سنتز کنید
synthesise
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• combine separate elements into a single unit; create a compound by combining simpler components; produce a material or substance by biological or chemical synthesis (also synthesize)
جملات نمونه
1. The movement synthesised elements of modern art that hadn't been brought together before, such as Cubism and Surrealism.
[ترجمه ترگمان]این جنبش عناصر هنر مدرن را سنتز کرد که قبلا با هم به وجود نیامده بودند، مانند Cubism و Surrealism
[ترجمه گوگل]جنبش، عناصر هنر مدرن را که پیش از آن با هم ترکیب نشده بودند، ترکیب کرد، مانند کوبیسم و سورئالیسم
[ترجمه گوگل]جنبش، عناصر هنر مدرن را که پیش از آن با هم ترکیب نشده بودند، ترکیب کرد، مانند کوبیسم و سورئالیسم
2. Single stops are either synthesised by the manufacturer, or sampled from actual organ pipes.
[ترجمه ترگمان]stops های منفرد یا توسط تولید کننده سنتز می شوند، یا از لوله های ارگ واقعی نمونه برداری می شوند
[ترجمه گوگل]توقف های متفاوتی توسط تولید کننده تولید می شود یا از لوله های ارگان واقعی گرفته می شود
[ترجمه گوگل]توقف های متفاوتی توسط تولید کننده تولید می شود یا از لوله های ارگان واقعی گرفته می شود
3. The synthesised components of the molecule look and act like a rotor blade, propelling the molecule around.
[ترجمه ترگمان]اجزای سنتز شده مولکول نگاه می کنند و مثل تیغه روتور عمل می کنند و مولکول را به اطراف هل می دهد
[ترجمه گوگل]مولکول های سنتز شده از مولکول نگاه می کنند و مانند یک تیغه روتور عمل می کنند و مولکول را در اطراف حرکت می دهند
[ترجمه گوگل]مولکول های سنتز شده از مولکول نگاه می کنند و مانند یک تیغه روتور عمل می کنند و مولکول را در اطراف حرکت می دهند
4. Each new compound synthesised was simply given a number, sometimes up to six figures long.
[ترجمه ترگمان]هر ترکیب جدید به سادگی عددی داده می شد، که گاهی تا ۶ رقم طول می کشید
[ترجمه گوگل]هر ترکیب جدید ترکیب شده به سادگی داده شده است، گاهی اوقات تا شش رقم طولانی است
[ترجمه گوگل]هر ترکیب جدید ترکیب شده به سادگی داده شده است، گاهی اوقات تا شش رقم طولانی است
5. Mackenzie is also looking at other mathematical techniques for analysing and synthesising waveforms.
[ترجمه ترگمان]مکنزی همچنین به دیگر تکنیک های ریاضی برای تحلیل و آنالیز شکل موج های synthesising نیز می پردازد
[ترجمه گوگل]مکینزی همچنین به دنبال روش های ریاضی دیگر برای تحلیل و شکل گیری شکل موج می باشد
[ترجمه گوگل]مکینزی همچنین به دنبال روش های ریاضی دیگر برای تحلیل و شکل گیری شکل موج می باشد
6. The increased synthesise of the central algogenic substance may be the mechanism of relieving pain.
[ترجمه ترگمان]افزایش synthesise مواد algogenic مرکزی می تواند مکانیزم تسکین درد باشد
[ترجمه گوگل]افزایش سنتز مواد زیستی مرکزی ممکن است مکانیسم کاهش درد باشد
[ترجمه گوگل]افزایش سنتز مواد زیستی مرکزی ممکن است مکانیسم کاهش درد باشد
7. Ernst Haeckel was particularly ardent, aiming to synthesise Darwin's ideas with those of Lamarck and Goethe while still reflecting the spirit of Naturphilosophie.
[ترجمه ترگمان]ارنست Haeckel به ویژه با شور و حرارت، با نظریات لامارک و گوته موافق بود، در حالی که هنوز روح of را منعکس می کرد
[ترجمه گوگل]ارنست هاکتل به ویژه با مشتاقانه تلاش کرد تا ایده های داروین را با لامارک و گوته ترکیب کند، در حالیکه هنوز روحیه طبیعت شناسی را بازتاب می دهد
[ترجمه گوگل]ارنست هاکتل به ویژه با مشتاقانه تلاش کرد تا ایده های داروین را با لامارک و گوته ترکیب کند، در حالیکه هنوز روحیه طبیعت شناسی را بازتاب می دهد
8. Rich in tryptophan, milk products help our brain synthesise serotonin, a natural chemical that induces calm and happiness.
[ترجمه ترگمان]غنی از تریپتوفان، محصولات لبنی به مغز ما، سروتونین، یک ماده شیمیایی طبیعی که آرامش و شادی را القا می کند، کمک می کنند
[ترجمه گوگل]غنی از تریپتوفان، محصولات شیر کمک می کند که مغز ما سنتز سروتونین، یک ماده شیمیایی طبیعی است که موجب آرامش و خوشبختی می شود
[ترجمه گوگل]غنی از تریپتوفان، محصولات شیر کمک می کند که مغز ما سنتز سروتونین، یک ماده شیمیایی طبیعی است که موجب آرامش و خوشبختی می شود
9. A chameleon will synthesise an opinion or position from observing those displayed by others in the situation, and forget that position when the social situation is left.
[ترجمه ترگمان]A یک نظر یا موقعیت را از مشاهده آن هایی که در موقعیت دیگران نمایش داده می شوند تغییر می دهد و وقتی وضعیت اجتماعی باقی می ماند آن موقعیت را فراموش می کنند
[ترجمه گوگل]هالئلون یک دیدگاه یا موقعیت را از مشاهده آنهایی که دیگران در این موقعیت نشان داده است، سنتز می کند و وقتی موقعیت اجتماعی را ترک می کند، این موقعیت را فراموش می کند
[ترجمه گوگل]هالئلون یک دیدگاه یا موقعیت را از مشاهده آنهایی که دیگران در این موقعیت نشان داده است، سنتز می کند و وقتی موقعیت اجتماعی را ترک می کند، این موقعیت را فراموش می کند
10. The session wants to synthesise, discuss and generalise a successful approach for designing peri-urban landscapes of the future.
[ترجمه ترگمان]این نشست به synthesise، بحث و گفتگو درباره یک رویکرد موفق برای طراحی مناظر شهری آینده می پردازد
[ترجمه گوگل]این جلسه می خواهد یک رویکرد موفق برای طراحی مناظر پیرامونی آینده را سنتز، بحث و تعمیم دهد
[ترجمه گوگل]این جلسه می خواهد یک رویکرد موفق برای طراحی مناظر پیرامونی آینده را سنتز، بحث و تعمیم دهد
11. There are many amino acids that the body cannot synthesise itself.
[ترجمه زمانی] اسیدآمینه های زیادی وجود دارد که خود بدن، قادر به ساخت آنها نیست.
[ترجمه ترگمان]آمینو اسیده ای خیلی زیادی وجود دارند که بدن نمی تواند خود را آلوده کند[ترجمه گوگل]اسیدهای آمینه زیادی وجود دارد که بدن نمی تواند خود را سنتز کند
12. A Speech Manager will also enable applications to generate synthesised speech from text strings.
[ترجمه ترگمان]مدیر گفتار نیز برنامه ها را قادر خواهد ساخت تا سخنرانی ترکیبی را از رشته های متنی تولید کند
[ترجمه گوگل]یک مدیر گفتگو نیز برنامه های کاربردی را قادر می سازد تا از رشته های متنی سخنرانی سنتز شده تولید کنند
[ترجمه گوگل]یک مدیر گفتگو نیز برنامه های کاربردی را قادر می سازد تا از رشته های متنی سخنرانی سنتز شده تولید کنند
13. All green plants depend on light to power the chemical processes by which they synthesise their body substances from simple elements.
[ترجمه ترگمان]تمام گیاهان سبز به نور و قدرت فرآیندهای شیمیایی بستگی دارند که از طریق آن مواد غذایی خود را از عناصر ساده حفظ می کنند
[ترجمه گوگل]همه گیاهان سبز به نور بستگی دارند تا پروتئین های شیمیایی را که با آنها مواد بدن خود را از عناصر ساده تشکیل می دهند، قدرت دهد
[ترجمه گوگل]همه گیاهان سبز به نور بستگی دارند تا پروتئین های شیمیایی را که با آنها مواد بدن خود را از عناصر ساده تشکیل می دهند، قدرت دهد
14. The acute phase response also involves changes in the plasma concentrations of a number of liver synthesised proteins.
[ترجمه ترگمان]واکنش فاز حاد نیز شامل تغییراتی در غلظت های پلاسما از تعدادی از پروتیین های سنتز شده کبد می شود
[ترجمه گوگل]پاسخ فاز حاد نیز شامل تغییرات در غلظت پلاسما تعدادی از پروتئین های سنتز شده کبدی می شود
[ترجمه گوگل]پاسخ فاز حاد نیز شامل تغییرات در غلظت پلاسما تعدادی از پروتئین های سنتز شده کبدی می شود
15. To discover how to find the component values of a synthesised high-pass filter, consider the particular case of a second-order type.
[ترجمه ترگمان]برای کشف اینکه چگونه می توان مقادیر جز یک فیلتر با گذر بالا را پیدا کرد، مورد خاص نوع مرتبه دوم را در نظر بگیرید
[ترجمه گوگل]برای کشف چگونگی پیدا کردن مقادیر مولفه یک فیلتر عبور بالا سنتز شده، موارد خاصی از نوع مرتبه دوم را در نظر بگیرید
[ترجمه گوگل]برای کشف چگونگی پیدا کردن مقادیر مولفه یک فیلتر عبور بالا سنتز شده، موارد خاصی از نوع مرتبه دوم را در نظر بگیرید
پیشنهاد کاربران
ترکیب.
ساختن ( واکنش سنتز )
کلمات دیگر: