درخواست کرد، اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن
urged
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
پافشاری
تشویق کردن، وادار کردن
تاکید کرد . . .
president urged ….
رییس جمهور تاکید کرد . . .
president urged ….
رییس جمهور تاکید کرد . . .
ملزم
کلمات دیگر: