کلمه جو
صفحه اصلی

crate


معنی : محفظه، صندوقه، جعبه بندی، در جعبه گذاردن
معانی دیگر : صندوق (برای حمل کالا و غیره)، جعبه، (خودمانی - هواپیما یا اتومبیل) قراضه، لکنته، لکنتو، صندوق بندی کردن، جعبه بندی کردن، در صندوق (یا جعبه) گذاشتن، صندوقی که چینی یا شیشه دران میگذارند، جعبه بندی چینی الات

انگلیسی به فارسی

صندوقی که چینی یا شیشه در آن می‌گذارند، صندوقه، در جعبه گذاردن، جعبه‌بندی(چینی‌آلات)


جعبه، محفظه، جعبه بندی، در جعبه گذاردن


انگلیسی به انگلیسی

• wooden box; old car, old plane, piece of junk (slang)
pack in a crate or box
a crate is a large box used for transporting or storing things.

اسم ( noun )
(1) تعریف: a container for packing and shipping, usu. made of rough wood slats.
مشابه: box, package

- The sculptures were carefully packed into their crates.
[ترجمه ترگمان] مجسمه ها با دقت در صندوق آن ها جمع شدند
[ترجمه گوگل] مجسمه ها به واسطه جعبه های خود بسته بندی گردیدند

(2) تعریف: (informal) a dilapidated vehicle, such as an old automobile.
مشابه: heap

- Why are you still driving that old crate?
[ترجمه ترگمان] چرا هنوز اون جعبه قدیمی رو می رونی؟
[ترجمه گوگل] چرا هنوز کابین قدیمی را رانندگی می کنید؟
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: crates, crating, crated
• : تعریف: to pack in a crate.

- The oranges are crated and then loaded onto trucks.
[ترجمه ترگمان] پرتقال ها را حمل می کنند و به کامیون ها بار می کنند
[ترجمه گوگل] پرتقال ها بر روی کامیون قرار می گیرند و سپس بارگیری می شوند

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] صندوق چوبی حمل کالا

مترادف و متضاد

Synonyms: box, cage, carton, case, chest, package


wooden container


محفظه (اسم)
case, shield, box, chest, encasement, crate

صندوقه (اسم)
crate

جعبه بندی (اسم)
crate

در جعبه گذاردن (فعل)
pyx, crate, incase

جملات نمونه

1. a crate full of apples
یک صندوق پر از سیب

2. we carried the big crate cornerwise through the narrow doorway
صندوق بزرگ را به صورت اریب از درگاه باریک رد کردیم.

3. his car is an old crate
اتومبیل او کهنه و لکنته است.

4. The cat was sitting on an upturned crate.
[ترجمه ترگمان]گربه روی یک جعبه وارونه نشسته بود
[ترجمه گوگل]گربه روی صندوق عقب نشسته بود

5. I up-ended the crate and sat on it.
[ترجمه ترگمان]صندوق را باز کردم و روی آن نشستم
[ترجمه گوگل]من جعبه را بالا بردم و روی آن نشسته ام

6. Someone has stuck a label on the crate.
[ترجمه ترگمان]یه نفر یه برچسب روی جعبه گذاشته
[ترجمه گوگل]کسی روی برچسب جعبه گیر کرده است

7. The workers tightly packed the goods in the crate.
[ترجمه ترگمان]کارگران در صندوق را محکم بستند
[ترجمه گوگل]کارگران محکم کالا را در صندوق بسته بندی کردند

8. We broke open the crate with a blow from the chopper.
[ترجمه ترگمان]ما صندوق را با یک ضربه از هلیکوپتر باز کردیم
[ترجمه گوگل]ما جعبه را با یک ضربه از هلی کوپتر باز کردیم

9. Daniels has denied all knowledge of the crate and the drugs.
[ترجمه ترگمان]Daniels همه دانش صندوق و مواد مخدر را انکار کرده است
[ترجمه گوگل]دانیلز تمام دانش جعبه و مواد مخدر را رد کرده است

10. He sat down quickly on the Bendix crate to bring himself closer to my level.
[ترجمه ترگمان]او به سرعت روی جعبه چوبی نشست تا خودش را به سطح من نزدیک تر کند
[ترجمه گوگل]او به سرعت در جعبه Bendix نشست و خود را به سطح من نزدیک تر کرد

11. A naive operation consists of pushing one crate into an adjacent free area.
[ترجمه ترگمان]یک عملیات ساده شامل هل دادن یک صندوق به یک منطقه آزاد مجاور است
[ترجمه گوگل]یک عمل ساده و ساده، شامل کشیدن یک جعبه به منطقه آزاد مجاور است

12. Maura sat on the wooden crate.
[ترجمه ترگمان]Maura روی جعبه چوبی نشسته بود
[ترجمه گوگل]مورا روی صندوق چوبی نشسته بود

13. A couple of candles burned on a milk crate, and the moon lit up the meadow below us.
[ترجمه ترگمان]چند شمع روی یک جعبه شیر سوخته بودند و ماه روی چمن زار پایین ما را روشن کرده بود
[ترجمه گوگل]یک شمع شمع در جعبه شیرین سوخته بود، و ماه نورانی از زیرزمین ما را روشن کرد

14. No, I tend to break into a crate of Nettles Old Fester.
[ترجمه ترگمان] نه، من دوست دارم یه جعبه پر از Nettles \"Fester\" رو بشکونم
[ترجمه گوگل]نه، من تمایل دارم در جعبه Nettles Old Fester شکست بخورم

15. He orders a crate of champagne and armfuls of red roses to welcome her home.
[ترجمه ترگمان]او دستور داد یک جعبه شامپاین و دسته گلی از گل سرخ را سفارش بدهد تا به خانه اش خوش آمد بگویند
[ترجمه گوگل]او یک جعبه شامپاین و آرایشی از گلهای قرمز را برای استقبال از خانه اش سفارش می دهد

crates containing glass and china

صندوق‌های حاوی شیشه و چینی


a crate full of apples

یک صندوق پر از سیب


His car is an old crate.

اتومبیل او کهنه و لکنته است.


Here oranges are crated and shipped by trucks.

در اینجا پرتقال‌ها را در جعبه می‌گذارند و با کامیون ارسال می‌کنند.


پیشنهاد کاربران

قفسه ( تخصصی صنایع )

جعبه ، کارتن ( برای بسته بندی و ارسال کالا )


کلمات دیگر: