1. He has decided to step down as captain of the team.
[ترجمه صالح] اون تصمیم گرفته به عنوان کاپیتان تیم کنار برود.
[ترجمه ترگمان]اون تصمیم گرفته که به عنوان کاپیتان تیم عمل کنه
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفته است که به عنوان کاپیتان تیم برود
2. She reluctantly agreed to step down as managing director.
[ترجمه ترگمان]او با بی میلی موافقت کرد که به عنوان مدیرعامل استعفا دهد
[ترجمه گوگل]او با اکراه موافقت کرد که به عنوان مدیر عامل شرکت کند
3. He saw the job as a step down .
[ترجمه ترگمان] اون شغل رو به عنوان یه قدم به پایین دید
[ترجمه گوگل]او این کار را به عنوان یک گام پایین دید
4. She was made to step down by my forceful argument.
[ترجمه ترگمان]اون مجبور شده بود که با forceful من کنار بیاد
[ترجمه گوگل]او توسط استدلال نیرومند من گریه می کرد
5. He was forced to step down from his post.
[ترجمه ترگمان]ناچار شد از جای خود پایین بیاید
[ترجمه گوگل]او مجبور شد از پست خود خارج شود
6. The president need not step down so long as the elections are held under international supervision.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور تا زمانی که انتخابات تحت نظارت بین المللی برگزار شود، نیازی به کناره گیری از این انتخابات ندارد
[ترجمه گوگل]رییس جمهور تا زمانی که نظارت بر نظارت بر انتخابات برگزار می شود، نیازی به عقب نشینی ندارد
7. I would step down if the people wanted.
[ترجمه ترگمان]اگر مردم می خواستند، من پیاده می شدم
[ترجمه گوگل]اگر مردم می خواستند من را ترک می کردم
8. The manager had to step down on account of poor health.
[ترجمه ترگمان]مدیر باید حسابی مریض می شد
[ترجمه گوگل]مدیر باید از سلامت ضعیف خود رها شود
9. He will step down before the election, a decision he announced on a chat show.
[ترجمه ترگمان]او قبل از انتخابات کناره گیری خواهد کرد، تصمیمی که او در یک نمایش گپ اعلام کرد
[ترجمه گوگل]او پیش از انتخابات قدم بر می دارد، تصمیم ای که در یک نمایش چت اعلام کرد
10. Kelly was due to step down after covering for the suspended Tracey against Arsenal last week.
[ترجمه ترگمان]کلی قرار بود که بعد از پوشش خبری که هفته گذشته برای تریسی در برابر آرسنال تحت پوشش قرار گرفته بود، استعفا دهد
[ترجمه گوگل]کلی پس از پوشش برای Tracey معلق در برابر آرسنال در هفته گذشته قدم گذاشته بود
11. Mr Orlando was forced to step down as mayor despite his popularity with the voters.
[ترجمه ترگمان]آقای ارلاندو با وجود محبوبیت خود با رای دهندگان مجبور به کناره گیری شد
[ترجمه گوگل]آقای اورلاندو مجبور شد که به رغم محبوبیت خود با رای دهندگان، شهردار شود
12. John's appeal enabled Khrushchev to step down without losing face.
[ترجمه ترگمان]درخواست جان خروشچف را فعال کرد تا بدون از دست دادن صورت عقب نشینی کند
[ترجمه گوگل]درخواست تجدید نظر جان به خروشچف اجازه ندادن بدون از دست دادن چهره
13. Critics called it one step down the path toward legalization of drugs.
[ترجمه ترگمان]منتقدان آن را یک قدم به سمت قانونی کردن مواد مخدر خواندند
[ترجمه گوگل]منتقدان آن را یک گام در مسیر قانونی کردن مواد مخدر نامیدند
14. He was forced to step down in early April.
[ترجمه ترگمان]او مجبور شد در اوایل آوریل کناره گیری کند
[ترجمه گوگل]او مجبور شد در اوائل آوریل گام بردارد
15. Occasionally he would step down the wicket and slog my straight medium pacer straight and high over my head.
[ترجمه ترگمان]گاه گاه از دریچه به پایین قدم برمی داشت، باریک و باریک مرا صاف و صاف می کرد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات می توانستم قایقی را بیرون بیاورم و قدم مستقیم از بین بردم