1. he is supposed to telephone
قرار است که تلفن بزند.
2. vacations are supposed to be a pleasure
قاعدتا تعطیلات لذت بخش است.
3. we are supposed to meet for lunch
قرار است برای نهار با هم ملاقات کنیم.
4. children are not supposed to be sent to war
بچه ها نباید به جنگ فرستاده شوند.
5. What am I supposed to do?
[ترجمه ترگمان]من باید چیکار کنم؟
[ترجمه گوگل]من باید چه کاری انجام بدم؟
6. This coat was supposed to keep rain out, but water has soaked through.
[ترجمه ترگمان]قرار بود این کت باران را بیرون نگه دارد، اما آب از آن خیس شده است
[ترجمه گوگل]این کت قرار بود باران را حفظ کند، اما از طریق آب خیس شده است
7. A driver is not supposed to flash his lights at the coming vehicles.
[ترجمه A.M.G] یک راننده نباید چراغ های خود را به سمت وسایل نقلیه ای هایی که از سمت روبرو می آیند روشن کند
[ترجمه ترگمان]یک راننده قرار نیست که چراغ های خود را در وسایل نقلیه آینده روشن کند
[ترجمه گوگل]راننده قرار نیست فلش چراغ خود را در وسایل نقلیه آینده است
8. Journalists are supposed to be politically neutral.
[ترجمه ترگمان]روزنامه نگاران باید از نظر سیاسی بی طرف باشند
[ترجمه گوگل]روزنامه نگاران به طور سیاسی بی طرف هستند
9. The concert was supposed to be a charity event but it had strong political overtones.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رفت که این کنسرت یک رویداد خیریه باشد، اما دارای بار سیاسی قوی بود
[ترجمه گوگل]این کنسرت باید یک رویداد خیریه باشد، اما این سیاهیهای قوی سیاسی داشت
10. I didn't know I wasn't supposed to.
[ترجمه ترگمان]نمی دانستم که نباید این کار را بکنم
[ترجمه گوگل]من نمی دانستم که قرار بود این کار را بکنم
11. This combination of qualities is generally supposed to be extremely rare.
[ترجمه ترگمان]این ترکیب از ویژگی ها به طور کلی بسیار کمیاب است
[ترجمه گوگل]این ترکیبی از ویژگی ها به طور کلی فرض می شود بسیار نادر است
12. She's supposed to do an hour's homework every evening.
[ترجمه ترگمان]او هر شب تکالیف مدرسه اش را انجام می داد
[ترجمه گوگل]او قرار است هر شب یک ساعت تکالیف انجام دهد
13. The show is supposed to be good.
[ترجمه ترگمان]نمایش باید خوب باشه
[ترجمه گوگل]نشان می دهد خوب است
14. I'm supposed to have handed in a first draft of my dissertation.
[ترجمه ترگمان]قرار بود مقاله اول of را به او بدهم
[ترجمه گوگل]من قصد دارم در اولین پیش نویس تدریس من دست به دست هم دهم
15. I think we always end up where we're supposed to.
[ترجمه ترگمان]من فکر می کنم ما همیشه به جایی که باید می رفتیم، پایان میدیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم ما همیشه به جایی می رسیم که قرار هستیم