کلمه جو
صفحه اصلی

subsidize


معنی : کمک هزینه دادن، کمک خرج دادن
معانی دیگر : (دولت) کمک مالی کردن، سوبسید دادن، بخشی از هزینه را پرداختن، یارانه دادن

انگلیسی به فارسی

کمک هزینه دادن، کمک خرج دادن


یارانه نقدی، کمک هزینه دادن، کمک خرج دادن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: subsidizes, subsidizing, subsidized
مشتقات: subsidizable (adj.), subsidization (n.), subsidizer (n.)
(1) تعریف: to provide financial assistance for; support with money.
مترادف: finance, fund, underwrite
مشابه: back, bankroll, capitalize, endow, invest, maintain, patronize, stake, support

- His parents subsidized his family while he was out of work.
[ترجمه ترگمان] پدر و مادرش در حالی که از کار بی کار بود، خانواده اش را تامین می کرد
[ترجمه گوگل] پدر و مادرش در حالی که از کار خارج شده بود، خانواده اش را پرداخت کردند

(2) تعریف: to secure the cooperation or assistance of by paying a subsidy to.
مشابه: bribe, buy, tip

• provide financial assistance (also subsidise)
if a government subsidizes a public service or an industry, they pay part of its costs.

مترادف و متضاد

کمک هزینه دادن (فعل)
subsidize

کمک خرج دادن (فعل)
subsidize

give money to get started


Synonyms: angel, back, bankroll, contribute, endow, finance, fund, grubstake, help, juice, pick up the check, pick up the tab, prime the pump, promote, put up the money for, sponsor, stake, support, underwrite


جملات نمونه

1. She's not prepared to subsidize his gambling any longer.
[ترجمه حسین درستی] او دیگر نمی تواند تاوان قمار وی را بپردازد.
[ترجمه ترگمان]او حاضر نیست بیش از این قمار کند
[ترجمه گوگل]او آماده دیگر برای قاچاق یارانه خود نیست

2. £50 would help to subsidize the training of an unemployed teenager.
[ترجمه ترگمان]۵۰ پوند کمک خواهد کرد تا به آموزش یک نوجوان بی کار کمک کند
[ترجمه گوگل]50 پوند کمک به آموزش یک نوجوان بیکار یارانه می دهد

3. If you don't subsidize ballet and opera, seat prices will have to go up to pay for it.
[ترجمه حسین درستی] اگر شما به باله و اپرا یارانه ندهید، قیمت بلیط باید باید افزایش یابد.
[ترجمه ترگمان]اگر به باله و اپرا یارانه نمی دهید، قیمت صندلی ها باید برای پرداخت آن بالا برود
[ترجمه گوگل]اگر شما باله و اپرا را یارانه ندهید، قیمت صندلی باید برای آن هزینه کند

4. Many companies subsidize meals for their workers.
[ترجمه حسین درستی] بسیاری از شرکت ها برای غذای کارگران خود کمک هزینه می پردازند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شرکت ها به کارگران خود غذا یارانه می دهند
[ترجمه گوگل]بسیاری از شرکت ها برای کارگران خود غذا می خورند

5. The county could subsidize the longer hauls from North County through a discount on tip fees.
[ترجمه ترگمان]این استان می تواند یارانه پرداخت هزینه دریافتی از بخش شمالی را از طریق تخفیف در هزینه های انعام پرداخت کند
[ترجمه گوگل]این منطقه می تواند از مناطق شمالی از طریق تخفیف در هزینه های نوک کمک های طولانی تر یارانه بگیرد

6. Oil revenue has allowed the government to subsidize housing, gasoline and cars.
[ترجمه ترگمان]درآمده ای نفتی به دولت اجازه داده است تا یارانه مسکن، بنزین و اتومبیل را تامین کند
[ترجمه گوگل]درآمد نفتی دولت را مجبور به پرداخت یارانه مسکن، بنزین و اتومبیل نمود

7. Or does the government subsidize the increased costs?
[ترجمه ترگمان]یا دولت به هزینه های افزایش یافته یارانه پرداخت می کند؟
[ترجمه گوگل]آیا دولت هزینه های افزایش یارانه را می دهد؟

8. Average working people subsidize the affluent to play golf and tennis or moor their boats.
[ترجمه ترگمان]متوسط افرادی که کار می کنند به ثروتمندان کمک می کنند تا گلف و تنیس یا moor را بازی کنند
[ترجمه گوگل]میانگین افراد کارآفرین ثروتمندان را به بازی گلف و تنیس و یا قایق های دریایی خود پرداخت می کنند

9. They even subsidize rural fire districts through property tax payments.
[ترجمه ترگمان]آن ها حتی به مناطق آتش سوزی روستایی از طریق پرداخت مالیات بر املاک کمک می کنند
[ترجمه گوگل]آنها حتی از پرداخت مالیات املاک و مستغلات از مناطق روستایی روستایی سود می برند

10. Various exemptions and exclusions subsidize sugar growers or bee keepers.
[ترجمه ترگمان]معافیت های مختلفی و استثنا به پرورش دهندگان و or زنبور کمک می کند
[ترجمه گوگل]معافیت های مختلف و غیر ضروری، یارانه تولید کنندگان قند یا نگهدارنده های زنبور عسل

11. The implicit contract: quietly subsidize her holiday.
[ترجمه ترگمان]قرارداد ضمنی: به آرامی به تعطیلات او کمک می کند
[ترجمه گوگل]قرارداد ضمنی بی سر و صدا یارانه تعطیلات خود را

12. The government has refused to subsidize the car industry.
[ترجمه ترگمان]دولت از پرداخت یارانه به صنعت خودرو خودداری کرده است
[ترجمه گوگل]دولت از پرداخت یارانه صنعت خودرو خودداری کرده است

13. Nationally, unequal terms of trade between the agricultural and industrial sectors serve to subsidize manufacturing.
[ترجمه ترگمان]به لحاظ ملی، شرایط نابرابر تجاری بین بخش های کشاورزی و صنعتی به یارانه تولید کمک می کند
[ترجمه گوگل]در سطح ملی، شرایط نابرابر تجارت بین بخش های کشاورزی و صنعتی به تولید یارانه ها کمک می کند

14. The government levies a capital tax with the proceeds being used to subsidize wages, so that and.
[ترجمه ترگمان]دولت مالیات بر سرمایه را با عواید مورد استفاده برای پرداخت یارانه پرداخت می کند
[ترجمه گوگل]دولت مالیات سرمایه را با درآمدی که برای پرداخت یارانه های دستمزد استفاده می شود، به عهده دارد

15. Yet it is equally ludicrous for a city to ask its taxpayers to subsidize a private good such as golf.
[ترجمه ترگمان]با این حال، به همین اندازه برای شهری مضحک است که از مالیات دهندگان خود بخواهد تا یارانه خصوصی مانند گلف را تامین کنند
[ترجمه گوگل]با این حال، برای یک شهر به همان اندازه شگفت انگیز است که از مالیات دهندگان خود بخواهد که یک مزیت خصوصی مانند گلف را یارانه بگیرد

The government subsidizes the steel industry.

دولت به صنعت پولادسازی کمک مالی می‌دهد.


پیشنهاد کاربران

قسط بندی کردن

to pay part of the cost of something
یارانه دادن

تامین کردن، پرداخت کردن

سوبسید دادن


کلمات دیگر: