کلمه جو
صفحه اصلی

criticizing


معنی : عیب جو

انگلیسی به فارسی

انتقاد، عیب جو


انگلیسی به انگلیسی

• act of giving an evaluation of good and bad qualities; process of commenting; act of expressing disapproval of someone or something (also criticising)

مترادف و متضاد

عیب جو (صفت)
censorious, criticizing, faultfinding

جملات نمونه

1. recently she has stopped criticizing
اخیرا دست از انتقاد کشیده است.

2. some of the goody-goody pilgrims kept criticizing others
برخی از زوار اهل ریا و سالوس مرتبا از دیگران خرده می گرفتند.

پیشنهاد کاربران

انتقادکردن

عیب جویی وردن

انتقادی

نقد


کلمات دیگر: