(در روزنامه و کتاب و فیلم و غیره) قدرشناسی، ارج گذاری (نام کسانی که همکاری یا کمک کرده اند)
credit line
(در روزنامه و کتاب و فیلم و غیره) قدرشناسی، ارج گذاری (نام کسانی که همکاری یا کمک کرده اند)
انگلیسی به فارسی
(در روزنامه و کتاب و فیلم و غیره) قدرشناسی، ارجگذاری (نام کسانی که همکاری یا کمک کردهاند)
رجوع شود به: line of credit
انگلیسی به انگلیسی
• amount of credit that one is approved for
مترادف و متضاد
available credit amount
Synonyms: bank line, credit limit, line of credit, personal line of credit
جملات نمونه
1. Such corporations also tend to maintain credit lines with their banks sufficient to repay all their outstanding commercial paper.
[ترجمه ترگمان]چنین شرکت هایی هم چنین تمایل دارند که خطوط اعتباری را با بانک های خود حفظ کنند تا بتوانند تمام کاغذهای تجاری برجسته خود را بازپرداخت نمایند
[ترجمه گوگل]چنین شرکت هایی نیز تمایل دارند که خطوط اعتباری خود را با بانک های خود به اندازه کافی بازپرداخت تمام کاغذ تجاری برجسته خود را
[ترجمه گوگل]چنین شرکت هایی نیز تمایل دارند که خطوط اعتباری خود را با بانک های خود به اندازه کافی بازپرداخت تمام کاغذ تجاری برجسته خود را
2. Commercial credit lines are similar to consumer credit lines, with which most individuals are familiar.
[ترجمه ترگمان]خطوط اعتباری تجاری شبیه خطوط اعتباری مصرف کننده هستند که اغلب افراد با آن آشنا هستند
[ترجمه گوگل]خطوط تجاری تجاری شبیه خطوط اعتباری مصرفی هستند که اکثر افراد آن را آشنا می کنند
[ترجمه گوگل]خطوط تجاری تجاری شبیه خطوط اعتباری مصرفی هستند که اکثر افراد آن را آشنا می کنند
3. Ford also said it will need a credit line.
[ترجمه ترگمان]فورد همچنین گفت که به یک خط اعتباری نیاز خواهد داشت
[ترجمه گوگل]فورد همچنین گفت که به خط اعتباری نیاز دارد
[ترجمه گوگل]فورد همچنین گفت که به خط اعتباری نیاز دارد
4. Terminating the unimplemented credit line according to the covenants and provisions.
[ترجمه ترگمان]خط اعتباری unimplemented را مطابق با covenants و مفاد قرارداد ببندید
[ترجمه گوگل]پایان دادن به خط اعتباری غیرقابل اجرا مطابق با معاهدات و مفاد
[ترجمه گوگل]پایان دادن به خط اعتباری غیرقابل اجرا مطابق با معاهدات و مفاد
5. And beside the photo was the credit line Robert Kincaid.
[ترجمه ترگمان]و کنار عکس، خط اعتباری رابرت Kincaid بود
[ترجمه گوگل]و در کنار عکس خط اعتباری رابرت کینکاید بود
[ترجمه گوگل]و در کنار عکس خط اعتباری رابرت کینکاید بود
6. The increased credit line is aimed at allaying fears among JAL's suppliers and creditors about its financial stability.
[ترجمه ترگمان]هدف افزایش اعتبار، افزایش نگرانی ها در میان تامین کنندگان و طلبکاران JAL در رابطه با ثبات مالی آن است
[ترجمه گوگل]خط اعتباری افزایش یافته با هدف کاهش ترس در تامین کنندگان و طلبکاران JAL در مورد ثبات مالی آن است
[ترجمه گوگل]خط اعتباری افزایش یافته با هدف کاهش ترس در تامین کنندگان و طلبکاران JAL در مورد ثبات مالی آن است
7. Eg : The buyer shall open the credit line 30 days before the date of shipment.
[ترجمه ترگمان]E [ g ]: خریدار باید خط اعتباری را ۳۰ روز قبل از تاریخ ارسال باز کند
[ترجمه گوگل]مثلا: خریدار باید خط اعتبار را 30 روز قبل از تاریخ حمل و نقل باز کند
[ترجمه گوگل]مثلا: خریدار باید خط اعتبار را 30 روز قبل از تاریخ حمل و نقل باز کند
8. Ford is asking for a nine billion dollar credit line in case it needs it.
[ترجمه ترگمان]فورد در حال درخواست یک خط اعتباری نه میلیارد دلاری است که به آن نیاز دارد
[ترجمه گوگل]فورد خواستار یک خط اعتباری 9 میلیارد دلاری در صورت نیاز به آن است
[ترجمه گوگل]فورد خواستار یک خط اعتباری 9 میلیارد دلاری در صورت نیاز به آن است
9. After the credit line is approved, RMB loan will be extended to you.
[ترجمه ترگمان]بعد از تایید خط اعتباری، وام RMB به شما گسترش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]پس از تایید خط اعتباری، وام RMB به شما تمدید خواهد شد
[ترجمه گوگل]پس از تایید خط اعتباری، وام RMB به شما تمدید خواهد شد
10. This credit line is to be evidenced by a loan agreement.
[ترجمه ترگمان]این خط اعتباری را می توان با یک قرارداد وام مشاهده کرد
[ترجمه گوگل]این خط اعتباری باید با موافقتنامه وام مشخص شود
[ترجمه گوگل]این خط اعتباری باید با موافقتنامه وام مشخص شود
11. To begin with, a home equity credit line will offer you a large amount of cash with a comparatively low rate of interest.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، یک خط اعتباری در خانه به شما مقدار زیادی پول نقد با نرخ نسبتا پایین بهره می دهد
[ترجمه گوگل]برای شروع، یک خط اعتباری خانه به شما مقدار زیادی پول نقد را با نرخ نسبتا کم نسبت به شما ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]برای شروع، یک خط اعتباری خانه به شما مقدار زیادی پول نقد را با نرخ نسبتا کم نسبت به شما ارائه می دهد
12. I now have a $ 5500 credit line with them.
[ترجمه ترگمان] من الان یه خط اعتباری با اونا دارم
[ترجمه گوگل]من اکنون خط اعتباری 5500 دلار با آنها دارم
[ترجمه گوگل]من اکنون خط اعتباری 5500 دلار با آنها دارم
13. The buyer shall open the credit line 30 days before the date of shipment.
[ترجمه ترگمان]خریدار باید خط اعتباری را ۳۰ روز قبل از تاریخ ارسال باز کند
[ترجمه گوگل]خریدار باید خط اعتباری را 30 روز قبل از تاریخ حمل و نقل باز کند
[ترجمه گوگل]خریدار باید خط اعتباری را 30 روز قبل از تاریخ حمل و نقل باز کند
14. The credit line should be opened one month before the time of shipment.
[ترجمه ترگمان]خط اعتباری باید یک ماه قبل از زمان ارسال باز شود
[ترجمه گوگل]خط اعتبار باید یک ماه قبل از زمان حمل و نقل باز شود
[ترجمه گوگل]خط اعتبار باید یک ماه قبل از زمان حمل و نقل باز شود
15. The rating firm said that the company is more reliant on its revolving credit lines because of the elimination of commercial paper.
[ترجمه ترگمان]شرکت رتبه بندی گفت که این شرکت به دلیل حذف روزنامه تجاری متکی به خطوط اعتباری چرخان آن است
[ترجمه گوگل]این شرکت رتبه بندی می گوید که این شرکت به دلیل حذف اوراق بهادار تجاری بیشتر بر خطوط اعتباری خود متکی است
[ترجمه گوگل]این شرکت رتبه بندی می گوید که این شرکت به دلیل حذف اوراق بهادار تجاری بیشتر بر خطوط اعتباری خود متکی است
پیشنهاد کاربران
حد امکان خرید نسیه
حد اعتبار
حد اعتبار
کلمات دیگر: