کلمه جو
صفحه اصلی

creditor


معنی : ستون بستانکار، طلبکار، بستانکار
معانی دیگر : بستانکار، طلبکار، ستون بستانکار

انگلیسی به فارسی

بستانکار، طلبکار، ستون بستانکار


بدهکار، طلبکار، بستانکار، ستون بستانکار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: one to whom money is owed.
متضاد: debtor

- He was gratified when he finally had enough money to pay all his creditors.
[ترجمه ترگمان] وقتی پول کافی برای پرداخت همه طلبکاران خود به دست آورد خوشحال شد
[ترجمه گوگل] او خوشحال بود زمانی که او در نهایت پول به اندازه کافی برای پرداخت تمام طلبکاران خود بود

• lender, loaner, moneylender
your creditors are the people who you owe money to.

دیکشنری تخصصی

[حقوق] بستانکار، طلبکار، داین
[ریاضیات] بستانکار، طلبکار

مترادف و متضاد

ستون بستانکار (اسم)
credit, creditor

طلبکار (اسم)
creditor

بستانکار (اسم)
creditor, obligee

جملات نمونه

1. The creditor has always a better memory than the detor.
[ترجمه ترگمان]بستانکار همیشه حافظه بهتری نسبت به the دارد
[ترجمه گوگل]قرض دهنده همیشه یک حافظه بهتر نسبت به تخفیف دارد

2. I had to run away from my creditor whom I made a usurious loan.
[ترجمه ترگمان]من مجبور شدم از creditor که از او وام می گرفت فرار کنم
[ترجمه گوگل]من مجبور شدم که از وام دهنده ی من فرار کنم که من وام های وحشی را ساختم

3. The boss assigned his car to his creditor.
[ترجمه ترگمان]رئیس ماشینش را به طلبکار خود اختصاص داد
[ترجمه گوگل]رئیس ماشین خود را به قرض دهنده خود اختصاص داد

4. He managed to stall off his creditor.
[ترجمه ترگمان]موفق شد که creditor را از دست بدهد
[ترجمه گوگل]او موفق به اخراج او شد

5. Generally, debtors must negotiate with each creditor separately, and must face the ordeal without advice.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، بدهکاران باید جداگانه با هر بستانکار مذاکره کنند و باید بدون مشورت با یکدیگر روبرو شوند
[ترجمه گوگل]به طور کلی، بدهکارها باید با هر یک از متقاضیان به طور جداگانه مذاکره کنند و بدون مشورت با مشکل برخورد کنند

6. Also until such time as a creditor has lodged a proof of debt, he can not vote at meetings of creditors.
[ترجمه ترگمان]همچنین تا زمانی که یک بستانکار نشان دهنده بدهی باشد، او نمی تواند در جلسات of رای بدهد
[ترجمه گوگل]همچنین تا زمانی که یک قرض دهنده اثبات بدهی را ارائه نکند، نمی تواند در جلسات اعتباری ها رأی دهد

7. The creditor would not be concerned with the question whether or not the surety had an adequate understanding of the transaction.
[ترجمه ترگمان]بستانکار درباره این سوال که آیا این معامله یک درک کافی از تراکنش ها داشته یا خیر، نگران نخواهد بود
[ترجمه گوگل]متقاضی نمی تواند در مورد این موضوع که آیا معامله درک درستی از معامله داشته یا نه، نگران نباشد

8. A creditor of the partnership may therefore sue any partner for the full amount of the debt.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک بستانکار این هم کاری ممکن است از هر شریک برای مبلغ کامل بدهی شکایت کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، متقاضی قرضه مشارکت می تواند هر شریک برای پرداخت بدهی کامل را مورد تقاضا قرار دهد

9. A partially secured creditor is entitled to receive a dividend on the unsecured part of his claim having valued his security.
[ترجمه ترگمان]یک طلبکار نسبتا مطمئن حق دارد که یک سود سهام را در بخش نا امن ادعای خود دریافت کند که به امنیت او ارج می نهد
[ترجمه گوگل]یک متقاضی که بخشی از تضمین شده است، حق دریافت سود تقسیم شده در بخش غیرقانونی ادعای خود را دارد و ارزش آن را دارد

10. Debt service payments to commercial creditor banks, suspended in November, were scheduled for resumption at the end of February 199
[ترجمه ترگمان]پرداخت بدهی به بانک های بستانکار تجاری که در ماه نوامبر به حالت تعلیق در آمده بود در پایان ماه فوریه ۱۹۹ راس بود
[ترجمه گوگل]پرداخت خدمات بدهی به بانک های اعتباری تجاری که در ماه نوامبر به حالت تعلیق درآمده بودند، در پایان ماه فوریه سال 199 به سر می برند

11. The creditor is entitled to further payments from that date at the said rate.
[ترجمه ترگمان]بستانکار این حق را به پرداخت بیشتر از آن تاریخ به نرخ اعلام شده اختصاص داده است
[ترجمه گوگل]بدهکار حق پرداخت بیشتر از آن تاریخ را دارد

12. It was held that the creditor could recover only 400,000.
[ترجمه ترگمان]لازم به ذکر است که طلبکار ممکن است تنها ۴۰۰۰۰۰ نفر را بهبود بخشد
[ترجمه گوگل]برگزار شد که قرض دهنده می تواند تنها 400،000 بازیابی کند

13. The creditor had no knowledge of what had passed between debtor and sureties.
[ترجمه ترگمان]طلبکار از آنچه میان بدهکاری و سرمایه گذشته بود اطلاعی نداشت
[ترجمه گوگل]بدهکار هیچ اطلاعی از آنچه که بین بدهکار و بدهکارها گذشت، معلوم نبود

14. If one creditor then sues for the balance of his debt he commits a breach of contract with each of those creditors.
[ترجمه ترگمان]اگر یکی از بستانکار برای پرداخت بدهی خود شکایت کند، با هر یک از این طلبکاران یک قرارداد امضا می کند
[ترجمه گوگل]اگر یک وام دهنده پس از تعادل بدهی خود شکایت کند، با هر یک از این طلبکاران نقض قرارداد می کند

Creditors surrounded him.

طلبکاران دورش را گرفتند.


پیشنهاد کاربران

طلبکار

اعتبار دهنده

دائن _طلبکار

طلبکار

# The company couldn't pay its creditors
# The property will be sold to pay off their creditors
# They agreed to repay their creditors over a period of three years
# I had to sell my house to get the creditors off my back

طلبکار

تو حسابداری به معنی بستانکار میشه


کلمات دیگر: