کلمه جو
صفحه اصلی

squeamish


معنی : سخت گیر، بی میل، باحیا، نازک نارنجی، استفراغی
معانی دیگر : (کسی که مزاجش زود به هم می خورد یا زود دچار تهوع می شود) نازک نارنجی، زودهراش، زود دل آشوب، زودبیزار، زیاده حساس، مو از ماست کش، ایرادی

انگلیسی به فارسی

استفراغی، بی میل، سخت گیر، نازک نارنجی، باحیا


گول زدن، سخت گیر، نازک نارنجی، بی میل، استفراغی، باحیا


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: squeamishly (adv.), squeamishness (n.)
(1) تعریف: nauseated, or tending to be easily nauseated or disgusted; queasy.
مترادف: qualmish, queasy
مشابه: delicate, nauseous, sickly

- The sight of the gaping wound made him squeamish.
[ترجمه ترگمان] دیدن زخم دهان باز او را squeamish می کرد
[ترجمه گوگل] چشم زخم خمیدگی او را تکان داد

(2) تعریف: overly dainty or fastidious.
مترادف: dainty, fastidious, mincing, prim, proper
مشابه: finicky, fussy, persnickety

(3) تعریف: too easily shocked or offended in matters of morality or principles.
مترادف: holier-than-thou, priggish, prudish, strait-laced
مشابه: conservative, fastidious, fuddy-duddy, puritanical, sanctimonious, self-righteous

• prudish, prim, easily shocked; fastidious; easily nauseated
if you are squeamish, you are easily upset by unpleasant sights or situations.

مترادف و متضاد

سخت گیر (صفت)
hard, difficult, astringent, strict, stern, demanding, intransigent, exacting, squeamish, severe, fastidious, hard and fast, hard-bitten, hard-handed, unrelenting, priggish

بی میل (صفت)
stomachy, squeamish, loathsome, disinclined, reluctant, unwilling, resentful, listless

باحیا (صفت)
modest, squeamish

نازک نارنجی (صفت)
touchy, squeamish, thin-skinned

استفراغی (صفت)
squeamish

nauseated; finicky


Synonyms: annoyed, captious, delicate, disgusted, dizzy, exacting, fastidious, fussy, hypercritical, mincing, particular, prim, prudish, puritanical, qualmish, queasy, queer, scrupulous, shaky, sick, sickly, sick to one’s stomach, strait-laced, unsettled, upset, vertiginous


Antonyms: ready, unpicky, willing


جملات نمونه

1. to make squeamish
دچار حالت تهوع یا انزجار کردن

2. She's really squeamish and can't stand the sight of blood.
[ترجمه علي انديشمند] او واقعا حالش از دیدن خون به هم مَی خورد.
[ترجمه ترگمان]او واقعا نازک نارنجی است و نمی تواند منظره خون را تحمل کند
[ترجمه گوگل]او واقعا خشنود است و نمیتواند خون را ببیند

3. Many cooks are squeamish about putting live shellfish into boiling water.
[ترجمه علي انديشمند] بسیاری از آشپزها حالشان از قرار دادن ماهی به صورت زنده در آب جوش ، به هم مَی خورد.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آشپز در مورد قرار دادن صدف زنده در آب حساس هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از نوشیدنی ها در مورد قرار دادن ماهی های دریایی زنده در آب جوش هستند

4. His new novel is not for the squeamish .
[ترجمه ترگمان]رمان جدید او این squeamish نیست
[ترجمه گوگل]رمان جدید او برای سحر و جادو نیست

5. I am not squeamish about blood.
[ترجمه ترگمان]من در مورد خون دست و پا چلفتی نیستم
[ترجمه گوگل]من خونخوار نیستم

6. There's no time to feel squeamish.
[ترجمه ترگمان]وقتی برای این کار دست و پا چلفتی بودن وقت نداریم
[ترجمه گوگل]هیچ وقت احساس خجالت نمیکنم

7. It is not for the squeamish, but equally it is not for the merely despairing.
[ترجمه ترگمان]این نازک نارنجی نیست، بلکه به همین اندازه هم نومید کننده نیست
[ترجمه گوگل]این برای گریه نیست، اما به همان اندازه است که صرفا ناامیدی نیست

8. For the squeamish, there was the lobbyists' card game.
[ترجمه ترگمان]برای the، بازی lobbyists در کار بود
[ترجمه گوگل]برای بازیابی، کارت بازی لابی گران وجود داشت

9. He doesn't consider himself squeamish.
[ترجمه ترگمان]اون خودش رو نازک نارنجی حساب نمی کنه
[ترجمه گوگل]او خودخواهانه نیست

10. Even if the squat toilet leaves you squeamish, you might prefer it to communal facilities like the ones at the Roman site of Ostia Antica.
[ترجمه ترگمان]حتی اگر دستشویی هم برایتان بد باشد، ممکن است آن را به امکانات اشتراکی مانند آن هایی که در سایت رومن of Antica قرار دارند، ترجیح دهید
[ترجمه گوگل]حتی اگر توالت برافروخته شما را سیراب کند، ممکن است آن را به امکانات عمومی مانند مواردی در سایت رومی Ostia Antica ترجیح دهید

11. Got your period?If you're squeamish but homy, leave the tampon in and let him give you an orgasm using his fingers on your clitoris.
[ترجمه ترگمان]پریود شدی؟ اگر شما نازک نارنجی هستید، اما homy، نواربهداشتی را بگذارید داخل و بگذارید به شما یک ارضا ارگاسم نزدیک کند که از انگشتانش استفاده می کند
[ترجمه گوگل]دوره خود را داشته اید؟ اگر شرم آور هستید اما هومیو، تامپون را ترک کنید و اجازه دهید او با استفاده از انگشتان دست خود بر روی clitoris شما را ارگاسم کند

12. I'm terribly squeamish. I can't bear gory films.
[ترجمه ترگمان]من به شدت نازک نارنجی هستم من نمی تونم فیلم gory تحمل کنم
[ترجمه گوگل]من خیلی ناراحت هستم من نمی توانم فیلم های خشن را تحمل کنم

13. This movie is not for the squeamish.
[ترجمه ترگمان]این فیلم برای این squeamish نیست
[ترجمه گوگل]این فیلم برای جنجالی نیست

14. Europeans are squeamish about warfare and armies.
[ترجمه ترگمان]اروپائیان در مورد جنگ و ارتش نازک نارنجی هستند
[ترجمه گوگل]اروپایی ها در مورد جنگ و ارتش ها گول می زنند

15. Some Asian countries are squeamish about the effect of non-traditional security on their sovereignty. They should swallow hard.
[ترجمه ترگمان]برخی از کشورهای آسیایی در مورد تاثیر امنیت غیر سنتی بر حق حاکمیت خود نازک نارنجی هستند آن ها باید به سختی قورت دهند
[ترجمه گوگل]برخی از کشورهای آسیایی از تأثیر امنیت غیر سنتی بر حکم حکومتشان هستند آنها باید به سختی فرو برد

to make squeamish

دچار حالت تهوع یا انزجار کردن


پیشنهاد کاربران

دل نازک

با توجه به دیکشنری آکسفورد:
صفتی است برای افرادی که با دیدن یک صحنه ناگوار حالشون بد میشه و ناراحت میشوند مخصوصا با دیدن خون

چندش، تهوع آور


کلمات دیگر: