کلمه جو
صفحه اصلی

stink bomb


بمب گندزا (بمبی که بوی گند و فرار دهنده تولید می کند)

انگلیسی به فارسی

بمب خنک کن


بمب گندزا (بمبی که بوی گند و فرار دهنده تولید می‌کند )


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a small bomb that gives off an offensive odor on exploding.

• bomb which releases a very unpleasant odor

مترادف و متضاد

Synonyms: odorous bomb, stink ball, stinkpot


bomb that gives off odor


جملات نمونه

1. The two boys were caught letting off stink bombs in the school toilets.
[ترجمه ترگمان]آن دو پسر گرفتار شده بودند که در توالت مدرسه بمب های stink را رها کنند
[ترجمه گوگل]دو پسر به دست آوردن بمب های خشمگین در توالت مدرسه گرفتار شدند

2. They said the protesters let off stink bombs and covered four players with eggs and flour.
[ترجمه ترگمان]آن ها گفتند که معترضان، بمب ها را رها کردند و چهار بازیکن را با تخم مرغ و آرد پوشاندند
[ترجمه گوگل]آنها گفتند که معترضان بمب ها را خنک می کنند و چهار بازیکن را با تخم مرغ و آرد پوشانده اند

3. The not unfamiliar childish jape of depositing a stink bomb in her locker caused her great anguish.
[ترجمه ترگمان]در عوض کردن یک بمب بوی بد در کمدش باعث نگرانی شدید او شده بود
[ترجمه گوگل]جسد کودکانه ناخوشایند سپرده کردن یک بمب آزار دهنده در قفسه ی او، باعث درد شدید او شد

4. Samples of a stink bomb toy obtained from some retailers had failed to comply with the statutory safety requirements for toys.
[ترجمه ترگمان]نمونه های یک اسباب بازی بوی متعفن که از خرده فروشان به دست آمد، در تطبیق با الزامات ایمنی قانونی برای اسباب بازی ها شکست خوردند
[ترجمه گوگل]نمونه هایی از یک اسباب بازی بمب وحشی که بعضی از خرده فروشان به دست آورده اند، به پیروی از الزامات ایمنی قانونی برای اسباب بازی ها نرسیده اند

5. The result is a maggot-ridden, weeping stink bomb in an advanced state of decomposition.
[ترجمه ترگمان]نتیجه یک بمب ماگوت افسار گسیخته در یک حالت پیشرفته تجزیه است
[ترجمه گوگل]نتیجه یک انفجار بمب وارونه و درهم شکسته در حالت پیشرفته تجزیه است

6. Today, someone set off a stink bomb during a two hour exam. We all had to soak up the stench for the whole two hours. FML.
[ترجمه ترگمان]امروز، یه نفر در طول دو ساعت یه بمب بد درست کرده همه ما مجبور بودیم این بوی گند رو برای دو ساعت تموم کنیم FML
[ترجمه گوگل]امروز یک نفر در طول یک جلسه دو ساعته یک بمب بمب گذاری می کند همه ما تا به حال دوشاخه را برای دوش گرفتن خیس کرده بودیم FML

7. A major competitor, Microsoft, produced a stink bomb of an operating system.
[ترجمه ترگمان](مایکروسافت)یکی از رقبای اصلی (مایکروسافت)یک بمب متعفن از یک سیستم عامل را تولید می کرد
[ترجمه گوگل]رقیب اصلی مایکروسافت یک بمب آزار دهنده از یک سیستم عامل تولید کرد

8. It isn't going away. This is a stink bomb in the garden party.
[ترجمه ترگمان]از من دور نیست این یه بمب بوی بد تو مهمونی باغ - ه
[ترجمه گوگل]نمی گذرد این یک بمب آزار دهنده در حزب باغ است

9. His remarkable doggedness led him to carry on regardless when two stink bombs broke everyone else's concentration.
[ترجمه ترگمان]doggedness قابل توجه او باعث شد که او بدون توجه به زمانی که دو بمب متعفن تمرکزش را از دست داده بود، ادامه دهد
[ترجمه گوگل]سرسختی قابل توجه او باعث شد تا او بدون در نظر گرفتن اینکه دو بمب افکن باعث غلبه بر هر کس دیگری شد، ادامه داشت

10. Mike: Well, we all had a recipe for some kind of so ap, but myl ab partner and I ended up making some kind of stink bomb by mistake.
[ترجمه ترگمان]مایک: خب، ما یه دستور پخت برای یه جور دی گه ای داشتیم، ولی من و همکارم بالاخره یه جور بمب بوی گندی بالا آوردیم
[ترجمه گوگل]مایک خب، همه ما یک دستورالعمل برای نوعی از AP ​​داشتیم، اما من و همسر من و من به پایان رسید تا برخی از نوع بمب خفه با اشتباه

11. Maggie: Jason, I have an idea. Why don't you just stink bomb you're mother's bachelorette party?
[ترجمه ترگمان]جیسون، من یه فکری دارم چرا تو فقط یه بمب بوی گند به مهمونی مجردی مادرت نمیدی؟
[ترجمه گوگل]مگجی جیسون، من ایده ای دارم چرا شما فقط بمب نجوا می کنی که شما حزب چوپان مادر هستید؟

12. It means nobody will be able to live here on account of the smell. A rotten egg is a regular stink bomb.
[ترجمه ترگمان]معنیش اینه که هیچ کس نمی تونه به خاطر بو اینجا زندگی کنه یک تخم مرغ گندیده یک بمب بد بو است
[ترجمه گوگل]این بدان معنی است که هیچ کسی نمی تواند در این باره زندگی کند یک تخم مرغ فاسد یک بمب معمولی است


کلمات دیگر: