بیش از حد فکر کنید
overthink
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
• : تعریف: combined form of think.
پیشنهاد کاربران
زیادی فکر کردن به چیزی
زیاده روی ، افراط
سرنگونی
وَسافکریدن.
وسااندیشیدن.
بیشافکریدن.
بیشااندیشیدن.
وسااندیشیدن.
بیشافکریدن.
بیشااندیشیدن.
کلمات دیگر: