کلمه جو
صفحه اصلی

storehouse


معنی : انبار، مخزن، انبار کالا
معانی دیگر : منبع، سرچشمه، نهشگاه، خزانه، نهادگاه

انگلیسی به فارسی

انبار، مخزن، انبار کالا


( storeroom ) انبار، مخزن، انبار کالا


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a building or space where goods are stored; warehouse.
مشابه: bank, depot

(2) تعریف: a source or holder of a plentiful supply.
مشابه: resource

- She is a storehouse of obscure historical facts.
[ترجمه ترگمان] اون یه انبار از حقایق تاریخی - ه
[ترجمه گوگل] او یک انبار از حقایق تاریخی مبهم است

• building in which things are stored for safekeeping, warehouse; resource, repository
a storehouse is a warehouse; used in american english.
when a lot of things can be found together in one place, you can refer to this place as a storehouse.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] انبار سرپوشیده - مخزن

مترادف و متضاد

انبار (اسم)
lodge, store, agglomeration, tender, seraglio, cellar, storeroom, storehouse, repository, arsenal, garner, depot, sluice, repertory, clearing house, depository, thesaurus, entrepot, stockroom, godown

مخزن (اسم)
store, reservoir, storeroom, storehouse, repository, pool, cache, warehouse, depot, tank, storage, repertory, fount, magazine, watering place, depository, fountain, stank, wareroom

انبار کالا (اسم)
storeroom, storehouse, warehouse, storage, entrepot, stockroom, wareroom

جملات نمونه

The sea is a great storehouse of raw materials.

دریا منبع بزرگی از مواد خام است.


1. a storehouse
محل انبار

2. the sea is a great storehouse of raw materials
دریا منبع بزرگی از مواد خام است.

3. she retrieved her lost suitcase from the airport storehouse
چمدان گم شده ی خود را از انبار فرودگاه پس گرفت.

4. Storehouse made pre-tax profits of 1m.
[ترجمه ترگمان]storehouse سود پیش از مالیات ۱ میلیون پوند را کسب کرد
[ترجمه گوگل]انبار انبار سود پیش از مالیات از 1 متر ساخته شده است

5. He suddenly cried out that the storehouse was on fire.
[ترجمه ترگمان]ناگهان فریاد زد که انبار آتش دارد
[ترجمه گوگل]او ناگهان گریه کرد که انبار در آتش بود

6. He was charged with torching a storehouse.
[ترجمه ترگمان]اون متهم به سوختن یه انبار شده بود
[ترجمه گوگل]او را به آتش کشیدن یک انبار متهم کرد

7. This book is a storehouse of useful information.
[ترجمه ترگمان]این کتاب یک انبار اطلاعات مفید است
[ترجمه گوگل]این کتاب مجموعه ای از اطلاعات مفید است

8. The storehouse is under the care of a retired worker.
[ترجمه ترگمان]انبار تحت مراقبت یک کارگر بازنشسته قرار دارد
[ترجمه گوگل]انبار تحت مراقبت یک کارگر بازنشسته است

9. Contraband goods were found in the storehouse of the hotel.
[ترجمه ترگمان]کالاهای Contraband در انبار هتل پیدا شدند
[ترجمه گوگل]مقابله با مواد مخدر در انبار هتل یافت شد

10. The Storehouse chairman feels far more at home leading the expansion of the group he has built up so assiduously.
[ترجمه ترگمان]رئیس storehouse احساس امنیت بیشتری در خانه دارد و رهبری گروه را با پشت کار انجام داده است
[ترجمه گوگل]رئیس Storehouse احساس می کند بیشتر در خانه منجر گسترش گروه او ساخته شده است تا به سختی

11. The national genetics data bank will be a storehouse of hundreds of blood samples.
[ترجمه ترگمان]بانک اطلاعات ژنتیک ملی یک انبار از صدها نمونه خون خواهد بود
[ترجمه گوگل]بانک اطلاعات ژنتیک ملی، یک انبار صدها نمونه خون خواهد بود

12. It comprises a vast and ever-changing storehouse of information and entertainment.
[ترجمه ترگمان]آن شامل یک انبار بزرگ و پیوسته از اطلاعات و سرگرمی است
[ترجمه گوگل]این شامل یک ذخیره سازی گسترده و در حال تغییر اطلاعات و سرگرمی است

13. According to Kramer, the Internet is a storehouse of lies and misinformation.
[ترجمه ترگمان]طبق اظهارات کرامر، اینترنت مخزن دروغ و اطلاعات نادرست است
[ترجمه گوگل]طبق گفته کریمر، اینترنت یک انبار دروغ و اطلاعات غلط است

14. However, Storehouse paid a total of £16536 compensation to five former directors for loss of office last year.
[ترجمه ترگمان]با این حال، storehouse در مجموع of پوند برای پنج نفر از مدیران سابق به خاطر از دست دادن قدرت در سال گذشته پرداخت کرده است
[ترجمه گوگل]با این حال، Storehouse مبلغ 16536 پوند به پنج مدیر سابق برای از دست دادن دفتر در سال گذشته پرداخت کرد


کلمات دیگر: