1. culpable negligence
قصور سرزنش پذیر
2. don't make me culpable for his mistakes
گناه اشتباهات او را به گردن من میندازید.
3. Their decision to do nothing makes them culpable.
[ترجمه مجید وحید] تقصیر آنها این است که تصمیم گرفتند کاری نکنند.
[ترجمه ترگمان]تصمیم آن ها برای انجام هیچ کاری است، تقصیر آن ها است
[ترجمه گوگل]تصمیم آنها برای انجام کاری آنها را مجازات می کند
4. The prime minister is highly culpable in this affair.
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر در این کار بسیار تقصیر دارد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر در این مورد بسیار متهم است
5. She believed him culpable of murder.
[ترجمه ترگمان] اون باور کرد که اون متهم به قتل بوده
[ترجمه گوگل]او او را به قتل رساند
6. The accident was the result of a culpable failure to consider the risks involved.
[ترجمه ترگمان]این حادثه نتیجه قصور و قصور در رسیدگی به خطرات ناشی از آن است
[ترجمه گوگل]این حادثه نتیجه عدم رعایت خطرات در نظر گرفته شده بود
7. The oil companies are culpable too.
[ترجمه ترگمان]شرکت های نفتی هم مقصر هستند
[ترجمه گوگل]شرکت های نفتی نیز مجرم هستند
8. At the same time, the culpable faction is viewed as exempt from organizational control.
[ترجمه ترگمان]در عین حال، جناح گناهکار به عنوان معاف از کنترل سازمانی در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]در عین حال، جناح جنجالی به عنوان معاف از کنترل سازمانی است
9. Sloppy accounting was culpable for the shortfall in revenue.
[ترجمه ترگمان]حسابداری Sloppy برای جبران کمبود درآمد مقصر شناخته شد
[ترجمه گوگل]حسابداری غرقابی برای کمبود درآمد مجاز بود
10. I cannot be held culpable.
[ترجمه ترگمان]تقصیر من نیست
[ترجمه گوگل]من نمی توانم مقصر باشم
11. Sutherland has denied the culpable homicide of Mr Buckley.
[ترجمه ترگمان]سادرلند پرونده قتل آقای \"باکلی\" رو انکار کرد
[ترجمه گوگل]ساترلند قتل عام آقای باکلی را رد کرد
12. THe man who killed children is culpable.
[ترجمه سپهر احمدی] مردی که کودکان را کشته است مقصر است
[ترجمه ترگمان] کسی که بچه ها رو کشته، تقصیر منه
[ترجمه گوگل]مردی که کودکان را کشت، مجرم است
13. We are ourselves partly culpable for the state of events.
[ترجمه ترگمان]ما خود را به خاطر وضع حوادث مقصر می دانیم
[ترجمه گوگل]ما خودمان بخشی از وضعیت حوادث است
14. I would not be culpable for dividing and restricting computer users, but it would happen nonetheless.
[ترجمه ترگمان]من برای تقسیم کردن و محدود کردن کاربران کامپیوتر مقصر نخواهم بود، اما با این حال این اتفاق می افتد
[ترجمه گوگل]من نمی توانم تقصیر را برای تقسیم و محدود کردن کاربران کامپیوتر، اما این اتفاق می افتد با این حال