کم، مقدار کم، شمار اندک، میزان اندک، آب پاشی، افشانش
sprinkling
کم، مقدار کم، شمار اندک، میزان اندک، آب پاشی، افشانش
انگلیسی به فارسی
کم، مقدار کم، شمار اندک، میزان اندک
آبفشانی، آب پاشی، افشانش
آبیاری کردن، پاشیدن، ترشح کردن، گلنم زدن، اب پاشی کردن
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a quantity that is sprinkled.
• مشابه: dash
• مشابه: dash
- a sprinkling of salt on the potatoes
[ترجمه ترگمان] مقداری نمک روی سیب زمینی
[ترجمه گوگل] آب نمک بر روی سیب زمینی
[ترجمه گوگل] آب نمک بر روی سیب زمینی
• small amount; small amount distributed randomly
a sprinkling of things is a small quantity of them.
a sprinkling of things is a small quantity of them.
دیکشنری تخصصی
[عمران و معماری] آبیاری بارانی
مترادف و متضاد
hint, dash
Synonyms: admixture, dust, dusting, few, handful, lick, mixture, powdering, scattering, several, smattering, sprinkle, strain, taste, tinge, touch, trace
Antonyms: lot
جملات نمونه
1. We saw a vehicle sprinkling water on the street.
[ترجمه ترگمان]ما دیدیم که یک وسیله نقلیه در خیابان آب پاشیده می شود
[ترجمه گوگل]ما یک وسیله نقلیه آبی را در خیابان دیدیم
[ترجمه گوگل]ما یک وسیله نقلیه آبی را در خیابان دیدیم
2. There was a sprinkling of freckles on her cheeks.
[ترجمه ترگمان]روی گونه هایش لکه های خون دیده می شد
[ترجمه گوگل]یک شکم پر از شکم بر روی گونه هایش بود
[ترجمه گوگل]یک شکم پر از شکم بر روی گونه هایش بود
3. Top each bowl with a generous sprinkling of fresh mint.
[ترجمه ترگمان]هر کاسه پر از نعناع تازه
[ترجمه گوگل]بالا بردن هر کاسه با آب گرم سخاوتمندانه نعناع تازه
[ترجمه گوگل]بالا بردن هر کاسه با آب گرم سخاوتمندانه نعناع تازه
4. The hilltops were covered with a sprinkling of snow.
[ترجمه ترگمان]تپه ها پوشیده از دانه های برف بودند
[ترجمه گوگل]تپه های تپه ای با برف پوشیده شده بودند
[ترجمه گوگل]تپه های تپه ای با برف پوشیده شده بودند
5. It's only sprinkling. We can still go out.
[ترجمه ترگمان]فقط sprinkling هنوزم میتونیم بریم بیرون
[ترجمه گوگل]این فقط آب پز است ما هنوز می توانیم بیرون برویم
[ترجمه گوگل]این فقط آب پز است ما هنوز می توانیم بیرون برویم
6. Most were men, but there was also a sprinkling of young women.
[ترجمه ترگمان]بیش ترشان مرد بودند، اما در عین حال a از زنان جوان وجود داشت
[ترجمه گوگل]بیشتر مردان بودند، اما زنان جوان نیز سیب زمینی بودند
[ترجمه گوگل]بیشتر مردان بودند، اما زنان جوان نیز سیب زمینی بودند
7. Finish by sprinkling some chopped almonds over the cake.
[ترجمه ترگمان]با پاشیدن چند عدد بادام خرد شده روی کیک تمام کنید
[ترجمه گوگل]با کپک زدن برخی از بادام خرد شده روی کیک پایان دهید
[ترجمه گوگل]با کپک زدن برخی از بادام خرد شده روی کیک پایان دهید
8. One such method involves sprinkling the lawn with water at dusk.
[ترجمه ترگمان]یکی از این روش ها شامل پاشیدن چمن با آب در هنگام غروب است
[ترجمه گوگل]یکی از این روشها، حباب کردن چمن با آب در هنگام غروب است
[ترجمه گوگل]یکی از این روشها، حباب کردن چمن با آب در هنگام غروب است
9. Add a sprinkling of pepper.
[ترجمه ترگمان]کمی فلفل به آن اضافه کنید
[ترجمه گوگل]اضافه کردن یک پودر فلفل
[ترجمه گوگل]اضافه کردن یک پودر فلفل
10. It was sprinkling when we came in.
[ترجمه ترگمان] وقتی ما اومدیم اینجا بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که وارد شدیم آن را آبیاری کرد
[ترجمه گوگل]هنگامی که وارد شدیم آن را آبیاری کرد
11. There is little adverse effect from the light sprinkling of typographical errors.
[ترجمه ترگمان]تاثیر منفی کمی ناشی از حذف اشتباه ات تایپی زیادی دارد
[ترجمه گوگل]اثر نور ناشی از اشتعال خطاهای تایپوگرافی نور کم است
[ترجمه گوگل]اثر نور ناشی از اشتعال خطاهای تایپوگرافی نور کم است
12. Finish by sprinkling chippings and rolling them in.
[ترجمه ترگمان]با کم کردن گاز تمومش کن و اونا رو در جریان بذار
[ترجمه گوگل]پایان دادن به ذرات ریختن و نورد کردن آنها
[ترجمه گوگل]پایان دادن به ذرات ریختن و نورد کردن آنها
13. After a liberal sprinkling of monosodium glutamate and a dousing in soy sauce they were ready for the table.
[ترجمه ترگمان]بعد از a liberal که در سس سویا و سس و سس سویا روی میز چیده بودند،
[ترجمه گوگل]بعد از یک لیبلر آبی گلوتامات مونوسیدیم و سوزاندن سویا، آنها برای میز آماده می شدند
[ترجمه گوگل]بعد از یک لیبلر آبی گلوتامات مونوسیدیم و سوزاندن سویا، آنها برای میز آماده می شدند
14. Her gaze lingered on his pallor and the sprinkling of grey in his darkish hair.
[ترجمه ترگمان]نگاهش روی رنگ پریدگی و the موهایش به رنگ خاکستری تیره مانده بود
[ترجمه گوگل]نگاه او به بلای او و پاشیدن خاکستری در موهای تیره و تار شد
[ترجمه گوگل]نگاه او به بلای او و پاشیدن خاکستری در موهای تیره و تار شد
15. Salt, a sprinkling of olive oil and wine vinegar were the only seasonings.
[ترجمه ترگمان]نمک، پاشیدن روغن زیتون و سرکه، تنها مورد این مورد بود
[ترجمه گوگل]نمک، نمک زدایی از روغن زیتون و سرکه شراب تنها ادویه بود
[ترجمه گوگل]نمک، نمک زدایی از روغن زیتون و سرکه شراب تنها ادویه بود
پیشنهاد کاربران
باران سبک ، باران نم نم
انگشت شمار
کلمات دیگر: