1. My aunt's very straitlaced - she'd be shocked if you mentioned sex.
[ترجمه ترگمان]خاله جون، اگه شما راجع به سکس با من حرف می زدید شوکه می شد
[ترجمه گوگل]عمه من خیلی تند و تیز است - اگر شما جنس را ذکر کردید شوکه می شود
2. Straitlaced Amos, for example, was less stereotypical than his pals, and Sapphire spoke nothing like her husband.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، Straitlaced آموس از دوستانش کم تر stereotypical بود و Sapphire هیچ شباهتی به شوهرش نداشت
[ترجمه گوگل]برای مثال، Straitlaced Amos، کلیشه های کمتر نسبت به همسرانش بود و Sapphire چیزی شبیه همسرش نداشت
3. My straitlaced Aunt Anna doesn't approve of my miniskirts.
[ترجمه Anna] آدم سختگیر
[ترجمه Anna] عمه سختگیرم، آنا، دامن کوتاه منو تایید نکرد.
[ترجمه ترگمان]خاله straitlaced من با miniskirts من موافق نیست
[ترجمه گوگل]عمه ی آنا تنگه ی من از مینی سواری من راضی نمی کند
4. My straitlaced aunt anna doesn't approve of my miniskirts.
[ترجمه ترگمان]عمه straitlaced من، آنا با miniskirts من موافق نیست
[ترجمه گوگل]عمه تنگه آنا آن را از منزل من نپذیرفت
5. The Don was straitlaced about sex.
[ترجمه ترگمان]دن دون در مورد سکس حرف می زد
[ترجمه گوگل]دون دچار تردید در مورد جنس شد
6. Dad looked straitlaced in his short-sleeved white shirt, skinny tie, and plastic pocket liner holding a pen, a notebook, and sometimes a slide rule.
[ترجمه ترگمان]پدر با پیراهن سفید آستین کوتاه، کراوات لاغر و آستر جیب پلاستیکی که قلم، یک دفتر یادداشت و گاهی یک خط کش slide را نگه داشته بود، نگاه کرد
[ترجمه گوگل]پدر در پیراهن سفید کوتاه آستین، کراوات لاغر و لاینر جیبی پلاستیکی با قلم، نوت بوک و گاهی اوقات یک قانون اسلاید نگاه کرد
7. It was preceded by this, his only other novel, a work more straitlaced in literary form but just as shockingly original in content.
[ترجمه ترگمان]این اثر قبل از این، تنها رمان دیگر او، اثر more در فرم ادبی بود، اما به طور شگفت انگیزی در محتوا نقش داشت
[ترجمه گوگل]پیش از این، تنها رمان دیگرش، کار دیگری بود که در قالب ادبی تسریع شده بود، اما به همان اندازه به عنوان حیرت انگیز در محتوای اصلی
8. Not " getting " deception or nuance, they are straitlaced and humorless.
[ترجمه ترگمان]نه \"به دست آوردن\" فریب یا ظرافت بودن \"، آن ها straitlaced و جدی هستند
[ترجمه گوگل]'گرفتن' فریب و یا نجیب زدن، آنها straitlaced و بی ادب هستند
9. Our unconventional behaviour did in fact shock some of our more straitlaced friends.
[ترجمه ترگمان]رفتار غیر متعارف ما در واقع برخی از دوستان more را شوکه کرد
[ترجمه گوگل]در واقع رفتار غیر متعارف ما برخی از دوستان تندرو ما را تکان داد