — often up
◀️Dozens of new restaurants have been sprouting up [=popping up] around the city.

noun
1 [count] :
🔴a new part ( such as a leaf or bud ) that is growing on a plant
2 sprouts [plural] chiefly US :
🔴very young plants that come from alfalfa or bean seeds and that are used as a vegetable
3 count] chiefly Brit] :
🔴brussels sprout

◀️ Come back when your pubes sprout : وقتی چُختِت دراومد برگرد ( خیلی بچه ای هنوز )


کلمات دیگر: