• talking puppet from the popular children's television program "the muppets"
muppet
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
احمق، کودن، خنگ
دست و پا چلفتی
اسم یه برنامه کودک عروسکیه: "the muppets"
خنگ. ابله. کودن. دست و پا چلفتی. بی عقل ( مثال کسی که مست کرده ) .
muppet ( هنرهای نمایشی )
واژه مصوب: مروسک
تعریف: عروسکی که جیم هنسن در اواسط قرن بیستم آن را ابداع کرد و ویژگی آن استفاده از اسفنج و طراحی و ساختار مبالغه آمیز است
واژه مصوب: مروسک
تعریف: عروسکی که جیم هنسن در اواسط قرن بیستم آن را ابداع کرد و ویژگی آن استفاده از اسفنج و طراحی و ساختار مبالغه آمیز است
کلمات دیگر: