ایستگاه ها، ایستگاه، مرکز، جایگاه، مقام، موقعیت، مرحله، وقفه، موقعیت اجتماعی، جا، در حال سکون، پاتوغ، ایستگاه اتوبوس و غیره، وضع، توقفگاه نظامیان و امثال ان، رتبه، مستقر کردن، در پست معینی گذاردن
stations
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
مکانی کا مردم منتظر می شوند تا اتوبوس بیاید
کلمات دیگر: