خستگی ناپذیر، از رشد بازماندن، کوتاه نگاه داشتن، شیرین کاری کردن، سو زاندن
stunting
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
باز ماندگی از رشد
stunting ( تغذیه )
واژه مصوب: کوتاه قدی
تعریف: وضعیت فردی که قد او از حد استاندارد کوتاه تر است
واژه مصوب: کوتاه قدی
تعریف: وضعیت فردی که قد او از حد استاندارد کوتاه تر است
کلمات دیگر: