کلمه جو
صفحه اصلی

support system

انگلیسی به انگلیسی

• system that supports others

جملات نمونه

1. The family agreed to disconnect her life support system.
[ترجمه ترگمان]این خانواده توافق کردند که سیستم حمایت از زندگی اش را قطع کنند
[ترجمه گوگل]خانواده موافقت کردند که سیستم پشتیبانی زندگی خود را قطع کند

2. He's on a life support system.
[ترجمه ترگمان]او در یک سیستم پشتیبانی زندگی است
[ترجمه گوگل]او در سیستم پشتیبانی زندگی است

3. The introduction of a new support system to encourage public access and conservation-friendly farming methods.
[ترجمه ترگمان]معرفی یک سیستم حمایتی جدید برای تشویق دسترسی عمومی و روش های کشاورزی با حمایت از محیط زیست
[ترجمه گوگل]معرفی سیستم پشتیبانی جدید برای تشویق دسترسی عمومی و روش های نگهداری سازگار با محیط زیست

4. Use these people as a support system.
[ترجمه ترگمان]از این افراد به عنوان یک سیستم حمایتی استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از این افراد به عنوان یک سیستم پشتیبانی استفاده کنید

5. Proposed changes would phase out that support system, but guarantee farmers a gradually dwindling subsidy payment over the next seven years.
[ترجمه ترگمان]تغییرات پیشنهادی این سیستم پشتیبانی را تغییر خواهد داد، اما تضمین پرداخت تدریجی یارانه را در عرض هفت سال آینده تضمین خواهد کرد
[ترجمه گوگل]تغییرات پیشنهادی این سیستم پشتیبانی را از بین می برد، اما تضمین پرداخت یارانه ها را برای کشاورزان در هفت سال آینده تضمین می کند

6. It is our life support system and the life support system of the whole globe.
[ترجمه ترگمان]این سیستم حمایت از زندگی ما و سیستم حمایت از زندگی کل جهان است
[ترجمه گوگل]این سیستم پشتیبانی زندگی ما و سیستم پشتیبانی زندگی از سراسر جهان است

7. The support system had to be paid and bureaucratized. Costs soared.
[ترجمه ترگمان]سیستم حمایتی باید پرداخت شده و bureaucratized باشد قیمت ها بالا رفت
[ترجمه گوگل]سیستم پشتیبانی باید پرداخت و بوروکراتیزه شود هزینه ها افزایش یافته است

8. In Amsterdam, Querido introduced a twenty-four-hour domiciliary support system, linked with the care of general practitioners.
[ترجمه ترگمان]در آمستردام، Querido یک سیستم حمایتی بیست و چهار ساعته را معرفی کرد که با توجه متخصصان عمومی مرتبط بود
[ترجمه گوگل]Querido در آمستردام یک سیستم پشتیبانی 24 ساعته خانه را که با مراقبت از پزشکان عمومی مرتبط است معرفی کرد

9. Salazar's family agreed to disconnect the life support system.
[ترجمه ترگمان]خانواده سالازار قرار بود که سیستم حمایت از زندگی را قطع کنند
[ترجمه گوگل]خانواده سالازار موافقت کردند که سیستم پشتیبانی زندگی را قطع کنند

10. So the research of group decision support system has innovation and development.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، تحقیقات سیستم حمایت از تصمیم گروهی دارای نوآوری و توسعه است
[ترجمه گوگل]بنابراین تحقیق در مورد سیستم حمایت از تصمیم گیری گروهی نوآوری و توسعه است

11. Working capital management decision support system is one of the important branches of financial decision support system which is the highest stage of information management in enterprise finance.
[ترجمه ترگمان]سیستم پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت سرمایه یکی از شاخه های مهم سیستم پشتیبانی مالی است که بالاترین مرحله مدیریت اطلاعات در امور مالی شرکت است
[ترجمه گوگل]سیستم پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت سرمایه گذاری یکی از مهمترین بخش های سیستم پشتیبانی تصمیم گیری مالی است که بالاترین سطح مدیریت اطلاعات در امور مالی شرکت است

12. An intelligent decision support system with good adaptability and flexibility for newspapering advertisement is developed by means of data warehouse technology and DSS.
[ترجمه ترگمان]یک سیستم پشتیبانی تصمیم هوشمند با سازگاری خوب و انعطاف پذیری برای تبلیغ newspapering توسط تکنولوژی انبار داده و DSS توسعه داده می شود
[ترجمه گوگل]یک سیستم پشتیبانی منطقی هوشمند با سازگاری و انعطاف پذیری خوب برای تبلیغات خبرنگاری با استفاده از تکنولوژی انبار داده و DSS توسعه یافته است

13. Nobody's shutting off her life support system.
[ترجمه ترگمان] هیچ کس از سیستم پشتیبانی زندگیش بیرون نمیره
[ترجمه گوگل]هیچ کس سیستم پشتیبانی زندگی خود را خاموش نمی کند

14. That results in our proposed method based decision support system can be applied to the real stock market efficiently and obtain good performance, as indicated from the experiment results.
[ترجمه ترگمان]این نتایج در روش پیشنهادی ما مبنی بر سیستم پشتیبانی تصمیم گیری را می توان برای بازار سهام واقعی به طور موثر و به دست آوردن عملکرد خوب، همانطور که از نتایج آزمایش نشان داد، اعمال کرد
[ترجمه گوگل]این نتیجه را در سیستم پیشنهادی مبتنی بر روش پیشنهاد شده ما می توان به بازار سهام واقعی کارآمد و به دست آوردن عملکرد خوب، به عنوان از نتایج آزمایش نشان داد

پیشنهاد کاربران

سیستم حمایتی، سازوکار حمایتی، سازوکار پشتیبانی


کلمات دیگر: