کلمه جو
صفحه اصلی

stop payment


دستور عدم پرداخت چک به بانک

انگلیسی به فارسی

دستور عدم پرداخت چک به بانک


پرداخت را متوقف کنید، دستور عدم پرداخت چک به بانک


انگلیسی به انگلیسی

• instruction to not honor a check

مترادف و متضاد

withheld payment


Synonyms: block, freeze, refusal to pay, welsh


جملات نمونه

1. I have authorized the bank to stop payment of the cheque.
[ترجمه ترگمان]من به بانک اجازه دادم که پرداخت چک را متوقف کند
[ترجمه گوگل]من به بانک اجازه دادم که پرداخت چک را متوقف کند

2. My mother called the bank to stop payment on the check.
[ترجمه ترگمان]مادرم به بانک زنگ زد تا پول پرداخت رو بگیره
[ترجمه گوگل]مادر من بانک را برای متوقف کردن پرداخت چک داد

3. You can also stop payment on a check if you have a dispute with a merchant.
[ترجمه ترگمان]همچنین می توانید در مورد یک بررسی کنید اگر با یک تاجر مشاجره کنید
[ترجمه گوگل]اگر اختلاف نظر با یک بازرگان دارید، می توانید پرداخت را در چک کنید

4. She was accused of stopping payment on a car repair check.
[ترجمه ترگمان]او متهم به توقف پرداخت کرایه اتومبیل شد
[ترجمه گوگل]او متهم به توقف پرداخت در چک تعمیر خودرو بود

5. The bank has stopped payment.
[ترجمه ترگمان]بانک پرداخت را متوقف کرده است
[ترجمه گوگل]بانک پرداخت را متوقف کرده است

6. However, if you stop payments you may jeopardise future benefits.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اگر شما پرداخت ها را متوقف کنید، ممکن است مزایای آینده را به خطر بیاندازد
[ترجمه گوگل]با این حال، اگر پرداخت ها را متوقف کنید، ممکن است مزایای آینده را به خطر بیندازید

7. Coun Chandran stopped payment: spoilsport.
[ترجمه ترگمان]coun Chandran پول را قطع کرد: spoilsport
[ترجمه گوگل]سون چاندران پرداخت اسپویل پورت را متوقف کرد

8. You can always stop payment of your checks.
[ترجمه ترگمان]تو همیشه میتونی پرداخت حقوقت رو تموم کنی
[ترجمه گوگل]شما همیشه می توانید پرداخت چک خود را متوقف کنید

9. A few months later, borrowing large family "missing", stop payment, credit market collapse immediately.
[ترجمه ترگمان]چند ماه بعد، قرض گرفتن خانواده بزرگ \"گم شده\"، توقف پرداخت، رکود بازار اعتباری
[ترجمه گوگل]چند ماه بعد، وام خانواده بزرگ 'گمشده'، پرداخت متوقف شده، فروپاشی بازار اعتبار بلافاصله ادامه یافت

10. XX has been lost. Please stop payment. I, the applicant agree to bear the whole responsibility of any dispute rised in future.
[ترجمه ترگمان]خیلی چیزها از دست رفته لطفا پرداختی را متوقف کنید من، متقاضی باید تمام مسیولیت هر گونه اختلاف در آینده را تحمل کند
[ترجمه گوگل]XX از دست رفته است لطفا پرداخت را متوقف کنید من، متقاضی موافقم که کل مسئولیت هر گونه اختلاف در آینده را تحمل کند

11. Therefore, the author gives some advices of perfection on multiplicity in the mainland, and a deeper study on the implications of "inability of settlement" and "stop payment".
[ترجمه ترگمان]بنابراین، نویسنده به وفور روی تنوع در سرزمین اصلی و مطالعه عمیق تری در زمینه مفاهیم \"ناتوانی در حل\" و \"توقف پرداخت\" می دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین، نویسنده برخی از توصیه های کمال در مورد چندگانگی در سرزمین اصلی و مطالعات عمیق تر در مورد پیامدهای ناتوانی حل و فصل و توقف پرداخت می دهد

12. My father called the bank to stop payment on the check.
[ترجمه ترگمان]پدرم به بانک زنگ زد تا پول پرداخت رو بگیره
[ترجمه گوگل]پدرم بانک را برای متوقف کردن پرداخت چک داد

13. my father called the bank to stop payment on the check.
[ترجمه ترگمان]پدرم به بانک زنگ زد تا پرداخت پول را متوقف کنه
[ترجمه گوگل]پدرم بانک را برای متوقف کردن پرداخت چک داد

14. Andrew: We are unable to place a stop payment right now for the future transactions.
[ترجمه ترگمان]اندرو: ما نمی توانیم پول پرداختی را در حال حاضر برای معاملات آینده قرار دهیم
[ترجمه گوگل]اندرو ما نمی توانیم در حال حاضر پرداخت معوق برای معاملات بعدی انجام دهیم


کلمات دیگر: