کلمه جو
صفحه اصلی

stovepipe


معنی : لوله بخاری
معانی دیگر : (بخاری یا اجاق و غیره) دودکش، لوله ی بخاری، لوله بخاری

انگلیسی به فارسی

لوله بخاری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a cylindrical sheet metal pipe that conducts smoke and fumes from a stove into a vertical flue.

(2) تعریف: (informal) a man's tall cylindrical silk hat.

• metal pipe which acts as the chimney of a stove

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] لوله بخاری

مترادف و متضاد

لوله بخاری (اسم)
tun, stove pipe

جملات نمونه

1. Legs, then there a stovepipe, and in the United States of Belo pretty on stovepipe referral cream, chili peppers and coffee are two.
[ترجمه ترگمان]بعد از آن یک stovepipe و در ایالات متحده بلو Belo در cream referral stovepipe، فلفل چیلی و قهوه دو عدد هستند
[ترجمه گوگل]پاها، پس از آن وجود دارد stovepipe، و در ایالات متحده از Belo زیبا در کرم ارجاع stovepipe، فلفل قرمز و قهوه دو

2. In this capacity, a business process integrates stovepipe applications within an organization domain.
[ترجمه ترگمان]در این قابلیت، یک فرآیند کسب وکار کاربردهای stovepipe را در یک دامنه سازمانی ادغام می کند
[ترجمه گوگل]در این ظرفیت، فرآیند کسب و کار ادغام برنامه های Stovepipe در یک دامنه سازمان است

3. Buy online without formal manufacturers logo" stovepipe socks", not only to prevent stovepipe effect, or even as a "tight" have hurt.
[ترجمه ترگمان]خرید آنلاین بدون تولید کنندگان رسمی \"socks stovepipe\"، نه تنها برای جلوگیری از اثر stovepipe، و یا حتی به عنوان یک \"سخت\" آسیب دیده اند
[ترجمه گوگل]خرید آنلاین بدون تولید کنندگان رسمی آرم 'stovepipe جوراب'، نه تنها برای جلوگیری از اثر stovepipe، و یا حتی به عنوان یک 'تنگ' صدمه دیده است

4. Traditional stovepipe development brackets off peer delivery streams behind business ownership, budgetary and operational boundaries.
[ترجمه ترگمان]brackets سنتی توسعه پایدار، جریان های تحویل همتا را پشت مالکیت کسب وکار، بودجه و مرزه ای عملیاتی حذف می کنند
[ترجمه گوگل]انبساط سنتی سبب شده است تا تحویل همکار پس از مالکیت کسب و کار، مرزهای بودجه و عملیاتی شود

5. " Thick legs. " wear" stovepipe socks" leg discomfort.
[ترجمه ترگمان]پاهای ضخیم، ناراحتی پا و ناراحتی پا را می پوشند
[ترجمه گوگل]پاهای ضخیم 'پوشیدن' stovepipe جوراب 'ناراحتی پا

6. You really should bend the stovepipe at an angle to prevent the sparks from escaping.
[ترجمه ترگمان]شما واقعا باید stovepipe را در یک زاویه خم کنید تا از فرار جرقه جلوگیری کنید
[ترجمه گوگل]شما باید دنده ای را به زاویه خم کنید تا از جرقه های فرار جلوگیری شود

7. Another stovepipe operation to try it for a minute.
[ترجمه ترگمان]یک عمل جراحی دیگر برای یک دقیقه آن را امتحان کنید
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از عملیات stovepipe برای آن را برای یک دقیقه امتحان کنید

8. Scraping can stovepipe it? Out good?
[ترجمه ترگمان]خراش هم می تونه داشته باشه؟ بیرون خوبه؟
[ترجمه گوگل]سقوط می تواند آن را بسوزاند؟ خب خوب؟

9. They're more used to stovepipe kind of thing, and simply, they are not institutionalized to do the services well.
[ترجمه ترگمان]آن ها بیشتر به نوعی چیز عادت دارند، و به سادگی، آن ها برای انجام خدمات به خوبی کار نمی کنند
[ترجمه گوگل]آنها بیشتر به نوع چیزهای stovepipe مورد استفاده قرار می گیرند، و به سادگی، آنها نهادینه شده اند که خدمات را به خوبی انجام دهند

10. Service-oriented development differs from traditional stovepipe development in that it emphasises and incorporates external dependencies and obligations into each phase of the development lifecycle.
[ترجمه ترگمان]توسعه خدمات گرا از توسعه stovepipe سنتی متفاوت است که بر وابستگی های خارجی و تعهدات خود در هر مرحله از چرخه عمر توسعه تاکید می کند
[ترجمه گوگل]توسعه خدمات گرا با پیشرفت سنت های سنتی تفاوت دارد و در آن، وابستگی ها و تعهدات خارجی را در هر مرحله از چرخه عمر توسعه تأکید می کند

11. What is the most effective weight-loss product stovepipe? ? ?
[ترجمه ترگمان]مهم ترین محصول از دست دادن وزن چه چیزی است؟ ؟؟
[ترجمه گوگل]بهترین مواد روان کننده از دست دادن وزن چیست؟ ؟ ؟

12. Diligence exercise, stovepipe running, sit-ups thin waist.
[ترجمه ترگمان]ورزش کردن، دویدن، دویدن، دراز کشیدن، کمر باریک
[ترجمه گوگل]تمرین دقت، stovepipe در حال اجرا، sit-ups کمر کمر

13. Once his stovepipe was raised and the stakes driven in, he opened the low wooden door for his wife, Norvoo; their baby boy, Ulaka; and their six-year-old daughter, Anuka.
[ترجمه ترگمان]وقتی سرش را بالا آوردند و چوب ها به داخل هجوم آوردند، در چوبی را برای همسرش باز کرد، Norvoo، بچه their، Ulaka، and، daughter، Anuka
[ترجمه گوگل]هنگامی که دودکش خود را بالا برده و سهم خود را رانده بود، او درب کم چوبی را برای همسرش نوروو باز کرد پسر بچه خود، Ulaka؛ و دختر شش ساله آنوکا

14. Often depicted wearing a tall black stovepipe hat, 16th president of the United States Abraham Lincoln carried letters, bills, and notes in his hat.
[ترجمه ترگمان]\" آبراهام لینکلن }، شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده، در حالی که کلاه stovepipe سیاه بلندی به تن داشت، در حالی که کلاه و اسکناس ها و اسکناس ها را در کلاه داشت به تصویر کشیده شد
[ترجمه گوگل]اغلب نشان داده شده که پوشیدن یک کلاه بافتنی بلند سیاه و سفید، رئیس جمهور 16 ایالات متحده، آبراهام لینکلن نامه ها، اسکناس ها و یادداشت ها را در کلاه خود حمل کرد


کلمات دیگر: