(خودمانی) آدم پست فطرت، شخص نفرت انگیز، (آدم یا چیز) گندو، بد بود، متعفن، بو گندو، (خودمانی) کار یا مسئله ی دشوار، ادم متعفن وپست
stinker
(خودمانی) آدم پست فطرت، شخص نفرت انگیز، (آدم یا چیز) گندو، بد بود، متعفن، بو گندو، (خودمانی) کار یا مسئله ی دشوار، ادم متعفن وپست
انگلیسی به فارسی
آدم متعفن و پست، شخص نفرت انگیز
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• (1) تعریف: one that stinks.
• (2) تعریف: (informal) an obnoxious or offensive person.
• (3) تعریف: (informal) something of very low quality.
- The play was a real stinker.
[ترجمه ترگمان] نمایش یک بو گندو واقعی بود
[ترجمه گوگل] این بازی یک جنجال واقعی بود
[ترجمه گوگل] این بازی یک جنجال واقعی بود
• person or thing that gives off a foul smell; contemptible person, despicable person; something very difficult (slang)
جملات نمونه
1. his father is a real stinker
پدرش آدم خیلی گندی است.
2. This cold I've got is a real stinker .
[ترجمه ترگمان]هوا سرد و متعفن است
[ترجمه گوگل]این سرماخوردن من یک جادوگر واقعی است
[ترجمه گوگل]این سرماخوردن من یک جادوگر واقعی است
3. What a stinker that man is!
[ترجمه ترگمان]چه آدم نفرت انگیز است!
[ترجمه گوگل]چه مردی ستمکار است
[ترجمه گوگل]چه مردی ستمکار است
4. It's been a real stinker of a day.
[ترجمه ترگمان]یک روز بو گندو واقعی بود
[ترجمه گوگل]این یک روز حیرت انگیز است
[ترجمه گوگل]این یک روز حیرت انگیز است
5. In the last game he had a stinker.
[ترجمه ترگمان]در آخرین بازی متعفن بود
[ترجمه گوگل]در آخرین بازی او یک جادوگر داشت
[ترجمه گوگل]در آخرین بازی او یک جادوگر داشت
6. I think he's an absolute stinker to do that to her.
[ترجمه ترگمان]به نظر من او واقعا آدم نفرت انگیز است که این کار را با او بکند
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم او یک قاتل مطلق است که این کار را برای او انجام دهد
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم او یک قاتل مطلق است که این کار را برای او انجام دهد
7. was a real stinker.
[ترجمه ترگمان]یک آدم متعفن واقعی بود
[ترجمه گوگل]یک جادوگر واقعی بود
[ترجمه گوگل]یک جادوگر واقعی بود
8. The movie is Brandon's first stinker.
[ترجمه ترگمان]این فیلم اولین stinker Brandon است
[ترجمه گوگل]اولین فیلم سینمایی براندون است
[ترجمه گوگل]اولین فیلم سینمایی براندون است
9. This is the one stinker in April that deserves special condemnation.
[ترجمه ترگمان]این یک stinker در ماه آوریل است که سزاوار محکومیت ویژه است
[ترجمه گوگل]این در ماه آوریل یک ستمگر است که شایسته محکومیت خاص است
[ترجمه گوگل]این در ماه آوریل یک ستمگر است که شایسته محکومیت خاص است
10. That son of theirs is a little stinker!
[ترجمه ترگمان]این پسر آن ها متعفن است!
[ترجمه گوگل]این پسر خودشان یک جادوگر کوچک است!
[ترجمه گوگل]این پسر خودشان یک جادوگر کوچک است!
11. You really are a stinker.
[ترجمه ترگمان]تو واقعا آدم متعفن هستی
[ترجمه گوگل]شما واقعا بدبین هستید
[ترجمه گوگل]شما واقعا بدبین هستید
12. The two - hour examination was a real stinker.
[ترجمه ترگمان]دو ساعت معاینه یک بو گندو واقعی بود
[ترجمه گوگل]معاینه دو ساعته جسد واقعی بود
[ترجمه گوگل]معاینه دو ساعته جسد واقعی بود
13. I thought it was a right stinker.
[ترجمه ترگمان]فکر می کردم آدم متعفن است
[ترجمه گوگل]من فکر کردم این یک جنجال درست بود
[ترجمه گوگل]من فکر کردم این یک جنجال درست بود
14. For the fact is that the plan on offer is a stinker — and inexcusably so.
[ترجمه ترگمان]این واقعیت این است که طرح پیشنهادی این است که این پیشنهاد به طرز غیرقابل بخششی انجام می شود
[ترجمه گوگل]برای این حقیقت این است که طرح ارائه شده، یک لکه دار و غیرقابل انکار است
[ترجمه گوگل]برای این حقیقت این است که طرح ارائه شده، یک لکه دار و غیرقابل انکار است
His father is a real stinker.
پدرش آدم خیلی گندی است.
پیشنهاد کاربران
افتضاح، مزخرف
کلمات دیگر: