ماده نوشته شده
written material
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• anything written, material which is in writing; work of a writer
جملات نمونه
1. The researchers will read and analyse the written material and will follow up some responses with face-to-face interviews.
[ترجمه ترگمان]پژوهشگران مطالب نوشته شده را مطالعه و آنالیز خواهند کرد و برخی از پاسخ ها را با مصاحبه های رو به رو پی گیری خواهند کرد
[ترجمه گوگل]محققان خواندن و تجزیه و تحلیل مواد نوشته شده را دنبال می کنند و بعضی پاسخ ها را با مصاحبه های چهره به چهره پیگیری می کنند
[ترجمه گوگل]محققان خواندن و تجزیه و تحلیل مواد نوشته شده را دنبال می کنند و بعضی پاسخ ها را با مصاحبه های چهره به چهره پیگیری می کنند
2. You may have access to any written material directly concerning you, held within the Home.
[ترجمه ترگمان]شما ممکن است به مطالب نوشته شده مستقیما در مورد شما، که در داخل خانه نگه داشته می شود، دسترسی داشته باشید
[ترجمه گوگل]شما ممکن است به هر گونه مطالب نوشته شده به طور مستقیم در رابطه با شما در خانه داشته باشید
[ترجمه گوگل]شما ممکن است به هر گونه مطالب نوشته شده به طور مستقیم در رابطه با شما در خانه داشته باشید
3. Your case may be strengthened by preparing written material to back up what you say.
[ترجمه ترگمان]پرونده شما ممکن است با آماده کردن مطالب نوشته شده برای پشتیبانی از آنچه می گویید، تقویت شود
[ترجمه گوگل]پرونده شما ممکن است با تهیه مطالب کتبی برای حمایت از آنچه شما می گویند تقویت شود
[ترجمه گوگل]پرونده شما ممکن است با تهیه مطالب کتبی برای حمایت از آنچه شما می گویند تقویت شود
4. Both spoken and written material were taken into consideration.
[ترجمه ترگمان]هر دو مطالب نوشتاری و نوشتاری مورد توجه قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]هر دو ماده سخن گفته و نوشته شده مورد توجه قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]هر دو ماده سخن گفته و نوشته شده مورد توجه قرار گرفتند
5. Staff do not, either verbally or in their written material, give more prominence to one establishment than others.
[ترجمه ترگمان]پرسنل نه به صورت شفاهی و نه در مطالب نوشته شده خود، بیش از دیگران برجستگی بیشتری دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان، به صورت شفاهی و یا در مواد نوشته شده خود، بیشتر به یک استقرار بیشتر از دیگران اهمیت نمی دهند
[ترجمه گوگل]کارکنان، به صورت شفاهی و یا در مواد نوشته شده خود، بیشتر به یک استقرار بیشتر از دیگران اهمیت نمی دهند
6. You will, of course, study all the written material relating to your work.
[ترجمه ترگمان]البته شما تمام مطالب نوشته شده مربوط به کار خود را مطالعه خواهید کرد
[ترجمه گوگل]البته، همه مطالب نوشته شده مربوط به کار شما را مطالعه کنید
[ترجمه گوگل]البته، همه مطالب نوشته شده مربوط به کار شما را مطالعه کنید
7. If you want to absorb written material at a faster rate, you can learn to speedread or PhotoRead.
[ترجمه ترگمان]اگر می خواهید مطالب نوشته شده را با سرعت بیشتری جذب کنید، می توانید به speedread یا سایت PhotoRead یاد بگیرید
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید مواد نوشته شده را با سرعت بیشتری جذب کنید، می توانید سریعتر یا PhotoRead یاد بگیرید
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید مواد نوشته شده را با سرعت بیشتری جذب کنید، می توانید سریعتر یا PhotoRead یاد بگیرید
8. Never include a letter or any written material inside a package.
[ترجمه ترگمان]هرگز یک نامه و یا هر ماده نوشتاری در یک بسته را ذکر نکنید
[ترجمه گوگل]هر نامه یا مطالب نوشته شده را در داخل بسته هرگز نگذارید
[ترجمه گوگل]هر نامه یا مطالب نوشته شده را در داخل بسته هرگز نگذارید
9. One that sets written material into type a compositor or printer.
[ترجمه ترگمان]اولی که مطالب نوشته شده را به تایپ و چاپگر اضافه می کند
[ترجمه گوگل]یکی که مواد نوشته شده را به نوع چاپگر یا چاپگر اختصاص می دهد
[ترجمه گوگل]یکی که مواد نوشته شده را به نوع چاپگر یا چاپگر اختصاص می دهد
10. News stories and other written material must be copy - read and headlined.
[ترجمه ترگمان]داستان های خبری و دیگر مطالب نوشته شده باید کپی - خوانده و headlined شوند
[ترجمه گوگل]داستان های خبری و سایر مطالب نوشته شده باید کپی شود - خواندن و سربرگ
[ترجمه گوگل]داستان های خبری و سایر مطالب نوشته شده باید کپی شود - خواندن و سربرگ
11. One that sets written material into type; a typesetter.
[ترجمه ترگمان]One که مطالب نوشته شده را به نوع؛ a
[ترجمه گوگل]یکی که مواد نوشته شده را به نوع؛ یک طراح
[ترجمه گوگل]یکی که مواد نوشته شده را به نوع؛ یک طراح
12. The official distributed written material about the election to every voter.
[ترجمه ترگمان]این مقام مطالب نوشته شده در مورد انتخابات را برای هر رای دهنده منتشر کرد
[ترجمه گوگل]این رسمی مطالب کتبی در مورد انتخابات را به هر رای دهنده منتشر کرد
[ترجمه گوگل]این رسمی مطالب کتبی در مورد انتخابات را به هر رای دهنده منتشر کرد
13. He went over our written material word for word to correct and improve it.
[ترجمه ترگمان]او برای تصحیح و بهبود آن، کلمه مادی نوشته شده ما را مرور کرد
[ترجمه گوگل]او از کلمه مکتوب مکتوب ما برای بیان کلمه استفاده کرد و آن را بهبود بخشید
[ترجمه گوگل]او از کلمه مکتوب مکتوب ما برای بیان کلمه استفاده کرد و آن را بهبود بخشید
14. Text type typefaces used for the main text of written material.
[ترجمه ترگمان]متن متن typefaces برای متن اصلی مطالب نوشته شده استفاده می شود
[ترجمه گوگل]قلمهای نوع متن برای متن اصلی مواد نوشته شده استفاده می شود
[ترجمه گوگل]قلمهای نوع متن برای متن اصلی مواد نوشته شده استفاده می شود
15. It later emerged there was rather a lot of written material on her lectern.
[ترجمه ترگمان]بعدا معلوم شد که مطالب زیادی در تریبون وجود دارد
[ترجمه گوگل]بعدا ظهور کرد، اما در مقیاسی که او نوشته بود، خیلی از مطالب نوشته شده بود
[ترجمه گوگل]بعدا ظهور کرد، اما در مقیاسی که او نوشته بود، خیلی از مطالب نوشته شده بود
کلمات دیگر: