کلمه جو
صفحه اصلی

stand back


عقب رفتن، عقب ایستادن

انگلیسی به فارسی

عقب ایستادن


عقب کشیدن


عقب بایست


مترادف و متضاد

Maintain a safe distance from a hazard


Abstain from participation


جملات نمونه

1. Would you please stand back and let me through.
[ترجمه ترگمان]میشه لطفا عقب وایسی و بذاری من رد بشم
[ترجمه گوگل]لطفا به عقب برگردید و اجازه بدهید از طریق

2. Stand back to back and we'll see who's tallest.
[ترجمه ترگمان]عقب عقب بایستید و ما را می بینیم که بلندتر از همه است
[ترجمه گوگل]به عقب برگردید و ببینید چه کسی بلندترین است

3. Stand back and look objectively at the problem.
[ترجمه ترگمان]عقب بایستید و به طور عینی به مشکل نگاه کنید
[ترجمه گوگل]پشت سر گذاشت و به طور عینی به مشکل نگاه کرد

4. Stand back to back and let's see who's taller.
[ترجمه ترگمان]عقب وایسا تا ببینیم کی بلندتر شده
[ترجمه گوگل]به عقب برگردید و بیایید ببینیم که بلندتر است

5. Stand back to allow the procession to pass.
[ترجمه ترگمان]عقب بایستید تا مراسم بگذرد
[ترجمه گوگل]به عقب برگردید تا بتوانید فرایند را منتقل کنید

6. It was time to stand back and take stock of his career.
[ترجمه ترگمان]وقت آن رسیده بود که بایستد و شغل خود را به دست بگیرد
[ترجمه گوگل]وقت آن رسیده است تا کار خود را انجام دهد

7. Surely we can't just stand back and let this happen?
[ترجمه ترگمان]مطمئنا ما نمی تونیم عقب بایستیم و اجازه بدیم این اتفاق بیفته؟
[ترجمه گوگل]مطمئنا ما نمیتوانیم پشت سر بگذاریم و این اتفاق بیفتد؟

8. Please stand back - then all of you will be able to see what I'm doing.
[ترجمه ترگمان]خواهش می کنم عقب بایستید - بعد همه شما خواهید دید که من چه کار می کنم
[ترجمه گوگل]لطفا پشت سر بگذارید - پس از آن همه شما قادر خواهید بود که آنچه را که انجام می دهید ببینم

9. The police ordered the crowd to stand back.
[ترجمه ترگمان]پلیس به مردم دستور داد که بایستند
[ترجمه گوگل]پلیس به جمعیت دستور داد تا عقب نشینی کنند

10. It's time to stand back and look at your career so far.
[ترجمه ترگمان]وقتشه که بایستیم و تا اینجا به شغلت نگاه کنیم
[ترجمه گوگل]وقت آن رسیده است که تا کنون به کار خود ادامه دهد

11. Stand back to back and we'll see which of you is taller.
[ترجمه ترگمان]عقب بایستید تا ببینیم کدام یک از شما بلندتر است
[ترجمه گوگل]به عقب برگردید و می بینیم که کدام یک بلندتر است

12. The policeman ordered us to stand back.
[ترجمه ترگمان]پلیس به ما دستور داد که بایستیم
[ترجمه گوگل]پلیس دستور داد که ما عقب بمانیم

13. We were forced to stand back and let the crisis play itself out.
[ترجمه ترگمان]ما مجبور شدیم بایستیم و اجازه دهیم که بحران ادامه یابد
[ترجمه گوگل]ما مجبور شدیم به عقب برگردیم و بحران را از خود دور کنیم

14. Stand back and give me some room.
[ترجمه ترگمان]عقب بایستید و یک اتاق به من بدهید
[ترجمه گوگل]پشت سر گذاشتم و به من یک اتاق می دهم

15. It is the perfect time to stand back and look at how the beauty of nature can enhance your surroundings.
[ترجمه ترگمان]این بهترین زمان برای ایستادن و نگاه به این است که چگونه زیبایی طبیعت می تواند محیط شما را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]زمان مناسب برای عقب راندن و نگاه کردن به چگونگی زیبایی طبیعت می تواند محیط اطراف خود را افزایش دهد

پیشنهاد کاربران

عقب نشینی

عقب بایستید

کنار ایستادن، از چیزی فاصله گرفتن

فاصله گرفتن


کلمات دیگر: