کاپیتالیسم دولتی (مالکیت بانک ها و کارخانه ها و غیره توسط دولت - state socialism هم می گویند)
state capitalism
کاپیتالیسم دولتی (مالکیت بانک ها و کارخانه ها و غیره توسط دولت - state socialism هم می گویند)
انگلیسی به فارسی
کاپیتالیسم دولتی (مالکیت بانکها و کارخانهها و غیره توسط دولت - state socialism هم میگویند)
سرمایه داری دولتی
جملات نمونه
1. My argument is that state capitalism of the kind outlined above would be a highly progressive development.
[ترجمه ترگمان]بحث من این است که سرمایه داری دولتی نوع مشخص شده در بالا پیشرفت بسیار مترقی خواهد بود
[ترجمه گوگل]استدلال من این است که سرمایه داری دولتی همانگونه که در بالا ذکر شد، یک پیشرفت بسیار مترقی خواهد بود
[ترجمه گوگل]استدلال من این است که سرمایه داری دولتی همانگونه که در بالا ذکر شد، یک پیشرفت بسیار مترقی خواهد بود
2. The choice of free markets over state capitalism.
[ترجمه ترگمان]انتخاب بازارهای آزاد بر سر سرمایه داری دولتی
[ترجمه گوگل]انتخاب بازارهای آزاد سرمایه داری دولتی
[ترجمه گوگل]انتخاب بازارهای آزاد سرمایه داری دولتی
3. That will be the real test for Chinese state capitalism.
[ترجمه ترگمان]این یک آزمایش واقعی برای سرمایه داری دولتی چین خواهد بود
[ترجمه گوگل]این آزمون واقعی برای سرمایه داری چینی است
[ترجمه گوگل]این آزمون واقعی برای سرمایه داری چینی است
4. For instance, state capitalism, as stipulated, is to be put into practice gradually.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، سرمایه داری دولتی، همانطور که تصریح شده است، باید به تدریج وارد عمل شود
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، سرمایه داری دولتی، همانطور که پیش بینی شده، باید به تدریج اجرا شود
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، سرمایه داری دولتی، همانطور که پیش بینی شده، باید به تدریج اجرا شود
5. The implosion of the Soviet regimes and the ensuing collapse of state capitalism caused great suffering to women.
[ترجمه ترگمان]انفجار ناشی از انفجار رژیم های شوروی و فروپاشی سرمایه داری دولتی موجب رنج بسیاری برای زنان شد
[ترجمه گوگل]انقباض رژیم های شوروی و سقوط متعاقب آن سرمایه داری دولتی باعث شد تا زنان به شدت رنج بکشند
[ترجمه گوگل]انقباض رژیم های شوروی و سقوط متعاقب آن سرمایه داری دولتی باعث شد تا زنان به شدت رنج بکشند
6. Only it is not clear that the identification of such a project as state capitalism is damning.
[ترجمه ترگمان]فقط مشخص نیست که شناسایی چنین پروژه ای به عنوان یک نظام سرمایه داری دولتی بسیار مهم است
[ترجمه گوگل]تنها روشن نیست که شناسایی چنین پروژه ای به عنوان سرمایه داری دولتی، لعنتی است
[ترجمه گوگل]تنها روشن نیست که شناسایی چنین پروژه ای به عنوان سرمایه داری دولتی، لعنتی است
7. It may be argued that these proposals amount to no more than state capitalism.
[ترجمه ترگمان]ممکن است اینطور استدلال شود که این پیشنهادها بیش از سرمایه داری دولتی نیستند
[ترجمه گوگل]ممکن است استدلال شود که این پیشنهادات نه تنها سرمایه داری دولتی را تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]ممکن است استدلال شود که این پیشنهادات نه تنها سرمایه داری دولتی را تشکیل می دهند
8. The banking system is oligarchic and the political system has metastasized into state capitalism.
[ترجمه ترگمان]سیستم بانکی oligarchic است و نظام سیاسی به سرمایه داری دولتی نفوذ کرده است
[ترجمه گوگل]سیستم بانکی الیگارشی است و نظام سیاسی به سرمایه داری دولتی متناظر است
[ترجمه گوگل]سیستم بانکی الیگارشی است و نظام سیاسی به سرمایه داری دولتی متناظر است
9. With the global credit squeeze making funds harder to come by, sovereign wealth funds have become even more important for the financing of state capitalism.
[ترجمه ترگمان]با فشار اعتباری جهانی که بودجه را سخت تر می کند، وجوه سرمایه گذاران برای تامین مالی سرمایه داری دولتی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند
[ترجمه گوگل]با کاهش اعتبار جهانی، سرمایه گذاری های مالی ثروتمندتر برای تامین مالی سرمایه داری دولتی سخت تر شده است
[ترجمه گوگل]با کاهش اعتبار جهانی، سرمایه گذاری های مالی ثروتمندتر برای تامین مالی سرمایه داری دولتی سخت تر شده است
10. Yet, it is China that is the poster - boy for state capitalism.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این کشور چین است که پوستر اصلی سرمایه داری دولتی است
[ترجمه گوگل]با این حال، چین این است که پوستر برای سرمایه داری دولتی است
[ترجمه گوگل]با این حال، چین این است که پوستر برای سرمایه داری دولتی است
پیشنهاد کاربران
state capitalism ( جامعه شناسی )
واژه مصوب: سرمایه داری دولتی
تعریف: نظامی اقتصادی که در آن دولت سرمایه و استفاده از ابزار تولید را در انحصار خود قرار می دهد
واژه مصوب: سرمایه داری دولتی
تعریف: نظامی اقتصادی که در آن دولت سرمایه و استفاده از ابزار تولید را در انحصار خود قرار می دهد
کلمات دیگر: