کلمه جو
صفحه اصلی

spidery


عنکبوت مانند، تنندوسان، رتیل وار، (مانند پاهای عنکبوت) دراز و باریک، عنکبوتی، شبیه عنکبوت، شبیه تار عنکبوت

انگلیسی به فارسی

شبیه عنکبوت، شبیه تار عنکبوت


اسپیدری، شبیه تار عنکبوت، شبیه عنکبوت


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: like a spider, esp. in having long thin legs.

(2) تعریف: like a spider's web.

- his spidery handwriting
[ترجمه ترگمان] دستخط spidery
[ترجمه گوگل] نامه دست نویس او

• resembling a spider; resembling a spider's web; infested with spiders
spidery handwriting consists of thin, angular lines and is hard to read.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] تار عنکبوتی - شبیه تار عنکبوت

جملات نمونه

1. He saw her spidery writing on the envelope.
[ترجمه ترگمان]او را دید که روی پاکت نوشته بود
[ترجمه گوگل]او را دیدم که پرچم خود را بر روی پاکت گذاشت

2. A few were connected with neighbouring towers by spidery bridges, 000 feet above ravines of deepest blue.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از آن ها با برج های نیش، ۰۰۰ فوت بالاتر از دره های عمیق و عمیق، به برج های مجاور متصل بودند
[ترجمه گوگل]چند نفر با برج های همسایه با پل های اسپیدری، 000 فوت بالاتر از دره های عمیق آبی متصل شده بودند

3. The writing, spidery and pale brown, was illegible.
[ترجمه ترگمان]نوشته ها، spidery و قهوه ای کم رنگ، ناخوانا بودند
[ترجمه گوگل]نوشتن، اسپیدری و قهوه ای رنگی غیر قابل خواندن بود

4. Spidery legs, rat eyes, whiffling whiskers: an unearthed hedgehog, part of the general exodus due to building developments nearby.
[ترجمه ترگمان]پاهای spidery، چشمان موش، ریش whiffling: یک جوجه تیغی آشکار که بخشی از مهاجرت عمومی به دلیل تحولات در همان نزدیکی بود
[ترجمه گوگل]پاهای اسپیدری، چشم های مو، whiskling whiskers یک قایق ناشناخته، بخشی از خروج عمومی به دلیل پیشرفت های ساخت و ساز در این نزدیکی هست

5. Time lapse quickly and Lady Spidery was already sixteen years old. She was very beautiful and charming.
[ترجمه ترگمان]زمان به سرعت می گذشت و لیدی spidery شانزده سال داشت او بسیار زیبا و جذاب بود
[ترجمه گوگل]سرعت گذشت زمان و لیدی اسپیدری در حال حاضر شانزده ساله بود او بسیار زیبا و جذاب بود

6. Elderly Li women with their people's distinctive spidery blue tattoos on their faces and legs weave garments on simple lap looms and offer them for sale.
[ترجمه ترگمان]مرده ای مسن و مرده ای مسن با خالکوبی آبی خاص مردم خود بر روی صورت و پاها لباس های خود را بر روی زانوهای ساده بافت و آن ها را برای فروش عرضه می کنند
[ترجمه گوگل]زنان سالخورده لی با خالکوبی آبی اسپیدری مردم خود در چهره ها و پاهای خود لباس های پارچه ای را بافته می کنند و به فروش می رسانند

7. The brain and its long spidery neurons are essentially made of fat, but they communicate with each other via proteins.
[ترجمه ترگمان]مغز و نورون های long آن اساسا از چربی ساخته شده اند، اما با یکدیگر از طریق پروتیین ها ارتباط برقرار می کنند
[ترجمه گوگل]مغز و عضلات طولانی اسپیدری آن اساسا از چربی تشکیل شده است، اما آنها با یکدیگر از طریق پروتئین ارتباط برقرار می کنند

8. His handwriting is too spidery to read.
[ترجمه ترگمان]دست خطش خیلی شبیه عنکبوت است که بتواند آن را بخواند
[ترجمه گوگل]رونویسی او بسیار خواندنی است

9. On the back cover spidery hands are outstretched towards Harry.
[ترجمه ترگمان]در قسمت عقب دست های عنکبوت به سمت هری دراز شده اند
[ترجمه گوگل]در پشت جبهه، دست ها به سمت هری بیرون می روند

10. " I can't read your spidery scrawl!
[ترجمه ترگمان]من خط خرچنگ قورباغه شما رو نمی تونم بخونم!
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم فریاد خویش را بخوانم

11. She has spidery long legs .
[ترجمه ترگمان]اون پاهای درازی داره
[ترجمه گوگل]او دارای پاهای بلند است

12. Her hair is pure white, her face covered with spidery lines, but her eyes are absolutely clear, sparkling.
[ترجمه ترگمان]موهایش کاملا سفید است، صورتش با خطوط عنکبوت پوشانده شده، اما چشمانش کاملا شفاف و درخشان هستند
[ترجمه گوگل]موهایش سفید خالص است، چهره اش با خطوط اسپیدری پوشیده شده است، اما چشمانش کاملا روشن و درخشان است

13. She unfolded Marek's exercise book and began reading the spidery writing where she had been forced to stop.
[ترجمه ترگمان]کتاب ورزش marek را باز کرد و شروع به خواندن نوشتن spidery کرد که مجبور شده بود بایستد
[ترجمه گوگل]او کتاب ورزشی مارک را باز کرد و شروع به خواندن نوشتن اسپیدری کرد که مجبور شد آن را متوقف کند

14. Lest anything should not be understood, each scene was accompanied by an explanatory sentence in spidery yellow paint.
[ترجمه ترگمان]برای اینکه همه چیز درک نشود، هر صحنه با یک جمله توضیحی در رنگ زرد عنکبوت همراه بود
[ترجمه گوگل]هر چیزی نباید درک شود، هر صحنه با یک جمله توضیحی در رنگ زرد اسپیدری همراه است

پیشنهاد کاربران

spidery میتونه اشاره به یه دستخط داشته باشه که اصطلاحا توی فارسی بهش میگیم چه دستخط خرچنگ قورباغه ای داری
همینطور در مورد یه نقاشی هم میتونه به این شکل باشه.


کلمات دیگر: