کلمه جو
صفحه اصلی

stealthy


معنی : دزدکی، یواشکی، زیرجلکی
معانی دیگر : نهان، پنهان، مخفی، نهفته

انگلیسی به فارسی

نهفته، نهان، پنهان، مخفی، دزدکی، یواشکی، نهانکارانه، مخفیانه، پنهانی، نهانی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: stealthier, stealthiest
مشتقات: stealthily (adv.), stealthiness (n.)
• : تعریف: done or acting in a secretive or covert way; sneaky; furtive.
مترادف: furtive, sly, sneaking, surreptitious
متضاد: open, overt
مشابه: clandestine, covert, secretive, sneaky, undercover

• furtive, secretive, clandestine
stealthy actions or movements are performed in a slow, quiet, and secretive way.

مترادف و متضاد

دزدکی (صفت)
privy, furtive, slinky, stealthy, snoopy

یواشکی (صفت)
stealthy

زیرجلکی (صفت)
stealthy

quiet and secretive


Synonyms: catlike, catty, clandestine, covert, crafty, cunning, enigmatic, feline, furtive, hush-hush, noiseless, private, secret, shifty, silent, skulking, slinking, sly, sneak, sneaking, sneaky, sub-rosa, surreptitious, undercover, underhand, under wraps, wily


Antonyms: open, public


جملات نمونه

1. a stealthy revolution that has changed every society in the world
انقلاب نهفته ای که همه ی جوامع جهان را دگرگون کرده است

2. I would creep in and with stealthy footsteps explore the second-floor.
[ترجمه ترگمان]و با گام های دزدکی به طرف طبقه دوم رفتم
[ترجمه گوگل]من خسته شدم و با مراحل خنثی طبقه دوم را کشف کردم

3. Somehow it fitted into my stealthy, secretive nature.
[ترجمه ترگمان]به نوعی آن را در ذهن پنهان و مرموز من جا داده بود
[ترجمه گوگل]به نوعی به طبیعت مخفیانه و منحصر بفردم وصل شدم

4. There was stealthy movement at the edge of the wood.
[ترجمه ترگمان]در حاشیه جنگل یک حرکت پنهانی وجود داشت
[ترجمه گوگل]در لبه چوب، حرکات مخفیانه وجود داشت

5. Fifty feet ahead, dolphins cut a stealthy path through oily waters.
[ترجمه ترگمان]پنجاه متر جلوتر، دلفین ها یک مسیر پنهانی را از میان آب های روغنی می برند
[ترجمه گوگل]پنجاه پایی جلوتر، دلفین ها را از طریق آب های چرب به یک مسیر خاموش تبدیل می کنند

6. A stealthy arctic fox steals across a snow-patched ridge in Canada's Hudson Bay.
[ترجمه ترگمان]یک روباه قطبی در طول یک تپه پوشیده از برف در خلیج هادسون در کانادا دزدی می کند
[ترجمه گوگل]یک روباه انسانی مخفی در سرتاسر گودال ریخته گری برف در خلیج هادسون کانادا دزدی می کند

7. It was a stealthy sound made by someone anxious not to be heard.
[ترجمه ترگمان]این صدا از کسی بود که میل داشت کسی صدایش را نشنود
[ترجمه گوگل]این یک صدای مخفی بود که توسط کسی که مشتاق شنیدن نیست، ساخته شد

8. He took long stealthy strides. His hands were curiously cold.
[ترجمه ترگمان]با قدم های بلند راه می رفت دست هایش به طرز عجیبی سرد بودند
[ترجمه گوگل]او گام های بسیار آرام گرفت دستانش کنجکاو سرد بود

9. From this self - contained place rose in stealthy silence tall stems of smoke.
[ترجمه ترگمان]از این مکان به بعد همه جا ساکت و بی سر و صدا برخاست و از میان دود بلند شد
[ترجمه گوگل]از این محل خودداری شده، در سکوت خاموش ساقه های بلند دودی افزایش یافت

10. Stealthy wire can be attached to branch, across a rock or by a watering hole.
[ترجمه ترگمان]سیم Stealthy را می توان به شاخه، در یک صخره یا یک گودال آبیاری متصل کرد
[ترجمه گوگل]سیم خاردار را می توان به شاخه، سنگ یا یک سوراخ آبیاری متصل کرد

11. Her flexuous and stealthy figure became an integral part of the scene.
[ترجمه ترگمان]اندام flexuous و stealthy او به بخش جدایی ناپذیری از صحنه تبدیل شد
[ترجمه گوگل]شکل ظریف و پنهانی اش بخشی جدایی ناپذیر از صحنه شد

12. Swift and stealthy, adult leopard seals tend to be solitary creatures, hunting alone at the fringes of pack ice.
[ترجمه ترگمان]سریع و دزدکی، بنده ای پلنگ بالغ معمولا مخلوقات انفرادی هستند و در حاشیه یخ گروه به تنهایی شکار می کنند
[ترجمه گوگل]مهر و موم های لئوپارد بالغ و پنهانی، تمایل به موجودات انفرادی، شکار تنها در حاشیه یخ بسته است

13. Stealthy bears grab seals at these icy holes.
[ترجمه ترگمان]خرس های قطبی در این سوراخ های یخی مهر و موم می کنند
[ترجمه گوگل]خرس های مخفی در این حفره های یخ زده مهر و موم می کنند

14. You said a stealthy thief in chinese just for the funny pronunciation.
[ترجمه ترگمان]تو گفتی یه دزد یواشکی تو چینی ها فقط برای تلفظ خنده داره
[ترجمه گوگل]شما فقط یک دزد خنثی در چینی فقط برای تلفظ خنده دار گفتید

a stealthy revolution that has changed every society in the world.

انقلاب نهفته‌ای که همه‌ی جوامع جهان را دگرگون کرده است.


a stealthy burglary

دزدی مخفیانه


پیشنهاد کاربران

سرّی

پنهانی . مخفیانه

بی صدا


کلمات دیگر: