کلمه جو
صفحه اصلی

step out


1- (موقتا) خارج شدن، بیرون رفتن 2- با گام های بلند راه رفتن 3- (با: on) بی ناموسی کردن، (در ازدواج) خیانت کردن، از محلی خارج شدن، قدم تند کردن

انگلیسی به فارسی

از محلی خارج شدن، قدم تند کردن


گام بردارید، قدم تند کردن، از محلی خارج شدن


انگلیسی به انگلیسی

• go out, exit

جملات نمونه

1. Let's step out for a walk, shall we?
[ترجمه بهادر] بریم بیرون قدم بزنیم ، میشه ؟
[ترجمه ترگمان]بیا قدم بزنیم بریم قدم بزنیم، باشه؟
[ترجمه گوگل]بیایید قدم بزنیم، باید؟

2. You smiled and waved with me, step by step out go farther.
[ترجمه ترگمان]تو لبخند زدی و با من دست تکان دادی، قدم به قدم جلوتر
[ترجمه گوگل]شما لبخند زد و با من دست زد، گام به گام دورتر بروید

3. Step out, you still have a long way to go.
[ترجمه leila] گام های بلند بردار ، هنوز راه زیادی برای رفتن داری .
[ترجمه ترگمان] برو بیرون، تو هنوز راه زیادی برای رفتن داری
[ترجمه گوگل]گام برداشته شده، هنوز راه زیادی برای رفتن دارید

4. I'm just going to step out for a few minutes.
[ترجمه ترگمان]من فقط تا چند دقیقه دیگه میرم بیرون
[ترجمه گوگل]من فقط چند دقیقه به عقب می روم

5. It's impossible to get me to step out.
[ترجمه Mohamad daichi] این غیر ممکن که بتونی منو از اینجا بیرون ببری
[ترجمه ترگمان]غیر ممکن است که بتوانم از آنجا بیرون بیایم
[ترجمه گوگل]غیرممکن است که مرا بیرون بریزم

6. As soon as you arrive at your destination, step out of the aircraft and reset your wrist-watch.
[ترجمه ترگمان]به محض اینکه به مقصد خود رسیدید، از هواپیما بیرون بروید و ساعت مچی خود را راه اندازی کنید
[ترجمه گوگل]به محض رسیدن به مقصد خود، از هواپیما خارج شوید و ساعت مچی خود را بازنشانی کنید

7. Step out ten feet and then put a marker in the ground.
[ترجمه ترگمان] از ده قدم برو کنار و یه ماژیک روی زمین بذار
[ترجمه گوگل]گام ده پا و سپس قرار دادن نشانگر در زمین

8. I have to step out this evening.
[ترجمه ترگمان] من باید امشب از اینجا برم بیرون
[ترجمه گوگل]من باید این شب امتحان کنم

9. Step out of line one more time Peters, and you're fired!
[ترجمه ترگمان]یه بار دیگه از صف برو بیرون و یه بار دیگه پیتر رو اخراج کن
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات پترس از خط خارج می شود و شما اخراج می شوید!

10. Step out and have a good look around.
[ترجمه ترگمان]بیا بیرون و یه نگاهی به اطراف بنداز
[ترجمه گوگل]گام بردارید و نگاه خوب داشته باشید

11. Step out, we'll be late!
[ترجمه ترگمان]بیا بیرون، دیرمون می شه!
[ترجمه گوگل]گام برداریم، دیر خواهد شد

12. To step out of the shade was to feel nausea.
[ترجمه ترگمان]برای بیرون رفتن از سایه، حالت تهوع داشت
[ترجمه گوگل]برای خروج از سایه احساس تهوع بود

13. The sharp night air made them step out.
[ترجمه ترگمان]هوای تیز شب آن ها را بیرون کشید
[ترجمه گوگل]هوا هوای شدید آنها را بیرون کشید

14. Step out of reality - and into a wonderful world of fantasy.
[ترجمه ترگمان]قدم بیرون از واقعیت - و به دنیای شگفت انگیز فانتزی
[ترجمه گوگل]گام از واقعیت - و به یک دنیای شگفت انگیز از فانتزی

پیشنهاد کاربران

ترک کردن

to leave your home or office for a short time

بیرون رفتن از جایی
To leave a place

خارج شدن از محلی
قدم تند کردن
تند راه رفتن

قدم فراتر گذاشتن

شاید به معنی مراحل پلکانی نیز باشد : steps Stairs

یه توکِ پا بیرون رفتن ( عامیانه )


کلمات دیگر: