کلمه جو
صفحه اصلی

stand out


معنی : ایستادگی کردن، برجسته بودن، دوام اوردن
معانی دیگر : 1- بیرون زدن، بر قلمبیدن 2- برجسته بودن 3- مشخص بودن 4- استقامت کردن، تسلیم نشدن 5- (کشتی) از کرانه دور شدن، عالی، برجسته، چشمگیر، برتر، برتر a standout student دانشجوی برجسته

انگلیسی به فارسی

مشخص بودن


ایستادگی کن، ایستادگی کردن، برجسته بودن، دوام اوردن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to elicit notice by being significantly different from or superior to others.
متضاد: blend in

- One job candidate stood out from the rest.
[ترجمه F.E.S] یک کاندید ( داوطلب ) کار یک سر و گردن از بقیه بالا تر بود
[ترجمه ترگمان] یه کاندیدای کار از بقیه جدا شده بود
[ترجمه گوگل] یک کاندید شغل از بقیه جدا شد
- His huge Afro made him stand out at school.
[ترجمه F.E.S] مو های آفریقایی بزرگش، او را در مدرسه برجسته کرده است
[ترجمه ترگمان] پسر بزرگش او را مجبور کرد که در مدرسه بایستد
[ترجمه گوگل] افرفای بزرگ او باعث شد تا او در مدرسه ایستادگی کند
اسم ( noun )
• : تعریف: a person or thing that is distinctly superior to one or more others.
مشابه: ace, superior
صفت ( adjective )
• : تعریف: remarkably excellent; superior; outstanding.
مشابه: ace, signal, superior

• be conspicuous, be noticeable; project, protrude; persist in one's opposition to something; maintain an offshore course (nautical)
someone or something that is markedly superior than others

مترادف و متضاد

ایستادگی کردن (فعل)
stop, abide, stand out, halt, resist

برجسته بودن (فعل)
stand out, project

دوام اوردن (فعل)
stand out

be conspicuous, prominent


Synonyms: attract attention, be distinct, beetle, be highlighted, be striking, bulge, bulk, catch the eye, emerge, jut, loom, overhang, poke, pouch, project, protrude, stick out


Antonyms: obscure


Be extraordinary and different or to have features and qualities which make someone or something special.


جملات نمونه

1. a standout student
دانشجوی برجسته

2. Stand out, if you want to compete with me!
[ترجمه A.A] اگه میخوای با من رقابت کنی ، مقاومت ( ایستادگی ) کن
[ترجمه ترگمان]اگه میخوای با من رقابت کنی برو بیرون
[ترجمه گوگل]استقراض کنید، اگر می خواهید با من رقابت کنید!

3. We all like to think we stand out from the crowd .
[ترجمه Amir] همه ما دوست داریم در جمعی مقاومت کنیم
[ترجمه sara] همه ما دوست داریم فکر کنیم که از جمع متمایز هستیم.
[ترجمه ترگمان]همه ما دوست داریم فکر کنیم که ما از میان جمعیت کنار میایم
[ترجمه گوگل]همه ما دوست داریم فکر کنیم که ما از جمعیت جدا شویم

4. It's strange that the host herself will stand out in the party tonight.
[ترجمه ترگمان]عجیب است که میزبان امشب در مهمانی حاضر خواهد شد
[ترجمه گوگل]عجیب و غریب است که میزبان خود را در امشب در حزب ایستاده است

5. Don't stand out there in the cold, come in here and get warm.
[ترجمه ترگمان]تو سرما واینستا، بیا اینجا و گرم شو
[ترجمه گوگل]در سرما وجود ندارد، در اینجا آمده و گرم شوید

6. You have to do things exceptionally well to stand out from the crowd .
[ترجمه ترگمان]تو باید کاره ای زیادی انجام بدی که از میان جمعیت بیرون بیایی
[ترجمه گوگل]شما باید به طور فوق العاده خوب عمل کنید تا از جمعیت کنار بیایید

7. I am sure illnesses stand out in all childhood memories.
[ترجمه ترگمان]من مطمئنم که بیماری ها در تمام خاطرات دوران کودکی از بین می روند
[ترجمه گوگل]من مطمئن هستم که بیماری در تمام خاطرات دوران کودکی است

8. The garrison will stand out for some time.
[ترجمه ترگمان]پادگان برای مدتی خاموش خواهد شد
[ترجمه گوگل]گارنسون برای مدت زمان مشخصی ایستاده است

9. Orange flags stand out brightly, set against the blue sky.
[ترجمه ترگمان]پرچم های نارنجی روشن و در مقابل آسمان آبی قرار دارند
[ترجمه گوگل]پرچم نارنجی به رنگ آبی روشن است

10. They'll stand out against such humiliating conditions.
[ترجمه ترگمان]آن ها در مقابل چنین شرایط خفت آوری قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]آنها در برابر چنین شرایط تحقیرآمیزی ایستادگی خواهند کرد

11. Four points stand out as being more important than the rest.
[ترجمه ترگمان]چهار نقطه بیشتر از بقیه مهم هستند
[ترجمه گوگل]چهار امتیاز از مهمتر از بقیه است

12. His height makes him stand out in the crowd.
[ترجمه ترگمان]قد او باعث می شود که در میان جمعیت بایستد
[ترجمه گوگل]قد او باعث می شود که او در میان جمعیت ایستادگی کند

13. We must stand out against bigotry.
[ترجمه ترگمان]ما باید در مقابل bigotry ایستادگی کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید در مقابل خصومت ایستادگی کنیم

14. We managed to stand out against all attempts to close the company down.
[ترجمه ترگمان]ما توانستیم در مقابل تمام تلاش ها برای بستن شرکت بایستیم
[ترجمه گوگل]ما توانستیم علیه تمام تلاش های شرکت در این زمینه متوقف شویم

15. We stand out the breakup in any form.
[ترجمه ترگمان]ما جدایی رو تو هر شکلی قرار میدیم
[ترجمه گوگل]ما در هر شکلی شکسته ایم

16. He was the standout in last Saturday's game.
[ترجمه ترگمان]اون تو بازی شنبه خیلی خوشگل بود
[ترجمه گوگل]او در بازی شنبه گذشته موفق بود

17. The standout title track features Cassandra Wilson plus soprano commentary by Greg Osby.
[ترجمه ترگمان]این عنوان برجسته، features ویلسون به اضافه تفسیر soprano توسط گرگ Osby را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]آهنگ عنوان برجسته ویژگی های کاساندرا ویلسون و تفسیر سوپرانو توسط گرگ Osby

18. "Main Offender" is the standout visually as well as aurally.
[ترجمه ترگمان]\"مجرم اصلی\"، برجسته ظاهر شده و نیز aurally است
[ترجمه گوگل]'محارب اصلی' استقرار بصری و همچنین به طور افقی است

19. Perhaps the standout piece from Visvim's A/W '11 collection is the Hadrian jacket in light brown corduroy.
[ترجمه ترگمان]شاید این قطعه برجسته از مجموعه ۱۱ \/ W Visvim، ژاکت هادریان است که در مخمل کبریتی روشن قرار دارد
[ترجمه گوگل]شاید قطعه ایستاده از مجموعه Visvim A / W '11 ژاکت هادریان در مداد سبک قهوه ای است

20. He's back at it here on standout England.
[ترجمه ترگمان]اون به اینجا بر می گرده
[ترجمه گوگل]او در اینجا بر روی انگلستان ایستاده است

21. Standout tunes include well, pretty much the whole album.
[ترجمه ترگمان]آهنگ های standout شامل همه آلبوم بسیار خوب است
[ترجمه گوگل]آهنگ های ایستادن شامل خوب، تقریبا کل آلبوم است

22. Wish I Didn't Miss You was the standout and the hit-single.
[ترجمه ترگمان]ای کاش من دلم برات تنگ شده بود
[ترجمه گوگل]دلم برایت تنگ شده بود، متقاعد شدم که تنها بودم

23. Standout alone, a set of white yulan magnolia tree.
[ترجمه ترگمان]تک و تنها، یک دسته درخت ماگنولیا
[ترجمه گوگل]تنهایی تنها، یک مجموعه از درخت سفید ماکارونی یولان

24. Moreover, Kings concentrate the advantage of standout people such as inventors, heroes instead of everyman's fault.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، کینگز بر مزیت افراد برجسته مانند مخترعین، قهرمانان به جای خطای everyman تمرکز می کنند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، پادشاهان به جای گناه همیشگی، از افراد برجسته مانند مخترعان، قهرمانان، تمرکز می کنند

25. The standout is the pretty, almost folky Misguided Ghosts.
[ترجمه ترگمان]برجسته، زیبا، تقریبا \"روح روح\" است
[ترجمه گوگل]برجسته است Ghosts تقلبی، تقریبا folky

26. Zing is what makes a company standout from all the rest.
[ترجمه ترگمان]zing چیزی است که یک شرکت را متمایز از بقیه می سازد
[ترجمه گوگل]زینگ چیزی است که باعث می شود یک شرکت برجسته از همه چیز باقی بماند

27. This was also a standout year for The Gibson Brothers.
[ترجمه ترگمان]این یک سال برجسته برای برادران گیبسون بود
[ترجمه گوگل]این همچنین سال جدی برای برادران گیبسون بود

28. The standout track, amid several strong contenders, is "Godot".
[ترجمه ترگمان]مسیر برجسته، در میان چندین رقیب قوی، \"Godot\" است
[ترجمه گوگل]مسیر ایستادگی در میان چندین طرفدار قوی، �گودو� است

29. There She Goes remains the clock-stopping standout, either way.
[ترجمه ترگمان]در آنجا او به هر صورت، به صورت ساعت توقف می کند
[ترجمه گوگل]در آنجا او می رود متوقف شدن ساعت متوقف می شود، هر دو طرف

30. One of the real standout performances in Paris was from Jodie Williams.
[ترجمه ترگمان]یکی از اجراهای برجسته واقعی در پاریس از جودی ویلیامز بود
[ترجمه گوگل]یکی از اجراهای برجسته واقعی در پاریس از جودی ویلیامز بود

پیشنهاد کاربران

Look or be different

متمایز بودن، ممتاز بودن

به آسانی دیده شدن، به آسانی مورد توجه قرار گرفتن

به چشم آمدن

مطرح شدن، سری توی سرها در آوردن ( اصطلاح عامیانه ) ، جلوه کردن، درخشیدن،

جلوه گری کردن

با بقیه فرق کردن

برجسته بودن

جلب توجه کردن

تابلو و مشخص

خودنمایی کردن، چشمگیر بودن، به چشم خوردن

واضح بودن
قابل توجه بودن

مشخصه ، ویژگی

تو چشم آمدن نسبت به سایرین، برجسته بودن

به چشم میاد ( برجسته )

to be easily seen or noticed
برجسته بودن، مشخص بودن ( عبارت فعلی/phrasal verb )

متمایز بودن

# The novelists who stand out from the rest
# He was very tall and stood out in the crowd
# The black lettering really stands out on that orange background
# We all like to think we stand out from the crowd

1 ) برجسته بودن و مشخص بودن
2 ) یک سر و گردن بالا تر بودن یا بهتر بودن

نمایان /آشکار بودن ( خودمونیش 👈تابلو بودن )

تو چشم بودن ، در معرض ( نمایش ) بودن ، در ( معرض ) دید بودن ، در ملاء عام بودن/قرار داشتن ، نمایان بودن ، جلوه کردن ، رخ نمایاندن
newcomers still stand out more than they would like to. = تازه واردان هنوز بیشتر از آنچه که دوست داشته باشند تو چشم هستند.


کلمات دیگر: