کلمه جو
صفحه اصلی

street corner

انگلیسی به فارسی

گوشه ی خیابان


انگلیسی به انگلیسی

• intersection between two streets

جملات نمونه

1. Two old boys tarried on the street corner discussing cattle.
[ترجمه ترگمان]دو پسر پیر در گوشه خیابان درنگ کردند و درباره گاوها بحث می کردند
[ترجمه گوگل]دو پسر پیر در گوشه خیابانی درباره گاو بحث می کردند

2. Two people were chatting on a street corner .
[ترجمه ترگمان]دو نفر در گوشه خیابان صحبت می کردند
[ترجمه گوگل]دو نفر در گوشه خیابان چت می کردند

3. On every street corner there were traders hawking their wares.
[ترجمه ترگمان]در هر گوشه خیابان، تاجرانی بودند که کالای خود را به فروش می رساندند
[ترجمه گوگل]در هر گوشه ای از خیابان، معامله گران، کالاهای مورد نظر خود را با خود حمل می کردند

4. I walk to a street corner and wait for the school bus.
[ترجمه ترگمان]به خیابان خیابانی قدم می زنم و منتظر اتوبوس مدرسه می شوم
[ترجمه گوگل]من به یک گوشه خیابانی راه میروم و منتظر اتوبوس مدرسه هستم

5. They stood on the street corner handing out leaflets.
[ترجمه ترگمان]آن ها در گوشه خیابان ایستاده بودند و اوراق را پخش می کردند
[ترجمه گوگل]آنها در گوشه خیابانی قرار دادند که جزوات را بفرستند

6. He stood on the street corner, haranguing passers-by about the stupidity of the forthcoming war.
[ترجمه ترگمان]او در گوشه خیابان ایستاد و به دنبال راه گذران درباره حماقت جنگ آینده گشت
[ترجمه گوگل]او در گوشه خیابانی ایستاده بود، عصبانی شدن حوادث را در مورد حماقت جنگ بعدی

7. Several youths and girls were standing at the street corner.
[ترجمه ترگمان]چند جوان و دختر در گوشه خیابان ایستاده بودند
[ترجمه گوگل]چند جوان و دختر در گوشه خیابان ایستاده بودند

8. He paused at a street corner and tried to come to a decision.
[ترجمه ترگمان]در گوشه ای از خیابان ایستاد و خواست تصمیمی بگیرد
[ترجمه گوگل]او در یک گوشه خیابان متوقف شد و سعی کرد تصمیم بگیرد

9. In this pouring rain on a busy street corner in Paris, I watch her face go soft with recognition.
[ترجمه ترگمان]در این باران، در گوشه خیابان شلوغ پاریس، چهره او را تماشا می کنم که با تشخیص چهره نرم می شود
[ترجمه گوگل]در این بار ریختن در یک خیابان شلوغ خیابان در پاریس، من تماشای چهره اش با نرمی شناخته شده است

10. I went straight back to the street corner where I'd lost him and started the slow cruise.
[ترجمه ترگمان]یک راست به گوشه خیابان که او را از دست داده بودم رفتم و یک سفر دریایی آرام را شروع کردم
[ترجمه گوگل]من به عقب به گوشه خیابانی رفتم که در آن من او را از دست دادم و شروع به کار کم سرعت کردم

11. A band plays at every street corner, crowds drift from bar to beer stand to disco and back to bar.
[ترجمه ترگمان]گروهی که در گوشه خیابان بازی می کنند، جمعیت از بار به آبجو می روند و به بار disco و به بار می روند
[ترجمه گوگل]یک گروه در هر گوشه خیابانی بازی می کند، جمعیت از نوار به ایستگاه آبجو به دیسکو و بازگشت به نوار حرکت می کند

12. I was just left standing on the street corner, microphone in hand.
[ترجمه ترگمان]من فقط در گوشه خیابان ایستاده بودم، میکروفون را در دست داشتم
[ترجمه گوگل]من فقط در گوشه خیابان ایستاده بودم، میکروفون در دست بود

13. He ate it on the street corner, tearing off a few chunks for a stray cat.
[ترجمه ترگمان]آن را در گوشه خیابان خورد و چند تکه بزرگ را برای گربه ولگرد پاره کرد
[ترجمه گوگل]او آن را در گوشه خیابان خورد، چندین تکه از یک گربه ولگرد را از بین برد

14. On one street corner a dusky Moorish maiden, the next a Nordic blonde.
[ترجمه ترگمان]در یک گوشه خیابان یک دختر عرب تیره، در کنار آن مو طلایی شمالی
[ترجمه گوگل]در گوشه ای از خیابان یک دختر خردسال موریشی، بعد از بلوند شمال اروپا

15. They stand on nearly every Cairo street corner, watching the traffic and staring into space.
[ترجمه ترگمان]آن ها تقریبا در هر گوشه خیابان قاهره ایستاده اند و ترافیک را تماشا می کنند و به فضا خیره می شوند
[ترجمه گوگل]آنها تقریبا در هر گوشه خیابان قاهره ایستاده، تماشای ترافیک و خیره شدن به فضا

پیشنهاد کاربران

نبش خیابان

سر خیابان


کلمات دیگر: