کلمه جو
صفحه اصلی

studding


معنی : توفال کوبی، ارتفاع اتاق
معانی دیگر : (ساختمان های چوبی) تیرهای عمودی دیوار، تیرگذاری، مصالح ساختمانی از قبیل تیر وغیره

انگلیسی به فارسی

مصالح ساختمانی از قبیل تیر وغیره، توفال کوبی،ارتفاع اتاق


مطالعه کردن، توفال کوبی، ارتفاع اتاق، مصالح ساختمانی از قبیل تیر وغیره


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the supporting framework of a wall or partition, or the posts used for this purpose; studs collectively.

(2) تعریف: the collection of studs set in a surface.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] ستون - شمع

مترادف و متضاد

توفال کوبی (اسم)
lathing, studding

ارتفاع اتاق (اسم)
studding

جملات نمونه

1. David Grenfell runs a 170-acre stud farm in Co. Wexford, Ireland.
[ترجمه ترگمان]دیوید Grenfell یک مزرعه ۱۷۰ هکتاری در Wexford، ایرلند دارد
[ترجمه گوگل]دیوید گرنفل یک مزرعه پرورش 170 عدد در شرکت وکسفورد ایرلند را اجرا می کند

2. The door was studded with brass nails.
[ترجمه ترگمان]در با ناخن های برنجی باز شده بود
[ترجمه گوگل]درب با ناخن های برنجی خیس شده بود

3. You see studs on lots of London front doors.
[ترجمه ترگمان]شما در یکی از دره ای لندن به studs نگاه می کنید
[ترجمه گوگل]شما تعداد زیادی از درب های ورودی لندن را می بینید

4. He runs stud farm in Ireland.
[ترجمه ترگمان]او در ایرلند کشاورزی می کند
[ترجمه گوگل]او در ایرلند کار می کند

5. He thinks he's a real stud.
[ترجمه ترگمان]اون فکر می کنه که آدم stud
[ترجمه گوگل]او فکر می کند او گل میخک واقعی است

6. Elaine looked up at the black, velvety sky studded with tiny, twinkling stars.
[ترجمه ترگمان]الین به آسمان سیاه و مخمل گون نگاه کرد که پر از ستاره درخشان و درخشان بود
[ترجمه گوگل]ایلین نگاهی به آسمان سیاه و خیس، با ستاره های کوچک و پر زرق و برق دار کرد

7. She wondered if she should take out her nose stud for the job interview.
[ترجمه ترگمان]او در این فکر بود که آیا باید برای مصاحبه شغلی از دماغش خارج شود یا نه
[ترجمه گوگل]او تعجب می کند که آیا او باید گل میخ بینی خود را برای مصاحبه شغلی بیرون بیاورد

8. The ham was studded with cloves.
[ترجمه ترگمان]ژامبون پر از میخک بود
[ترجمه گوگل]ژامبون با میخک پر شده بود

9. The sky was clear and studded with stars.
[ترجمه ترگمان]آسمان صاف و پر از ستاره بود
[ترجمه گوگل]آسمان با ستارگان روشن و خیره شد

10. This is the stud naturalized from Britain.
[ترجمه ترگمان]این ایالت از بریتانیا است
[ترجمه گوگل]این گلدان از انگلیس به دنیا آمده است

11. The horse was retired from racing and put out to stud .
[ترجمه ترگمان]اسب از مسابقه بازنشسته شد و به خانه رفت
[ترجمه گوگل]اسب از مسابقه بازنشسته شد و به گل میخ زد

12. The Derby winner Generous will be put to stud in Britain at the end of the season.
[ترجمه ترگمان]برنده مسابقه داربی در پایان این فصل در بریتانیا برگزار خواهد شد
[ترجمه گوگل]در پایان فصل برنده جایزه داربی در بریتانیا قرار خواهد گرفت

13. He was voted horse of the year and then was retired to stud.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان اسب سال انتخاب شد و بعد بازنشسته شد
[ترجمه گوگل]او اسب سال را انتخاب کرد و سپس به گلدان بازنشسته شد

14. Two fifteenth-century icons set in beaten silver, studded with amethyst and quartz.
[ترجمه ترگمان]دو شمایل قرن پانزدهم در نقره مورد استفاده قرار گرفته بودند که از amethyst کوهی و کوارتز تشکیل شده بود
[ترجمه گوگل]دو آیکون قرن پانزدهم در نقاشی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با آهستگی و کوارتز پر شده است

15. The Romans believed the amethyst prevented drunkenness and used to drink out of goblets studded with these purple gems.
[ترجمه ترگمان]رومیان بر این باور بودند که the کوهی از مستی جلوگیری کرده است و برای نوشیدن جام studded از این سنگ های ارغوانی استفاده می کرد
[ترجمه گوگل]رومیان اعتقاد داشتند که یتیمان مستی را جلوگیری می کند و از گلدان هایی با این سنگهای بنفش استفاده می کند


کلمات دیگر: