(واقع در زیر یخرود یا glacier) زیر یخرودی، زیر یخرود، وابسته به زیر توده ی، وابسته بدوره فرعی یخبندان
subglacial
(واقع در زیر یخرود یا glacier) زیر یخرودی، زیر یخرود، وابسته به زیر توده ی، وابسته بدوره فرعی یخبندان
انگلیسی به فارسی
وابسته به زیر توده یخ، وابسته بدوره فرعی یخبندان
زیر گلادیاتور، وابسته بدوره فرعی یخبندان، وابسته به زیر توده یخ
دیکشنری تخصصی
[عمران و معماری] زیر یخچالی
جملات نمونه
1. a subglacial deposit
نهشت زیر یخرود
2. a subglacial stream
نهر زیر یخرود
3. Intense research has shown that the subglacial environment plays an important role in the evolution and dynamics of ice sheets.
[ترجمه ترگمان]تحقیقات شدیدی نشان داد که محیط subglacial نقش مهمی در تکامل و پویایی صفحات یخ بازی می کند
[ترجمه گوگل]تحقیقات شدید نشان داده است که محیط زیر زمینه ای نقش مهمی در تکامل و پویایی صفحات یخ دارد
[ترجمه گوگل]تحقیقات شدید نشان داده است که محیط زیر زمینه ای نقش مهمی در تکامل و پویایی صفحات یخ دارد
4. But Vostok and the other subglacial lakes were thought to be natural museums, isolated from the rest of the world millions of years ago.
[ترجمه ترگمان]اما دریاچه وستوک و دیگر دریاچه های subglacial به عنوان موزه های طبیعی در نظر گرفته می شوند، که از بقیه دنیا میلیون ها سال پیش جدا شده است
[ترجمه گوگل]اما وستوک و دیگر دریاچه های زیرخانواده موزه های طبیعی بودند که میلیون ها سال پیش از سایر نقاط جهان جدا شده اند
[ترجمه گوگل]اما وستوک و دیگر دریاچه های زیرخانواده موزه های طبیعی بودند که میلیون ها سال پیش از سایر نقاط جهان جدا شده اند
5. "It underscores the importance of subglacial methanogenesis," Skidmore said.
[ترجمه ترگمان]Skidmore گفت: \" این موضوع بر اهمیت of methanogenesis تاکید دارد \"
[ترجمه گوگل]اسکیدمور گفت: 'این تأکید بر اهمیت متانوژنز زیرجلسی است '
[ترجمه گوگل]اسکیدمور گفت: 'این تأکید بر اهمیت متانوژنز زیرجلسی است '
6. Researchers discovered only recently that inaccessible subglacial lakes in Antarctica periodically shed huge quantities of water.
[ترجمه ترگمان]محققان تنها اخیرا کشف کرده اند که دریاچه های subglacial غیرقابل دسترس در قطب جنوب به طور دوره ای مقادیر عظیمی از آب را می ریزند
[ترجمه گوگل]محققان اخیرا کشف کرده اند که دریاچه های زیرکره ای غیرقابل دسترس در قطب جنوب، مقادیر زیاد آب را بارور می کنند
[ترجمه گوگل]محققان اخیرا کشف کرده اند که دریاچه های زیرکره ای غیرقابل دسترس در قطب جنوب، مقادیر زیاد آب را بارور می کنند
7. The Gamburtsev subglacial mountains are thought to be the birthplace of the vast East Antarctic Ice Sheet.
[ترجمه ترگمان]گمان می رود که کوه های Gamburtsev محل تولد صفحه یخی قطب جنوب شرقی باشند
[ترجمه گوگل]به نظر میرسد کوههای زیردریایی Gamburtsev محل تولد قطب جنوب یاتاقان شرق قطب جنوب هستند
[ترجمه گوگل]به نظر میرسد کوههای زیردریایی Gamburtsev محل تولد قطب جنوب یاتاقان شرق قطب جنوب هستند
8. The discovery of subglacial lakes has fundamentally changed the way investigators think about water underneath the ice.
[ترجمه ترگمان]کشف دریاچه های subglacial اساسا روشی را تغییر داده است که بازرسان در مورد آب زیر یخ فکر می کنند
[ترجمه گوگل]کشف دریاچه های زیردریایی به طور اساسی، روش تحقیق را در مورد آب زیر یخ فکر می کند
[ترجمه گوگل]کشف دریاچه های زیردریایی به طور اساسی، روش تحقیق را در مورد آب زیر یخ فکر می کند
9. The finding is the first time subglacial lakes have been directly linked to accelerated surface flow.
[ترجمه ترگمان]این یافته اولین بار است که دریاچه ها به طور مستقیم به جریان سطحی تسریع یافته متصل شده اند
[ترجمه گوگل]این یافته اولین بار دریاچه های زیرخلاق است که به طور مستقیم با جریان شتاب سطح ارتباط دارد
[ترجمه گوگل]این یافته اولین بار دریاچه های زیرخلاق است که به طور مستقیم با جریان شتاب سطح ارتباط دارد
10. US, Chinese and Japanese teams will study the deeper structure under the Gamburtsev subglacial mountains using seismology.
[ترجمه ترگمان]تیم های آمریکا، چین و ژاپن با استفاده از زلزله شناسی، ساختار عمیق تری را در زیر کوهه ای Gamburtsev subglacial مورد مطالعه قرار خواهند داد
[ترجمه گوگل]تیم های آمریکایی، چینی و ژاپنی ساختار عمیق تر تحت کوه های زیردریایی Gamburtsev را با استفاده از زلزله شناسی مطالعه خواهند کرد
[ترجمه گوگل]تیم های آمریکایی، چینی و ژاپنی ساختار عمیق تر تحت کوه های زیردریایی Gamburtsev را با استفاده از زلزله شناسی مطالعه خواهند کرد
11. By mobilizing international scientific teams and logistics, investigators will be able to deploy a new generation of airborne radar for mapping subglacial water.
[ترجمه ترگمان]با بسیج تیم های علمی بین المللی و تدارکات، بازرسان قادر خواهند بود نسل جدیدی از رادار هوابرد برای نقشه برداری آب subglacial مستقر نمایند
[ترجمه گوگل]با بسیج تیم های بین المللی علمی و تدارکات، محققان قادر خواهند بود نسل جدید رادار هواپیما را برای نقشه برداری از آب زیرزمینی بکار ببرند
[ترجمه گوگل]با بسیج تیم های بین المللی علمی و تدارکات، محققان قادر خواهند بود نسل جدید رادار هواپیما را برای نقشه برداری از آب زیرزمینی بکار ببرند
12. Based on this report, the NSF will now work with SCAR to involve all Antarctic Treaty nations in developing a management plan for the exploration of subglacial aquatic environments.
[ترجمه ترگمان]براساس این گزارش، NFS برای مشارکت همه کشورهای پیمان قطب جنوب در توسعه یک برنامه مدیریتی برای اکتشاف محیط های آبی subglacial کار خواهد کرد
[ترجمه گوگل]براساس این گزارش، NSF در حال حاضر با SCAR کار خواهد کرد تا تمام کشورهای عضو قطب جنوب را در ایجاد یک طرح مدیریتی برای کشف محیط های زیر آب گل آلود درگیر کند
[ترجمه گوگل]براساس این گزارش، NSF در حال حاضر با SCAR کار خواهد کرد تا تمام کشورهای عضو قطب جنوب را در ایجاد یک طرح مدیریتی برای کشف محیط های زیر آب گل آلود درگیر کند
13. How a wave could have reached such a height remains speculative, but scientists studying the aftermath observed that a subglacial lake behind Lituya Glacier had dropped 100 feet in depth.
[ترجمه ترگمان]چگونه یک موج می تواند به چنین ارتفاعی برسد، نظری است، اما دانشمندان در حال مطالعه پس از آن دیدند که یک دریاچه subglacial پشت یخچال لانگ جوکل حدود ۱۰۰ فوت عمق دارد
[ترجمه گوگل]چگونه یک موج می تواند به چنین ارتفاع رسیده باشد، پیش بینی می شود، اما دانشمندان در پی بررسی این امر دریافته اند که یک دریاچه زیر گلادیایی در پشت Gliocene Lituya در عمق 100 فوت کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]چگونه یک موج می تواند به چنین ارتفاع رسیده باشد، پیش بینی می شود، اما دانشمندان در پی بررسی این امر دریافته اند که یک دریاچه زیر گلادیایی در پشت Gliocene Lituya در عمق 100 فوت کاهش یافته است
14. Blood Falls, a small, saltwater outflow from Taylor Glacier's subglacial lake in Antarctica's Dry Valleys, offers an alternative.
[ترجمه ترگمان]آبشار خون، یک موج کوچک، آب شور از دریاچه subglacial تا دریاچه Taylor در دره خشک Antarctica، یک جایگزین ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]خونریزی خون، خروج کوچک آب شور از دریاچه زیرخانواده تیلور Glacier در دره های خشکی قطب جنوب، یک جایگزین ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]خونریزی خون، خروج کوچک آب شور از دریاچه زیرخانواده تیلور Glacier در دره های خشکی قطب جنوب، یک جایگزین ارائه می دهد
a subglacial stream
نهر زیر یخرود
a subglacial deposit
نهشت زیر یخرود
کلمات دیگر: