کلمه جو
صفحه اصلی

cry out for


سخت خواستن، شدیدا نیاز داشتن

انگلیسی به فارسی

به‌شدت نیاز داشتن


گریه کردن


مترادف و متضاد

Be in urgent need (of)


جملات نمونه

1. I felt too terrified to even cry out for help.
[ترجمه ترگمان]بیش از آن وحشت داشتم که بتوانم برای کمک به بیرون گریه کنم
[ترجمه گوگل]احساس کردم خیلی وحشت زده شده ام حتی برای کمک به گریه کردن

2. Instead, the open land seemed to cry out for in-creased numbers to develop resources and increase the wealth of all.
[ترجمه ترگمان]به جای آن، به نظر می رسید که زمین باز برای رشد منابع و افزایش ثروت کل، در شمار چین افتاده باشد
[ترجمه گوگل]در عوض، زمین های باز به نظر می رسید برای شمارش های درخشان برای تولید منابع و افزایش ثروت همه گریه می کنند

3. With its own ignoble voice, blood does, indeed, cry out for blood.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت خون از خون جاری می شود و خون از خون جاری می شود
[ترجمه گوگل]با صدای بی رحم خود، خون، در واقع، برای خون گریه می کند

4. The headlines seem to cry out for better laws, but most citizens remain strangely silent.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که عناوین خبری برای قوانین بهتر فریاد می زنند، اما اغلب شهروندان به طرز عجیبی ساکت مانده اند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که سرمقاله ها برای قوانین بهتر گریه کنند، اما اکثر شهروندان به طرز غیرعادی سکوت می کنند

5. But few others cry out for recognition.
[ترجمه ترگمان]اما چند نفر دیگر برای به رسمیت شناختن فریاد کشیدند
[ترجمه گوگل]اما بعضی دیگران برای شناختن گریه می کنند

6. Psychic phenomena seemed to cry out for, and lend themselves to, scientific investigation.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که پدیده های Psychic برای خود فریاد می زنند و به تحقیقات علمی می پردازند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد پدیده های روانشناختی برای تحقیقات علمی و تحقیق در مورد خودشان به کار گرفته شوند

7. When you cry out for help, let your collection of idols save you!
[ترجمه ترگمان]وقتی برای کمک فریاد می زنید، let of را نجات دهید!
[ترجمه گوگل]هنگامی که برای راهنمایی گریه می کنید، اجازه دهید مجموعه ای از بت ها شما را نجات دهد!

8. All these things cry out for careful planning.
[ترجمه ترگمان]همه این چیزها برای برنامه ریزی دقیق گریه می کنند
[ترجمه گوگل]همه این چیزها برای برنامه ریزی دقیق گریه می کنند

9. The people began to cry out for justice to be done.
[ترجمه ترگمان]مردم شروع به گریه و زاری کردند
[ترجمه گوگل]مردم شروع به گریه کردن کردند تا عدالت را انجام دهند

10. All souls cry out for salvation.
[ترجمه ترگمان]همه جان ها برای رستگاری فریاد می کشند
[ترجمه گوگل]همه ارواح برای نجات می گریزند

11. Many cry out for help.
[ترجمه ترگمان]خیلی ها برای کمک گریه می کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری برای کمک به گریه کردن

12. The war has left terrible scars on the people who cry out for urgent therapy and redress.
[ترجمه ترگمان]جنگ زخم های وحشتناکی روی کسانی است که برای معالجه فوری و تلافی فریاد می زنند
[ترجمه گوگل]جنگ زخم های وحشتناکی را بر روی افرادی که برای درمان فوری و جبران مجدد گریه می کنند، ترک کرده است

13. Yet, there are deep, long-term crises at home and internationally that cry out for leadership.
[ترجمه ترگمان]با این حال، بحران های عمیق و بلند مدت در خانه و بین المللی وجود دارند که برای رهبری فریاد می زنند
[ترجمه گوگل]با این حال، بحران عمیق و بلندمدت در خانه و بین المللی وجود دارد که برای رهبری گریه می کند

14. It's a shame that even in our affluent society, charities have to cry out for funds.
[ترجمه ترگمان]این شرم آور است که حتی در جامعه مرفه ما، موسسات خیریه باید برای تامین بودجه گریه کنند
[ترجمه گوگل]شرم آور است که حتی در جامعه ثروتمند ما، موسسات خیریه نیز باید برای کمک مالی اقدام کنند

پیشنهاد کاربران

شدیداً نیازمند. . . . بودن


کلمات دیگر: