کلمه جو
صفحه اصلی

stonily

انگلیسی به انگلیسی

• in a cold and unfeeling manner, without pity; in a manner which resembles stone

جملات نمونه

1. She stared stonily in front of her.
[ترجمه ترگمان]مات و مبهوت به جلو خیره شده بود
[ترجمه گوگل]او در مقابل او به صورت سنگی نگاه کرد

2. She stared stonily at him for a minute.
[ترجمه ترگمان]برای لحظه ای مات و مبهوت به او خیره شد
[ترجمه گوگل]او برای یک دقیقه سنگین به او نگاه کرد

3. She stared at him stonily as he came in.
[ترجمه ترگمان]مات و مبهوت به او خیره شد
[ترجمه گوگل]او به هنگام ظهور عجیب به او نگاه کرد

4. Camilla stared stonily ahead.
[ترجمه ترگمان]کامی مات و مبهوت به جلو خیره شد
[ترجمه گوگل]کامیلا نگاه سنگین به جلو

5. Mr Corcoran had stared stonily at him through the pince-nez fastened on to his thin beak of a nose.
[ترجمه ترگمان]آقای Corcoran مات و مبهوت به او خیره شده بود و از میان عینک پنسی به نوک بینی اش خیره شده بود
[ترجمه گوگل]آقای کرکوران از طریق pince-nez به ناخن نازک بینی خود، به صورت سنگی به او نگاه کرد

6. They continued stonily following the service.
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنان بی حرکت و بی حرکت به دنبال خدمت به راه خود ادامه می دادند
[ترجمه گوگل]آنها به دنبال این خدمات با سنگ قیمتی ادامه دادند

7. Don't you even like me? Katherine asked stonily.
[ترجمه ترگمان]تو حتی از من خوشت نمیاد؟ کاترین مات و مبهوت پرسید:
[ترجمه گوگل]آیا شما حتی من را دوست ندارید؟ کاترین از سنگسار پرسید:

8. Everyone turned to look at him, and he stared stonily back.
[ترجمه ترگمان]همه برگشتند و به او نگاه کردند و او نیز مات و مبهوت به عقب نگاه کرد
[ترجمه گوگل]هر کس به او نگاه کرد و او را به عقیم نگاه کرد

9. Proudly lined up on a long bench, they stonily awaited their victims.
[ترجمه ترگمان]با افتخار روی یک نیمکت دراز ایستاده بودند و بی حرکت در انتظار victims بودند
[ترجمه گوگل]با افتخار بر روی یک نیمکت بلند قرار گرفتند، آنها قربانیان خود را با سنگسار منتظر ماندند


کلمات دیگر: