کلمه جو
صفحه اصلی

stiffened

انگلیسی به فارسی

سفت و سخت، سفت کردن، سفت وسخت کردن، شق کردن


جملات نمونه

1. the enemy's resistance has stiffened
مقاومت دشمن شدیدتر شده است.

پیشنهاد کاربران

تقویت شده


کلمات دیگر: