استریل کردن، سترون کردن، عقیم کردن، نازا و عشوه، بی بار یا بی حاصل کردن
sterilise
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• make sterile; decontaminate, disinfect (also sterilize)
جملات نمونه
1. All surgical instruments must be sterilised before use.
[ترجمه ترگمان]تمام ابزار جراحی باید قبل از استفاده بسته بندی شوند
[ترجمه گوگل]تمام وسایل جراحی قبل از استفاده باید استریل شوند
[ترجمه گوگل]تمام وسایل جراحی قبل از استفاده باید استریل شوند
2. The machine uses minute quantities of ozone to sterilise and deodorise refrigerated food vehicles.
[ترجمه ترگمان]این دستگاه از مقادیر زیادی ازن برای عقیم کردن و deodorise وسایل حمل و نقل مواد غذایی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]این دستگاه با استفاده از مقادیر بسیار کمی ازن برای استریل کردن و تخلیه ماشین های مواد غذایی سرد
[ترجمه گوگل]این دستگاه با استفاده از مقادیر بسیار کمی ازن برای استریل کردن و تخلیه ماشین های مواد غذایی سرد
3. All the glasses should be washed out and sterilised.
[ترجمه ترگمان]همه گیلاس ها را باید شست و پاک کرد
[ترجمه گوگل]تمام عینک ها باید تمیز و پاک شود
[ترجمه گوگل]تمام عینک ها باید تمیز و پاک شود
4. Products which are capable of sterilising are either so noxious or corrosive in the concentration required that they can not be used.
[ترجمه ترگمان]محصولاتی که قادر به sterilising هستند، در غلظت مورد نیاز، مضر یا مضر هستند
[ترجمه گوگل]محصولاتی که قادر به استریلیزاسیون هستند، در غلظت مورد نیاز از آنها استفاده نمی شود
[ترجمه گوگل]محصولاتی که قادر به استریلیزاسیون هستند، در غلظت مورد نیاز از آنها استفاده نمی شود
5. A dentist sterilises his instruments.
[ترجمه ترگمان]یک دندان پزشک از ابزار خود استفاده می کند
[ترجمه گوگل]یک دندانپزشک ابزارهای خود را استریل می کند
[ترجمه گوگل]یک دندانپزشک ابزارهای خود را استریل می کند
6. Its accessories enable the basic unit to use the cleaning and sterilising power of steam for cleaning, too.
[ترجمه ترگمان]لوازم جانبی آن واحد پایه را قادر می سازند تا از قدرت تمیز کردن و sterilising بخار برای تمیز کردن نیز استفاده کند
[ترجمه گوگل]لوازم جانبی آن را قادر می سازد واحد اصلی برای استفاده از تمیز کردن و استریل کردن قدرت بخار برای تمیز کردن، همچنین
[ترجمه گوگل]لوازم جانبی آن را قادر می سازد واحد اصلی برای استفاده از تمیز کردن و استریل کردن قدرت بخار برای تمیز کردن، همچنین
7. Other uses include removing Artex, lifting vinyl floor tiles, killing weeds and sterilising soil, etc.
[ترجمه ترگمان]استفاده های دیگر شامل حذف Artex، بلند کردن کاشی های کف vinyl، کشتن علف های هرز و خاک sterilising و غیره است
[ترجمه گوگل]استفاده های دیگر شامل حذف Artex، بلند کردن کاشی های وینیل، کشت علف های هرز و استریل کردن خاک و غیره
[ترجمه گوگل]استفاده های دیگر شامل حذف Artex، بلند کردن کاشی های وینیل، کشت علف های هرز و استریل کردن خاک و غیره
8. Pour the chutney into small sterilised jars, seal, label and give away as presents.
[ترجمه ترگمان]the را در شیشه های کوچک sterilised بریزید، مهر، برچسب، و به عنوان هدیه به آن ها بدهید
[ترجمه گوگل]پوره را به داخل شیشه های استریل شده کوچک، مهر و موم، برچسب گذاشته و ارائه به عنوان هدیه
[ترجمه گوگل]پوره را به داخل شیشه های استریل شده کوچک، مهر و موم، برچسب گذاشته و ارائه به عنوان هدیه
9. Brewing Clean the white plastic brewing bucket with the sterilising fluid and rinse it thoroughly with cold water.
[ترجمه ترگمان]Brewing سطل brewing پلاستیکی را با مایع sterilising تمیز کنید و آن را به طور کامل با آب سرد آبکشی کنید
[ترجمه گوگل]آبجو: سطل زباله پلاستیکی سفید را با مایع استریلیزه تمیز کنید و آن را کاملا با آب سرد شستشو دهید
[ترجمه گوگل]آبجو: سطل زباله پلاستیکی سفید را با مایع استریلیزه تمیز کنید و آن را کاملا با آب سرد شستشو دهید
10. The gloves are machine washable and may be sterilised using dilute bleach.
[ترجمه ترگمان]دستکش، قابل شستشو است و ممکن است با استفاده از سفید کننده رقیق ساخته شود
[ترجمه گوگل]دستکش ماشین قابل شستشو است و می تواند با استفاده از سفید کننده رقیق شود
[ترجمه گوگل]دستکش ماشین قابل شستشو است و می تواند با استفاده از سفید کننده رقیق شود
11. The dentist had her assistant sterilise the instruments.
[ترجمه ترگمان]دندان پزشک به او کمک کرد تا ابزارها را استریل کند
[ترجمه گوگل]دندانپزشک دستیار او را ابزارهای استریلی را به دست آورد
[ترجمه گوگل]دندانپزشک دستیار او را ابزارهای استریلی را به دست آورد
12. If you're using sterilising solution, follow the manufacturer's directions.
[ترجمه ترگمان]اگر از راه حل sterilising استفاده می کنید، دستور تولید کننده را دنبال کنید
[ترجمه گوگل]اگر از راه حل استریلیزه استفاده می کنید، دستورالعمل سازنده را دنبال کنید
[ترجمه گوگل]اگر از راه حل استریلیزه استفاده می کنید، دستورالعمل سازنده را دنبال کنید
13. The endoscopes were sterilised after each examination according to local standards; the biopsy forceps were sterilised by autoclaving.
[ترجمه ترگمان]دستگاه های آندوسکوپی بعد از هر امتحان با توجه به استانداردهای محلی مورد استفاده قرار گرفت؛ the forceps توسط autoclaving مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]آندوسکوپ ها پس از هر آزمایش با توجه به استانداردهای محلی استریل شدند انسولین بیوپسی با اتوکلاسیون استریل شده است
[ترجمه گوگل]آندوسکوپ ها پس از هر آزمایش با توجه به استانداردهای محلی استریل شدند انسولین بیوپسی با اتوکلاسیون استریل شده است
14. They change nappies, feed babies under supervision and learn about sterilising and safety.
[ترجمه ترگمان]آن ها پوشک خود را عوض می کنند و کودکان زیر نظارت را تغذیه می کنند و درباره sterilising و ایمنی یاد می گیرند
[ترجمه گوگل]آنها پوشک بچه را تغذیه می کنند، بچه ها را تحت نظارت تغذیه می کنند و در مورد استریلیزاسیون و ایمنی یاد می گیرند
[ترجمه گوگل]آنها پوشک بچه را تغذیه می کنند، بچه ها را تحت نظارت تغذیه می کنند و در مورد استریلیزاسیون و ایمنی یاد می گیرند
15. These last two measures can help to absorb ("sterilise"), foreign currency inflows – another burden of currency inflexibility.
[ترجمه ترگمان]این دو معیار آخر می تواند به جذب (\" عقیم کردن)، جریان ارز خارجی - بار دیگر انعطاف ناپذیری پول کمک کند
[ترجمه گوگل]این دو اقدام اخیر می تواند کمک به جذب ('استریل کردن')، جریان ارز خارجی - بار دیگر از انعطاف پذیری ارز باشد
[ترجمه گوگل]این دو اقدام اخیر می تواند کمک به جذب ('استریل کردن')، جریان ارز خارجی - بار دیگر از انعطاف پذیری ارز باشد
پیشنهاد کاربران
1 - سترون کردن ( استریل کردن )
2 - عقیم کردن
if a person or animal is sterilized, they have an operation to stop them producing babies
2 - عقیم کردن
if a person or animal is sterilized, they have an operation to stop them producing babies
کلمات دیگر: