کلمه جو
صفحه اصلی

acerbate


معنی : تند و تیز کردن، ترش کردن، تلخ و گس کردن
معانی دیگر : ترش یا تلخ کردن، تل  و گس کردن

انگلیسی به فارسی

تند و تیز کردن، ترش کردن، تلخ و گس کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: acerbates, acerbating, acerbated
(1) تعریف: to give a sour or bitter taste to.
مشابه: embitter

(2) تعریف: to aggravate or annoy.
صفت ( adjective )
• : تعریف: made bitter or sour.

• annoy, irritate, vex

مترادف و متضاد

تند و تیز کردن (فعل)
acerbate, devil

ترش کردن (فعل)
acerbate, acidify, acidulate

تلخ و گس کردن (فعل)
acerbate

exasperate


Synonyms: aggravate, annoy, disturb, perturb, provoke, rattle one’s cage



کلمات دیگر: