(راه آهن به عرض 143/5 سانتی متر یا 56/5 اینچ) پهنای استانده، درخطااهن اندازه معمولی
standard gauge
(راه آهن به عرض 143/5 سانتی متر یا 56/5 اینچ) پهنای استانده، درخطااهن اندازه معمولی
انگلیسی به فارسی
(راه آهن به عرض 143/5 سانتیمتر یا 56/5 اینچ) پهنای استانده
لوکوموتیو و واگن به پهنای استانده
اندازه گیری استاندارد
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
مشتقات: standard-gauge (adj.)
مشتقات: standard-gauge (adj.)
• (1) تعریف: a standard width of 56.5 inches or 43.5 centimeters between the rails of a railroad track. (Cf. broad gauge, narrow gauge.)
• (2) تعریف: a railroad having such a width, or a railroad car built for such a track.
جملات نمونه
1. Eventually all the British railway companies adopted the standard gauge of 4 feet 8 inches.
[ترجمه ترگمان]در نهایت همه شرکت های راه آهن بریتانیا سطح استاندارد ۴ فوت را ۸ اینچ تصویب کردند
[ترجمه گوگل]در نهایت تمام شرکت های راه آهن بریتانیا اندازه گیری استاندارد 4 فوت 8 اینچ را پذیرفتند
[ترجمه گوگل]در نهایت تمام شرکت های راه آهن بریتانیا اندازه گیری استاندارد 4 فوت 8 اینچ را پذیرفتند
2. Use 60 needles on a standard gauge machine, 40 on a Chunky.
[ترجمه ترگمان]از ۶۰ سوزن در یک دستگاه اندازه گیری استاندارد، ۴۰ نفر در یک Chunky استفاده کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از 60 سوزن در یک ماشین استاندارد سنج، 40 در Chunky
[ترجمه گوگل]با استفاده از 60 سوزن در یک ماشین استاندارد سنج، 40 در Chunky
3. The fine and standard gauge Silver electronics and the Knitmaster electronics are different to the punchcard machines.
[ترجمه ترگمان]ابزار ظریف و استاندارد الکترونیک سیلور و لوازم الکترونیکی Knitmaster با ماشین های punchcard متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]الکترونیک نقره ای و الکترومغناطیسی Knitmaster با اندازه گیری خوب و استاندارد متفاوت با دستگاه های پانچ کارت می باشد
[ترجمه گوگل]الکترونیک نقره ای و الکترومغناطیسی Knitmaster با اندازه گیری خوب و استاندارد متفاوت با دستگاه های پانچ کارت می باشد
4. Remove the stitches from the standard gauge machine with the garter bar and replace them on the chunky machine.
[ترجمه ترگمان]the را از دستگاه استاندارد استاندارد جدا کنید و آن را با میله garter جایگزین کنید و آن ها را در ماشین تکه تکه کنید
[ترجمه گوگل]بخیه ها را از دستگاه اندازه گیری استاندارد با نوار جارو برداشته و آنها را بر روی دستگاه چاقو جایگزین کنید
[ترجمه گوگل]بخیه ها را از دستگاه اندازه گیری استاندارد با نوار جارو برداشته و آنها را بر روی دستگاه چاقو جایگزین کنید
5. One a standard gauge machine use a three or four-ply yarn, or a Chunky yarn on a Chunky machine.
[ترجمه ترگمان]یک دستگاه اندازه گیری استاندارد از یک نخ سه چهار تایی یا یک نخ Chunky بر روی یک دستگاه Chunky استفاده می کند
[ترجمه گوگل]یکی از دستگاه های اندازه گیری استاندارد، یک نخ سه یا چهار نخ یا یک نخ ریسی را بر روی یک دستگاه Chunky استفاده می کند
[ترجمه گوگل]یکی از دستگاه های اندازه گیری استاندارد، یک نخ سه یا چهار نخ یا یک نخ ریسی را بر روی یک دستگاه Chunky استفاده می کند
6. All these accessories fit all Silver standard gauge punchcard machines.
[ترجمه ترگمان]تمام این لوازم جانبی مربوط به همه دستگاه های استاندارد نقره است
[ترجمه گوگل]همه این لوازم جانبی مناسب دستگاههای پوانچر سنج استاندارد استاندارد Silver است
[ترجمه گوگل]همه این لوازم جانبی مناسب دستگاههای پوانچر سنج استاندارد استاندارد Silver است
7. That's tension 0 on both carriages on standard gauge machine.
[ترجمه ترگمان]این کشش ۰ بر هر دو خودرو در دستگاه سنجش استاندارد است
[ترجمه گوگل]این تنش 0 در هر دو نوع واگن در دستگاه اندازه گیری استاندارد است
[ترجمه گوگل]این تنش 0 در هر دو نوع واگن در دستگاه اندازه گیری استاندارد است
8. Most standard gauge machines like these acrylics, knitting art about tension six or seven, according to the make of machine.
[ترجمه ترگمان]با توجه به نوع دستگاه، اکثر ماشین های استاندارد مانند این acrylics، هنر بافتنی را در حدود شش یا هفت مورد بررسی قرار می دهند
[ترجمه گوگل]بیشتر دستگاه های اندازه گیری استاندارد مانند این آکریلیک ها، هنر بافندگی در مورد تنش شش یا هفت، با توجه به ساخت ماشین
[ترجمه گوگل]بیشتر دستگاه های اندازه گیری استاندارد مانند این آکریلیک ها، هنر بافندگی در مورد تنش شش یا هفت، با توجه به ساخت ماشین
9. Standard gauge must be adopted in the construction of a new State railway.
[ترجمه ترگمان]استاندارد استاندارد باید در ساخت یک راه آهن دولتی جدید اتخاذ شود
[ترجمه گوگل]اندازه گیری استاندارد باید در ساخت یک راه آهن دولتی جدید تصویب شود
[ترجمه گوگل]اندازه گیری استاندارد باید در ساخت یک راه آهن دولتی جدید تصویب شود
10. United States Standard Gauge?
[ترجمه ترگمان]Gauge استاندارد ایالات متحده؟
[ترجمه گوگل]اندازه استاندارد ایالات متحده؟
[ترجمه گوگل]اندازه استاندارد ایالات متحده؟
11. Apart from these, the other accessories available for the standard gauge models are not available for the fine and chunky gauges.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، لوازم جانبی دیگری که برای مدل های استاندارد استاندارد موجود است برای اندازه گیری دقیق و ظریف موجود نیست
[ترجمه گوگل]به غیر از این، لوازم جانبی دیگری که برای مدل های استاندارد استاندارد موجود است برای اندازه گیری های خوب و کمکی موجود نیست
[ترجمه گوگل]به غیر از این، لوازم جانبی دیگری که برای مدل های استاندارد استاندارد موجود است برای اندازه گیری های خوب و کمکی موجود نیست
12. Tuck stitch knitted in 4-ply mohair on every other needle on a standard gauge machine with the No. 4 switch on.
[ترجمه ترگمان]کوچک کردن stitch در ۴ - ۴ در هر سوزن دیگری روی یک دستگاه اندازه گیری استاندارد با سوئیچ شماره ۴ به کار مشغول است
[ترجمه گوگل]دوختن Tuck در 4 سیلندر موهور در هر سوزن دیگر در دستگاه اندازه گیری استاندارد با شمارنده شماره 4 بافته شده
[ترجمه گوگل]دوختن Tuck در 4 سیلندر موهور در هر سوزن دیگر در دستگاه اندازه گیری استاندارد با شمارنده شماره 4 بافته شده
13. A highlight of the visit is the steam train rides along the centre's short standard gauge track.
[ترجمه ترگمان]یک نقطه برجسته از این دیدار، قطار بخار در امتداد مسیر درجه استاندارد کوتاه مرکز است
[ترجمه گوگل]یکی از برجسته این بازدید، قطار سوار بخار است که در امتداد مسیر کوتاه سنج استاندارد مرکز قرار دارد
[ترجمه گوگل]یکی از برجسته این بازدید، قطار سوار بخار است که در امتداد مسیر کوتاه سنج استاندارد مرکز قرار دارد
14. The line was seven miles long, single track, and of standard gauge.
[ترجمه ترگمان]این خط هفت مایل طول، یک مسیر تکی و یک درجه استاندارد بود
[ترجمه گوگل]این خط هفت مایل طول، تک مسیر و استاندارد سنج بود
[ترجمه گوگل]این خط هفت مایل طول، تک مسیر و استاندارد سنج بود
پیشنهاد کاربران
standard gauge ( حملونقل ریلی )
واژه مصوب: عرض خط معیار
تعریف: عرض خط پذیرفتهشده در بیشتر کشورهای دنیا که میزان آن 1435 میلی متر است
واژه مصوب: عرض خط معیار
تعریف: عرض خط پذیرفتهشده در بیشتر کشورهای دنیا که میزان آن 1435 میلی متر است
کلمات دیگر: