به طور چسبناک
stickily
به طور چسبناک
انگلیسی به فارسی
به طور چسبناک
انگلیسی به انگلیسی
• in a sticky manner, in an adhesive manner
جملات نمونه
1. If the horse jumps the first fence stickily, a smack on landing will sharpen him up.
[ترجمه ترگمان]اگر اسب از حصار اول عبور کند، صدای برخورد کشتی او را تیز خواهد کرد
[ترجمه گوگل]اگر اسب نخستین حصار را به سمت چپ پر می کند، یک زدگی در فرود، او را تیز می کند
[ترجمه گوگل]اگر اسب نخستین حصار را به سمت چپ پر می کند، یک زدگی در فرود، او را تیز می کند
2. He felt the blood move stickily from his splIt'scalp and trickle down his forehead.
[ترجمه ترگمان]او احساس کرد که خون از پوست سرش کنده شد و از پیشانی اش سرازیر شد
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که خون به صورت چسبی از چشمانش جمع می شود و پیشانی اش را می شکافد
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که خون به صورت چسبی از چشمانش جمع می شود و پیشانی اش را می شکافد
3. Christina could taste its salty tang and feel it settle stickily on her skin.
[ترجمه ترگمان]کریستینا هم می تونست بوی salty رو بچشه و احساس کنه که به پوستش نفوذ کرده
[ترجمه گوگل]کریستینا می تواند طعم شور آن را طعم بخورد و احساس کند که روی پوستش چسبیده است
[ترجمه گوگل]کریستینا می تواند طعم شور آن را طعم بخورد و احساس کند که روی پوستش چسبیده است
4. Listen, son: I am saying this as you lie asleep, one little paw crumpled under your cheek and the blond curls stickily wet on your damp forehead.
[ترجمه ترگمان]گوش کن، پسرم، من دارم این را می گویم، همان طور که به خواب دروغ می گویی، یک پنجه کوچک زیر گونه اش مچاله شده بود و موهای بور بلوند روی پیشانی خیس تو خیس شده بود
[ترجمه گوگل]گوش کن، پسر، من این را به عنوان خوابیدن در خواب می بینم، یک پا کوچک زیر شکم شما فرو می ریزد و بور بر روی پیشانی مرطوب شما قرار دارد
[ترجمه گوگل]گوش کن، پسر، من این را به عنوان خوابیدن در خواب می بینم، یک پا کوچک زیر شکم شما فرو می ریزد و بور بر روی پیشانی مرطوب شما قرار دارد
5. Listen, son; I am saying this as you lie asleep, one little paw crumpled under your cheek and the blond curls stickily wet on your damp forehead. I have stolen into your room alone.
[ترجمه ترگمان]گوش کن، پسرم، من این را همان طور که تو خواب می گویی می گویم، یک پنجه کوچک زیر گونه اش مچاله شده بود و موهای بور بلوند روی پیشانی خیس تو مرطوب شد من تنهایی تو اتاقت دزدی کردم
[ترجمه گوگل]گوش کن، پسر؛ من می گویم این همانطور است که شما خوابیدگی می کنید، یک پا کوچک زیر شکم شما فرو می ریزد و بور بر روی پیشانی مرطوب شما قرار دارد من تنها به اتاق شما سرقت کردم
[ترجمه گوگل]گوش کن، پسر؛ من می گویم این همانطور است که شما خوابیدگی می کنید، یک پا کوچک زیر شکم شما فرو می ریزد و بور بر روی پیشانی مرطوب شما قرار دارد من تنها به اتاق شما سرقت کردم
کلمات دیگر: