squirted، پراندن، تندروان شدن، اب را بصورت فواره بیرون دادن
squirted
انگلیسی به فارسی
جملات نمونه
1. the boys squirted water at each other
پسرها (با آب دزدک) به هم آب پراندند.
پیشنهاد کاربران
covered with a liquid ( from a tube or similar )
کلمات دیگر: