(هریک از کنگره های بالای دیوار دژها و استحکامات و کاخ ها) دندانه، مزغل (crenelle هم می نویسند)
crenel
(هریک از کنگره های بالای دیوار دژها و استحکامات و کاخ ها) دندانه، مزغل (crenelle هم می نویسند)
انگلیسی به فارسی
مزغلدار کردن، دندانهدار کردن (بالای دیوار قلعه)
کرنل
(هریک از کنگرههای بالای دیوار دژها و استحکامات و کاخها) دندانه، مزغل (crenelle هم مینویسند)
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: any of the openings or indentations between the solid parts of a wall or battlement.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: crenels, creneling, creneled
حالات: crenels, creneling, creneled
• : تعریف: to provide (a wall, tower, or battlement) with crenels.
• crenature, notch, space or opening in a battlement (also crenelle)
پیشنهاد کاربران
تیرکش
کلمات دیگر: