کلمه جو
صفحه اصلی

stop in

انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: come to a place for a short time; visit.

- Could you stop in at my office next week?
[ترجمه SIna] ایا می توانید هفته ی دیگه یه سری به دفتر من بزنید. ( منو ملاقات کنین ، )
[ترجمه ترگمان] میشه هفته دیگه بیای دفتر من؟
[ترجمه گوگل] آیا می توانید در هفته آینده در دفتر من متوقف شوید؟
- When you come to Chicago, please stop in to see me.
[ترجمه ترگمان] ، وقتی اومدی شیکاگو لطفا بس کن که منو ببینی
[ترجمه گوگل] وقتی به شیکاگو می آیید، لطفا به من نگاه کنید

جملات نمونه

1. Sometimes, love is like a tour. You stop in many places, but there is always one that is your favorite.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات عشق مثل یک تور است شما در بسیاری از مکان ها توقف می کنید، اما همیشه یکی هست که مورد علاقه شماست
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات عشق مانند یک تور است شما در بسیاری از مکان ها متوقف می شوید، اما همیشه یک مورد مورد علاقه شما وجود دارد

2. We left them there at the bus stop in Winborn. As we drove away, I watched out the window as long as I could, looking back at the little gihugging her new doll.
[ترجمه ترگمان] اونا رو تو ایستگاه اتوبوس جا گذاشتیم توی \"Winborn\" توقف کردیم همان طور که از آنجا دور می شدیم، تا آنجا که می توانستم از پنجره بیرون را تماشا کردم، به عروسک کوچک او نگاه کردم
[ترجمه گوگل]ما آنها را در ایستگاه اتوبوس در Winborn ترک کردیم همانطور که ما فرار کردیم، تا زمانی که می توانستم پنجره را تماشا کنم، به عقب برگردیم به عروسک جدیدش

3. Please stop in when you come to Liverpool.
[ترجمه ترگمان]لطفا وقتی به لیورپول رسیدید توقف کنید
[ترجمه گوگل]لطفا در هنگام ورود به لیورپول متوقف شوید

4. There's a bus stop in front of the house .
[ترجمه ترگمان]یک ایستگاه اتوبوس جلوی خانه توقف می کند
[ترجمه گوگل]ایستگاه اتوبوس در مقابل خانه وجود دارد

5. I'll stop in and see you on my way home.
[ترجمه ترگمان]همین جا می ایستم و تو را در راه خانه می بینم
[ترجمه گوگل]من متوقف خواهم شد و شما را در خانه من خواهم دید

6. We made a quick pit stop in York before continuing on our journey.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه به سفرمان ادامه دهیم یک توقف سریع در نیویورک برپا کردیم
[ترجمه گوگل]قبل از ادامه سفر به ما، در یورو یک توقف گودال سریع ایجاد کردیم

7. Don't stop in tonight. Let's go to see a film.
[ترجمه ترگمان]امشب توقف نکن بیا بریم فیلم ببینیم
[ترجمه گوگل]در امشب توقف نکن بیایید فیلم ببینیم

8. The trip includes an overnight stop in London.
[ترجمه ترگمان]این سفر شامل یک توقف شبانه در لندن می شود
[ترجمه گوگل]این سفر شامل یک شبانه روز در لندن است

9. Those who didn't finish their homework stop in after class.
[ترجمه ترگمان]آن هایی که تکالیف مدرسه اش را تمام نکرده بودند، بعد از کلاس کارشان را تمام کردند
[ترجمه گوگل]کسانی که تکالیف خود را انجام ندادند پس از کلاس متوقف شدند

10. He brought the car to a stop in front of the square.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل را جلوی میدان توقف کرد
[ترجمه گوگل]او ماشین را به جلو در کنار مربع آورد

11. I'll stop in and look after the kids.
[ترجمه ترگمان]سر جایم می ایستم و مراقب بچه ها هستم
[ترجمه گوگل]من به دنبال بچه ها می مانم

12. The last stop in Mr Cook's lengthy tour was Paris.
[ترجمه ترگمان]آخرین توقف در تور طولانی آقای کوک، پاریس بود
[ترجمه گوگل]آخرین توقف سفر طولانی آقای کوک پاریس بود

13. The train, unable to stop in time, sliced through the bus, killed nine passengers.
[ترجمه ترگمان]این قطار که نتوانست در زمان توقف کند، در اتوبوس بریده شد و نه مسافر را کشت
[ترجمه گوگل]قطار، قادر به توقف در زمان، قطعه قطعه از طریق اتوبوس، 9 مسافر را کشته است

14. The trip included an overnight stop in Brussels.
[ترجمه ترگمان]این سفر شامل یک توقف شبانه در بروکسل بود
[ترجمه گوگل]این سفر یک توقف شبانه در بروکسل بود

15. It will stop in a minute —it's only spitting.
[ترجمه ترگمان]در یک دقیقه متوقف می شود - فقط تف می کند
[ترجمه گوگل]این در یک دقیقه متوقف خواهد شد - فقط تف کردن است

پیشنهاد کاربران

سر زدن ، بازدید کردن از ( سر زدن به ) کسی یا چیزی سر راهت وقتی که قراره بری جای دیگه
I stopped in at work on my way home to check my mail

رها کردن ، ول کردن


کلمات دیگر: