(تئاتر و غیره)، (نمایش کوتاهی که پیش از برنامه ی اصلی اجرا می شود) مقدمه، پیش درآمد، پیش پرده، تئاتر پیش درامد نمایش، پیش پرده پرده کوتاه پیش ازغازنمایش بزرگ
curtain raiser
(تئاتر و غیره)، (نمایش کوتاهی که پیش از برنامه ی اصلی اجرا می شود) مقدمه، پیش درآمد، پیش پرده، تئاتر پیش درامد نمایش، پیش پرده پرده کوتاه پیش ازغازنمایش بزرگ
انگلیسی به فارسی
(تئاتر) پیش درآمد نمایش، پیش پرده
پرده، پیش درامد نمایش، پیش پرده
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• (1) تعریف: a short play presented before the main production.
• (2) تعریف: any brief preliminary event.
• short play or performance presented before the main play
a curtain-raiser is a short play that is performed before a longer, more important one.
a curtain-raiser is also a relatively minor event that is like a major one that happens after it.
a curtain-raiser is a short play that is performed before a longer, more important one.
a curtain-raiser is also a relatively minor event that is like a major one that happens after it.
مترادف و متضاد
short preliminary event
Synonyms: countdown, curtain lifter, curtain warmer, inaugural, kickoff, lead-in, opener, opening gun, opening shot, preliminary, preview, run-up, walk-up, warm-up
جملات نمونه
1. A local team are playing as a curtain raiser to the game between England and Italy.
[ترجمه ترگمان]یک تیم محلی به عنوان a پرده برای بازی بین انگلستان و ایتالیا بازی می کند
[ترجمه گوگل]تیم محلی به عنوان یک بازیگر پرده از بازی بین انگلیس و ایتالیا بازی می کند
[ترجمه گوگل]تیم محلی به عنوان یک بازیگر پرده از بازی بین انگلیس و ایتالیا بازی می کند
2. This leading part is likely to be the curtain raiser of her opera career.
[ترجمه ترگمان]این قسمت برجسته احتمالا the پرده ای از حرفه اپرا او خواهد بود
[ترجمه گوگل]این بخش پیشرو احتمالا پرده از کارگردانی اپرا است
[ترجمه گوگل]این بخش پیشرو احتمالا پرده از کارگردانی اپرا است
3. For Americans Pearl Harbor was the curtain raiser for World War II.
[ترجمه ترگمان]برای آمریکایی ها پرل هاربر، raiser پرده برای جنگ جهانی دوم بود
[ترجمه گوگل]برای آمریکایی ها، پرل هاربر، پرده ای برای جنگ جهانی دوم بود
[ترجمه گوگل]برای آمریکایی ها، پرل هاربر، پرده ای برای جنگ جهانی دوم بود
4. Since it's acting as a curtain raiser to new styles.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که این نمایش به عنوان یک پرده نقاشی برای سبک های جدید عمل می کند
[ترجمه گوگل]از آنجا که آن را به عنوان یک پرده افزایش سبک جدید
[ترجمه گوگل]از آنجا که آن را به عنوان یک پرده افزایش سبک جدید
5. For it was as the curtain raiser for society debutantes that Almack's was famous.
[ترجمه ترگمان]چون به خاطر این بود که پرده نمایش برای جامعه debutantes که مشهور بود، جلب توجه می کرد
[ترجمه گوگل]برای آن بود که به عنوان پیشگام پرده برای جامعه اولین که مشهور Almack بود
[ترجمه گوگل]برای آن بود که به عنوان پیشگام پرده برای جامعه اولین که مشهور Almack بود
6. The torch relay is the curtain raiser for the Olympic games and is a very simple issue.
[ترجمه ترگمان]مراسم حمل مشعل، raiser پرده برای بازی های المپیک است و یک مساله بسیار ساده است
[ترجمه گوگل]رله مشعل، بازیابی پرده برای بازی های المپیک است و یک مسئله بسیار ساده است
[ترجمه گوگل]رله مشعل، بازیابی پرده برای بازی های المپیک است و یک مسئله بسیار ساده است
7. China seems to feel unusually bold before the Summer Olympics, seen here as a curtain raiser for the nation's ascent to pre-eminence in the world.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که چین پیش از المپیک تابستانی، به طور غیرمعمول احساس شجاعت می کند، این جا به عنوان a پرده برای صعود کشور به برتری در جهان دیده می شود
[ترجمه گوگل]چین به نظر می رسد قبل از بازی های المپیک تابستانی به طرز غیرعادی احساساتی است، که در اینجا به عنوان یک صعود کننده پرده ای برای صعود کشور به برجسته سازی در جهان دیده می شود
[ترجمه گوگل]چین به نظر می رسد قبل از بازی های المپیک تابستانی به طرز غیرعادی احساساتی است، که در اینجا به عنوان یک صعود کننده پرده ای برای صعود کشور به برجسته سازی در جهان دیده می شود
8. NEW YORK (Reuters) - Renren's successful IPO could be the curtain raiser for what is to come if the world's No. 1 social networking site, Facebook, goes public next year.
[ترجمه ترگمان]نیویورک (رویترز)- IPO موفق Renren می تواند the پرده برای آنچه که در صورتی که سایت شبکه اجتماعی شماره ۱ جهان، فیس بوک، سال آینده منتشر شود، باشد
[ترجمه گوگل]NEW YORK (رویترز) - IPO موفق Renren می تواند به عنوان پیشگام پرده برای آنچه که اگر وب سایت شبکه 1 شبکه جهانی، فیس بوک، در سال آینده می آید
[ترجمه گوگل]NEW YORK (رویترز) - IPO موفق Renren می تواند به عنوان پیشگام پرده برای آنچه که اگر وب سایت شبکه 1 شبکه جهانی، فیس بوک، در سال آینده می آید
9. Only on Thursday, Germany coach Jurgen Klinsmann ruled his captain out of the World Cup curtain raiser - with the key midfielder struggling with a calf complaint.
[ترجمه ترگمان]در روز پنج شنبه (یورگن Klinsmann)، مربی آلمان (یورگن Klinsmann)، کاپیتان خود را از پرده پرده جام جهانی، که هافبک کلیدی در کش مکش با شکایت یک گوساله داشت، اداره کرد
[ترجمه گوگل]فقط در روز پنج شنبه، مربی تیم ملی آلمان، یورگن کلینزمن، کاپیتان خود را از مسابقات جام جهانی جام جهانی ربوده است - با یک هافبک کلیدی که با شکایت از گوساله مبارزه می کند
[ترجمه گوگل]فقط در روز پنج شنبه، مربی تیم ملی آلمان، یورگن کلینزمن، کاپیتان خود را از مسابقات جام جهانی جام جهانی ربوده است - با یک هافبک کلیدی که با شکایت از گوساله مبارزه می کند
پیشنهاد کاربران
curtain raiser ( هنرهای نمایشی )
واژه مصوب: پیش پرده 1
تعریف: نوعی نمایش کوتاه که پیش از آغاز نمایش اصلی اجرا می شود
واژه مصوب: پیش پرده 1
تعریف: نوعی نمایش کوتاه که پیش از آغاز نمایش اصلی اجرا می شود
کلمات دیگر: